من ملاله هستم
معرفی کتاب

من ملاله هستم

نویسنده : وبگردی

«پرفروش‌ترين كتاب سال ٢٠١٣ در زمينه اتوبيوگرافی» ملاله یوسف زی دختر نوجوان پاکستانی که به خاطر تلاش برای دفاع از حق تحصیل زنان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله طالبان قرار گرفت. دختری که برای تحصیل به پاخاست و هدف گلوله طالبان قرار گرفت، با همکاری روزنامه نگار بریتانیایی کریستینا لمب نوشته شده است. ملاله 16 ساله در این کتاب از لحظات وحشتناکی می‌گوید که دو پیکارجوی طالبان در 9 اکتبر 2012 سوار اتوبوس مدرسه شدند و به سرش شلیک کردند. او می‌نویسد: دوستانم می‌گویند ضارب، سه بار شلیک کرد، یکی پشت سر دیگری، ملاله برای مداوای پزشکی عازم بریتانیا و در شهر بیرمنگهام ساکن شده است. او در کتاب خود، از زندگی‌اش در دوران حکومت طالبان در دره سوات در شمال غرب پاکستان نوشته است. کتاب، توصیف کننده احساسات عمومی مردم پاکستان در خصوص تفکرات طالبانی و ممنوعیت دسترسی به تلویزیون و موسیقی و ادبیات است.

** قسمتی از کتاب 

پدرم گریه می‌کند. هنگامی که موهایم را به یک طرف شانه می‌زنم و او اثر زخم را روی سر من می‌بیند اشک می‌ریزد، و وقتی از خواب نیمروزی بیدار می‌شود و صدای فرزندانش را در حال بازی در باغ می‌شنود آرامش خاطر می‌یابد زیرا یکی از صداها متعلق به من است. او می‌داند مردم می‌گویند تقصیر پدر بود که به من تیراندازی شد. این اتفاقات برای او بسیار دشوار بود. تلاش بیست ساله اش را در سوات ترک کرده بود؛ مدرسه ای که از هیچ ساخت، اما اکنون شامل سه ساختمان و هزار و صد دانش آموز و هفتاد معلم بود. من می دانم او به عنوان یک پسر فقیر از آن روستای باریک میان کوه‌های سیاه و سفید به کارهایی که در طول زندگی خود انجام داده بود افتخار می‌کرد. او می‌گوید:

- مانند این است که یک درخت را کاشته و سال‌ها را برای رشد آن زحمت کشیده ای ... دست کم این حق را داری که در سایه آن بنشینی.

رویای او در زندگی این بود که یک مدرسه بزرگ در سوات داشته باشد، و در کشورمان صلح و دموکراسی برقرار شود. او با فعالیت‌های خود و کمکی که به مردم می کرد جایگاه اجتماعی و احترام خاصی در سوات به دست آورده بود. او هرگز این اندیشه را در سر نداشت که در خارج از کشور زندگی کند، و هنگامی که مردم می گویند ما خودمان می خواستیم به انگلیس مهاجرت کنیم بسیار اندوهگین می‌شود.

پدرم می‌گوید:

- اگر می‌دانستم که چنین اتفاقی پیش خواهد آمد، برای آخرین بار به پشت سرم نگاه می کردم ... مانند پیامبر که موقع هجرت از مکه به مدینه بارها به پشت سرش نگاه کرد. پدرم بیشتر وقت خود را در سخنرانی‌ها سپری می کند. برای او عجیب است که اکنون مردم به خاطر من می خواهند سخنرانی هایش را بشنوند. مرا همیشه به عنوان دختر او می شناختند، و اکنون او را به عنوان پدر من می شناسند. هنگامی که برای دریافت جایزه من به فرانسه رفت به حضار گفت: «در سرزمین من بیشتر مردم به وسیله ی پسرانشان شناخته می شوند. من تنها پدر خوشبختی هستم که به نام دخترم مرا می شناسند.» 

***

عنوان: من ملاله هستم

نویسنده: ملاله یوسف زی - کریستینا لمب

مترجم: هانیه چوپانی

ناشر: کتاب کوله پشتی

سال نشر: چاپ اول 1392 - چاپ سوم 1393

شمارگان: 1000 جلد

موضوع: یوسف زی، ملاله، 1997 -   / دختران-- آموزی و پرورش-- پاکستان-- سرگذشتنامه/ حقوق کودکان -- پاکستان

قیمت: 170000 ریال

===========

منابع:فیدیبو-لی لی چی میخونه

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
٢
٠
خوشحال شدم از معرفی این کتاب فوق العاده به خوانندگان جیم. ایشون هم یک زن هستند از هزاران زنی که در این کره خاکی به معنای واقعی بهشون ظلم شده... . ممنونم.
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٣٠
١
١
خودتون دارین اعتراف میکنینا:دی
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/٠٩/٣٠
٠
١
جناب شمشیری می بینی یکم جنبه ندارن.خخخخخخ
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
ایرادی نداره...! ظلمهایی که روا میشه کاملا واضحه... و کاش واقعا یه روزی برسه که ارزشهای واقعی شون رو قدر بدونند.(منظور و حرفِ من فراتر از این کتاب و این بانوی فعال هستش... بگذریم!)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
همان چند سطر داشت اشکم را سرازیر میکرد.ممنون از معرفی کتاب.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام: بسیار سپاسگزارم از زحمتی که کشیدید. جاودان وشادمان باشید.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
ممنون بابت معرفی کتاببببببببببببببببببببببب
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ... متشکرم به چشمم خورد حتما میخرم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
ملاله-نوجوون پاکستانی... همون موقع که اون اتفاق براش افتاد تمام اخبارشو از بی بی سی دنبال میکردم. الان ملاله داره تو یکی از بهترین مدرسه های نیویورک درس میخونه.بعد از سخنرانی فوق العادش تو صحن سازمان ملل شهرت جهانی پیدا کرد.دخترایی مثل ملاله دنیا رو تغییر میدن. شجاع و جسور و راسخ در هدف. لایک داره
Shadi_kh
Shadi_kh
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
به نظرم اول از همه باید به پدر ملاله تبریک گفت به خاطر تربیت چنین دختری و بعد هم به ملاله که سمبلی از امید و مبارزه هست... ممنون بابت معرفی کتاب
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠