شب مثل حیرت ستاره بوی اذان و آینه می‌داد

شب مثل حیرت ستاره بوی اذان و آینه می‌داد

نویسنده : yekta_b

چادری که باشی توی تمام عکس‌های دسته جمعی سیاه و سفید می‌افتی، شاید هم با شال و روسری‌هایت یک انقلاب رنگی راه بیاندازی که نشان بدهی دلت مثل چادرت سیاه نیست. چادری که باشی راننده تاکسی در جواب سلامت می‌گوید: سلام خانوم.

چادری که باشی حتی جنتلمن‌ترین‌ها هم می‌دانند که نباید دست‌شان را دراز کنند و بخواهند که به‌شان دست بدهی. چادری که باشی تنها سیاهی که ازت دیده می‌شه چادرت است، نه خط چشمت! چادری که باشی یک فروشنده‌ای هم پیدا می‌شود که با اکراه بهت بگوید: «خانوم این دامنی که انتخاب کردین کوتاهه آآ اگه می‌خوایین بیارم؟» بعد تو با خودت بگویی لابد فروشنده فکر می‌کند من همیشه چادر سَرَم است!

چادری که باشی مردادی‌ترین تابستان‌ها مال ِتو. چادری که باشی نزدیک پله برقی کمی مکث می‌کنی تا چادرت را جمع و جور کنی. چادری که باشی جلوی حراست سر در دانشگاه دختری خودش را پشت چادرت قایم می‌کند و ازت می‌خواهد تا تکان نخوری که یک وقت حراست بگیردش. چادری که باشی وقتی می‌بینی دو، سه متر بعد از رد کردن حراست، دخترها چادرهای‌شان را مچاله می‌کنند توی کیف‌شان و حس پیروزی را با ولع مزه مزه می‌کنند، دردت می‌آید. چادری که باشی پسرک هیز فروشنده شلوغ‌ترین بوتیک شهر، سایز شلوارت را حدس نمی‌زند. چادری که باشی قید کوله پشتی را می‌زنی، هر چند با هر بار دیدنش دلت ضعف می‌رود.

چادری که باشی سرت بالاست، نگاهت پایین. چادری که باشی در هر سطح براقی چادرت را چک می‌کنی، نه میزان پوشش موهایت را. چادری که باشی می‌دانی نباید با استاد «سین» واحدی برداری، چون شنیدی همه چادری‌ها را می‌اندازد. چادری که باشی یک جاهایی ترجیح می‌دهی دیده‌ها و شنیده‌هایت را به روی خودت نیاوری. چادری که باشی می‌دانی قیمت پارچه چادری را قواره‌ای می‌گویند و نه متری، تازه از دیدن قیمت‌هایش هم هیچ تعجب نمی‌کنی. چادری که باشی یک وقت‌هایی زود مورد قضاوت قرار می‌گیری، یک وقت‌هایی زود بهت برچسب می‌زنند که: خشک مقدس!

چادری که باشی، هستند آدم‌هایی که بخواهند انتقام تمام تضادهای‌شان را با جامعه و نظام و تاریخ، از تو بگیرند! چادری که باشی سفیدی ارزش چادر سیاهت را با هیچی عوض نمی‌کنی، هیچی...

چادری که باشی خودت می‌دانی یک تکه پارچه هیچی را ثابت نمی‌کند. اگر بقیه شنیدند، تو خودت با جفت چشم‌هایت دیدی، دیدی که ... بماند. چادری که باشی با خوندن این پست یک منحنی پت و پهن می‌نشیند روی لب‌هایت .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
چادری که باشی، هستند آدم‌هایی که بخواهند انتقام تمام تضادهای‌شان را با جامعه و نظام و تاریخ، از تو بگیرند!.... اشک حلقه زد توی چشمم از این همــــــــه شباهت افکار ... !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
آفرین به اشاره صحیحِ شما به "تضادها و انتقام های نادان ها" ... آفرین.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
محدثه می فهمی من چی میگم و این دل گرمی بزرگیه برام ، ممنون که میخونی / آقای شمشیری آدم یه سری چیزا رو با تموم وجودش لمس میکنه فارغ از متن و نوشتن ...
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
منحنی پت و پهن:)..."چادری که باشی قید کوله پشتی را می‌زنی، هر چند با هر بار دیدنش دلت ضعف می‌رود"(چادر بهت یاد میده چطور میتونی از دوست داشتن هات بگذری) ... هر جملش یه قصه بود .. چقد حسش خوب بود عزیزم... ممنونم ازت😘
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
قربون منحنی پت و پهن شما خانوووم :) قصه نبود رها ، حقیقت محض بود ...
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٠١
١
٠
خدانکنه😘 آره واقعا منظورم این بود که پشتش یه عالمه حرفه.. واقعا عالی بود
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
سلام، دست شما درد نکنه بابت این متن زیبا، واقعا لذت بردم، باریکلا! محتوا خیلی قوی، در قالب کلماتی زیبا! ... همه ی اینها درست، اما چادری که باشی، هم خدا و هم عزیزش حضرت زهرا (س)، بابت حفظ این یادگار، دوستت می دارند؛ این دید هم بدک نیست. موفقیت شما در تمام مراحل زندگی آرزوی من است.
mirza
mirza
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
البته اشتباه برداشت نشه بانو، این جمله جدای از متن زیبای شما بود، ناخودآگاه از قلبم گذشت و الا تمام کلامتون متین بود و زیبا!
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
شما لطف دارین بزرگوار ...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
بله اقای میرزا منم با شما کاملا موافقم ی رزو ی نفر ب ی نفر از چادر ی دختر ایراد میگیره ....دختر میگه چادرم فدای چادر خاکی حضرت زهرا س
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
:))))))))))))) بفرما اینم منحنی پت وپهن :) قشنـــــــگ نوشتی...مخصوصا دامن کوتاه هه رو (^_^) قلمت مستدآم.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
پس دامن کوتاه دوست داری شما هم ^_^ ، ممنون نامبر وان جیم ؛)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
اوهــــــــــــوم ('^_^) واااای نامبر وان جیم با منی؟؟؟؟ نامبر وانی از خودتونه تشکرآت (^_^) اومدن تو قسمت فعالترینا هیچ کاری نداره...2تا مطلب خوب دیگه اینجوری بذار بعد هی بیا مثل من کامنت بذار هی بیا کامنت بذار...زود قاطی فعالترینا میشی :)))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠١
٠
٠
راست میگن خانم دنیادیده! هی حرص بدید منو هی حرص بدید منو! کاری نداره که!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
:)))))))
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
رقابت تنگاتنگه ، من شما دوستان رو از دور تشویق میکنم :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
تشویق خالی چه فایده! بیایید دستِ این دوستتون رو بگیرید ببرید خونه شون! براتون دعا میکنم !
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
چادری که باشی پسرک هیز فروشنده شلوغ‌ترین بوتیک شهر، سایز شلوارت را حدس نمی‌زند
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
جالبه که هر دوستی یه جمله رو بولد کرده :) ، ممنون که وقت گذاشتین
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٣٠
١
٠
قلم شیوایی دارید. پاراگراف های دوم و آخر شاهکار بودند... اگر پاراگرافِ آخر نبود شاید من یکسری انتقادهایی رو به محتوا و پیام وارد میکردم. اما نگاه شما بدرستی شکل گرفته خانم یکتا. لذت بردم از درک شما.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
شاید چون قصه نبود ، وهم نبود ، خیال نبود ... ممنون که انقدر با حوصله وقت میذارین ، خیلی ممنون
raha_sl
raha_sl
٩٣/١١/٠١
٠
٠
دقیقا... (شما که گفتین دقت کردم)..پاراگراف آخر خیلی بجا بود:) خیلی ممنون
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
چه متن با ابهتی !!! :)))) / من تیتر و که خوندم فک نمیکردم راجع به همچین موضوعی باشه .
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
شما با ابهت خوندی ^_^ هیس ! بابا این اولین متنی بود که جیم جان عنوانشو تقریباً تغییر نداد :))
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٠١
١
٠
ممنون بله واقعا درسته چادری که باشی زود قضاوتت میکنند...یکی ازدوستام برگشت بهم گفت عهههه توواقعا کسی رو دوست داری؟؟آخه به آدمای چادری نمیخوره کسی رو دوست داشته باشن ازطرزه تفکر بچه گانش خندم گرفت... این متن توی یکی ازسایتا بود خیلی قشنگه گفتم بذارم شمام بخونید پیشکش به چادر خاکی بانوی دو عالم زهرای مرضیه (س ) و همه ی چادرهایی که در طول تاریخ صدفهایی آرامش بخش برای مرواریدهای شان بوده اند ! .................. ........ ........ .................... ........ ........ .................... . هنوز مدرسه نمی رفتم که مجبور شدم به دلیلی فاصله ی خانه ی دو پدر بزرگ را بدون چادر بروم ! آنقدر پشت سر مادر پنهان شدم و آنقدر خجالت کشیدم و آنقدر غصه خوردم که باعث شد آن خاطره هرگز از ذهنم پاک نشود ! خاطره ای شفاف و شیرین و دوست داشتنی ! . کلاس اول بودم که ناظم مدرسه مرا پی کاری به خانه فرستاد ... در مسیر مدرسه تا خانه یک آن به خود آمدم و دیدم چادر روی سرم نیست .... تا خانه یک نفس دویدم و اشک ریختم .... مادر بعد از کلی سئوال و جواب بلاخره در میان هق هق من فهمید که علت گریستنم چیست ! چادر دیگری برایم آورد و من خوشحال و آرام با او به مدرسه برگشتم ! . سال دوم یا سوم هنرستان بودم .... از کلاس بیرون رفتم ، موقع برگشتن دیدم چادرم سر جایش نیست ! دنیا داشت دور سرم میچرخید .... یکی از بچه ها که چادری نبود ولی گاهی چادر سرش میکرد آن روز به من محبت کرد و حجابم را به من بازگرداند و خودش بدون چادر به خانه رفت ! هنوز نتوانسته ام از ته دل کسی که آنروز چادرم را برداشت ببخشم !
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
١
٠
این طرز فکر های به قول شما بچگانه گاهی خنده دار نیست ! دردناکه ... :( / آخی طفلی ... مرسی بابت این متن جالب
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
خنده تلخ من ازگریه غم انگیز تر است :(
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
١
٠
ابتدا باید تشکر کنم از مطلب خوبتون؛ البته سبک این مطلب رو بارها در سایت جیم داشتیم ولی خوب توصیفات این نوشته به دور از شعار زدگی و خیلی ملموس و واقعی بود :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
خلاصه ببخشید اگه موضوعش تکراری بود ، من مدت زیادی نیست جیمی شدم به خاطر همین اطلاع نداشتم ... ممنون که وقت گذاشتین
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
١
٠
اما یک سؤال از نویسنده و دیگر دوستان: تیتر نوشته چقدر به متن اون مرتبط بود؟ من وقتی تیتر رو دیدم فکر کردم با یک مطلب ادبی در مورد سحر روبرو هستم نه با یک دل نوشته از یک دختر چادری
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١١/٠١
٠
٠
@_@بله خب یکم غیره مرتبط بود
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/١١/٠١
٠
٠
اتفاقا منم بهشون گفتم که وقتی این تیترو خوندم فک نمیکردم راجع به همچین موضوعی باشه . من نمیدونم چرا رفتم تو فاز ماه رمضون ؟!!! :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
ممنون از دقت شما دوستان ... حتما شما توقع داشتین عنوان این پست باشه " چادری که باشی ... " یا " منو چادرم ! " یا " دنیای رنگی رنگی ما چادر سیاه ها " یا یه همچین چیزی ، آره ؟ درسته ؟ خب من اینو نمیخوام ! اینجوری زیادی مستقیم بیان میشه اصل جریان ! شما میخوایید از عنوان به متن برسید ولی من ترجیح میدم عنوان پست به قدری جذاب باشه که اولا مخاطب جذب بشه ثانیا بعد از خوندن پست ، تازه عنوان کشف بشه برای خواننده ، تازه اون حس مشترک عنوان و متن رو درک کنه ، این جا شب نماد چادر به خاطر سیاه بودنش همچنین آینه و اذان هم نماد هستند ... گاها من واسه انتخاب عنوان پست هام بیشتر از خود متن وقت میذارم چون برام مهمه ، برام مهمه اون روالی که منه نویسنده ( البته نویسنده در لفظ و نه در تخصص !!! ) میخوام برای مخاطبم طی بشه ... دوست دارم خواننده رو درگیر یه کنکاش کنم ... یه چیزی که دنبالش بگرده ... کاش تونسته باشم منظوم رو درست با واژه ها بیان کنم :) خیلی ممنون از شما دوستان دقیق ، محترم و عزیز :)
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
این استدلال شما درسته و اتفاقن من هم اگر تیتر می زدم توی تیتر کلمه چادر رو نمی آوردم / ولی همونقدر که تیترهای خیلی «رو» و خبری خوب نیستند، تیترهایی که در غیرمرتبط بودن اغراق کنن هم خوب نیستند؛ حد تعادل می تونه کمک کنه // البته اساتید ارتباطات معتقد هستند که تیتر در ذات خودش باید بتونه یک شمای کلی از مطلب رو به خواننده بده
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠١
١
٠
و در آخر هم بگم که این چهار نوشته شما بسیار برای خود من لذت بخش بود و حسابی از خوندش لذت بردم. مطالب بیشتری بفرستید برامون :)
همتا
همتا
٩٣/١١/٠١
١
٠
واقعن قلم خوبی دارن :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
شما لطف دارین ... گاهی مطالب دوستان رو میخونم با خودم میگم چه کاری کردم من !!! با چه اعتماد به نفسی متن هام رو واسه جیم فرستادم :/ دکمه کنسل نداره اینجا ؟؟؟ :))
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
منم موافقم . ذوق و نوشته های یکتا جان خیلی خوبن . :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
شماها خوبین که خوب می خونین :)
همتا
همتا
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عاقا من انصافا لذت بردم ! چقدر خوب ! چقدر ساده و دقیق ! خیلی خیلی خیلی خوب بود ! واقعا حرف دل بود :) خداقوت یکتا جان :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سپاس همتای مهربون و یه دنیا ممنون که خوندیش :)
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عالی بود.خیلی خوب مسائلی که خانمهای چادری باهاش مواجه هستن رو توبضیح دادید.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
مرسی از شما ، شاید یه جور توصیف وقایع بود مثلاً :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
ببخشید خانوم یکتا.شما ک حرفاتون عین دلتون قشنگه کاشکی عکستونم یکم بهتر میشد ...آخه ب دل قشنگتون ،و با ایمانتون نمیاد این عکس پروفایلتون باشه.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
این عکس فقط یه نقاشی ، چیز بدی داره مگه ؟؟؟ باش خب دوسش ندارین سعی میکنم یه عکس قشنگ انتخاب کنم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عکس یکتا جان یک دنیای پر احساس و رنگی و پر از حرف رو به من منتقل می کنه که کاملا با ذوق نوشته هاشون همخوانی داره . :) سخت گیری های نادرست .... !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
موافقم. عکس بی اشکاله. قرار نیست که همه چیز سیاااااااااااااااااااااااااااااااه باشه. رنگ و شادابی از اولبن نشانه های یک مومنه، با هر دین و کتابی.
Vania
Vania
٩٣/١١/٠١
٠
٠
(ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ) منحنی پت و پهن باز شده تا بنا گوش خخخخ///// ما هم لذت بردیم هر تیکه اش قابلیت بولد کردن داره.. ممنون از شما
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
اووووو چه لبخندی :)) من ممنونم که شما وقت گذاشتی و خوندی
o_khorashadi
o_khorashadi
٩٣/١١/٠١
٠
٠
مطلب زیبایی بود اما به نظر می رسد عنوان با متن همخوانی ندارد .
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
زیبا خوندین شما ... یه توضیحاتی دادم در موردش اون بالا :)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عالي بود مرسي
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠١
٠
٠
عکس آواتار ـتو عاشقم ... :)) مرسی که خوندی نرگس جان
آسمانه
آسمانه
٩٣/١١/٠١
٠
٠
ممنون از مطلب خوبت که بوی شعار نمی داد و همیه این چیزهای چیزهایی بود که یک چادری حس کرده :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
از عکس اواتار شما میشه حدس زد که شما هم حس ـش کردی ... ممنون که خوندین
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/١١/٠١
٠
٠
اول از متن زیبا وقلم شیوایتان تشکر می کنم.. نکته اگه فقط چادری باشی کافی نیست .هستند چادری هایی که روی هر چه بدون چادر هستند سفید کردند.اصلش چادری با ایمان .اگه ایمان نداشته باشی چادر که سهل است اگر در گاو صندق هم باشی فایده ای ندارد. پاورقی :خانم یکتا من دانشجو نیستم ونخواهم بود ولی داخل متن که میگین اگر چادر داشته باشین استاد نمره نمیده فکر کنم زیبا نباشه.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
بله ، در متن هم بود که یه تیکه پارچه چیزی رو اثبات نمیکنه ، زیبا نیست ؟ اصلا زیبا نیست !!! من متاسفم ولی بعضی اساتید ظاهربین هستن و ... :(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠١
٠
٠
سلام: بسیار زیبا بود لذت بردم از نوشتۀ خوبتون.برایتان سلامتی و سعادت آرزومندم. چادری که باشی میراث صدیقۀ طاهره را حفظ کرده ای که این بالاترین افتخار است. بازهم سپاسگزارم.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
ممنون جناب حسنی ، خیلی ممنونم که وقت گذاشتین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
سلام:درپناه خدا سلامت باشید.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
راستی یکتا جان میشه یه چیزی بهتون بگم ؟! این روز ها خیلی ها هم برای پوشاندن عیب هایشان چادر را می اندازند روی سرشان !!! مطمئنا متوجه هستی چه می گویم و این است یکی از درد های دیگر یک چادری واقعی ... :(
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٢
٠
٠
محدثه ؟ همون بمــــــــــــــــاند جانم ... بماند ... :(
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون، خيلي زيبا و گاهي تلخ بود: چادری که باشی می‌دانی نباید با استاد «سین» واحدی برداری، چون شنیدی همه چادری‌ها را می‌اندازد.
yekta_b
yekta_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
از شما سپاسگزارم که وقت گذاشتین :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠