دنیای آقای مدیر عامل...

دنیای آقای مدیر عامل...

نویسنده : بهمن بهمنی

برای اولین باری که وارد دفترش شدم، موهای تنم فر خورده بود! 40 ردیف صندلی که ختم می‌شد به یک میز بزرگ! آن روز گذشت...

تلفن که قطع شد، نزدیک ظهر مدیر برنامه وارد شد رو به من گفت: تو صدای مدیر عامل را تشخیص نمی‌دهی؟ روز اول کاری بدجور گند زدم، وارد دفتر که شد لبخندی زد و رفت. آن روز هم گذشت...

وقت ناهار همیشه یک نان سنگک می‌رفت داخل دفتر نصفی بر می‌گشت، بین آن همه صندلی فقط ردیف وسط می‌نشست! روز آخر که رفت تازه فهمیدم لپتاپ روی میز از خودش نبود! و چه زود آن روز هم گذشت...

بعد از تودیع و معارفه، مدیر عامل جدید وارد شد. از 40 ردیف صندلی، نشست پشت آن میز بزرگ، دسته گل‌ها از در رد نمی‌شد و آن روز به شلوغی گذشت...

پشت میزم نشسته‌ام  و به دیس‌های غذای دست آبدارچی جدید نگاه می‌کنم، اجازه ورود می‌دهم! امروز، می‌دانم روز آخر است! با لبخند از دفتر می‌روم و فقط نگهبان سازمان برای همیشه از من خداحافظی می‌کند، دل کندنش سخت بود برایم ولی گذشت !

یک روز بعد سوار ماشینش شدم! شبیه ماشین پدرم بود، حتی یک نمره پایین‌تر ولی انصافاً تمیز! از نانوایی نان خرید، وقتی نشست با خنده رو کرد به من و گفت: به صندلی ریاست دلنبندی، یک لقمه نان همه جا پیدا می‌شود! و چه زود روزهای با او بودنم گذشت...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
* پ .ن : پاراگراف آخر اشاره داره به مدیر عامل سابق :) !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
لذت بردم. ایجاز و استعاره و کنایه و ایهام و تلمیح و ... خلاصه همه صنایع ادبی جمعشون جمع بود! دست مریزاد.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
;) مرسی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
کلا این صندلی ها به هیچکــــــی وفا نمیکنن :))))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
:) بله
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام:واقعیت!!! بقول معروف اگر ریاست ماندنی بود به من و تو نمیرسید.متشکرم زنده باشید.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
منم همین رو می خواستم به مدیر عامل جدید بگم ! :)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
پاراگراف اخر به چه کسی اشاره داشت.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
با سلام، به مدیر عامل سابق
p_golpari
p_golpari
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
همه ی روزها پشت سرهم گزشتن !! عجب! تشکر فراوان
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
:) بله پیر شدیم رفت
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
اگه 10 تا ازین مدیرعامل ها داشتیم ...
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
:) اگه با ما باشی هستی ! و الا نع :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام ... من عاشق این ریاستها هستم
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
خیلی عالی بود
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
به به :)) باریکلا مهندس خیلی خوب و شیوا نوشته بودی؛ چی بگم از حرص مال دنیا! دل بسته به مال دنیا که نباشیم همه چی حله...
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
جال بودددددددددددددددممنوننننننننننننننن
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات