طلاق پارتی و رسوم آن!
طنزیات

طلاق پارتی و رسوم آن!

نویسنده : m_hatami

جدیدا در بخش‌های بیشتر توسعه یافته(!) پایتخت، گونه‌ای از پارتی سانان مشاهده شده است، البته پارتی سانان وجود هرگونه نسبت فامیلی با این موجود بی‌ریخت را از بیخ تکذیب کرده‌اند؛ چون با این‌که سر و شکلش شبیه آن‌هاست ولی پایین تنه‌اش با (عزا) مو نمی‌زند!

 طبق قانون دوم فامیل دور مبنی بر: «نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم» بر آن شدیم ته و توی طلاق پارتی را برای‌تان بریزیم روی داریه !

 

مواد مورد نیاز :

1. یک فروند زوج و زوجه که خوشی زیر دل‌شان نهادینه شده و برای سپری کردن اوقات فراغت تصمیم دارند شناسنامه‌شان را مزین به مُهر طلاق کنند.

2. یک عدد تالار مجهز به آخرین آپشن‌های چشم حسود کور کن فرنگی.

3. کارت دعوتی که در آن از آوردن اطفال استقبال شده، به میزان لازم.

4. یک عدد طالق (بر وزن عاقد)

5. سیل عظیمی از قوم و خویش و در و همسایه که صرفا جهت لُمباندن و ارضای حس فضولی فروخورده‌شان تشریف فرما شده‌اند.

 

با هووووووووووو کشیدن ممتد زنان مراسم شروع می‌شود، زن و شوهر چهار زانو نشسته و دو نفر از عجوزه‌های فامیل بالای سرشان کلوخ می‌سابند.

آقای طالق ضمن خواندن خطبه طلاق شروع می‌کند به پرسیدن سوال‌های سه گانه :

آیا من وکیلم؟ ....... عروس سابق رفته بچه شو از مهد بیاره!

برای بار دوم عرض می‌کنم ...... عروس سابق رفته مهریه شو چنج کنه!

برای بار سوم می‌پرسم !..... عروس سابق رفته دنبال گرین کارتش !

به محض این‌که زوجه رضایت داد، فامیل موظفند طی عملیات انتحاری، کادویی را که سر عقد به عروس داده‌اند پس بگیرند، اما بهتر است رحمت و رافت اسلامی را سرلوحه کارشان قرار داده و از خیر کادو بگذرند.

شاید الان ذهنتان منقش به علامت سوال شده و بپرسید که چه آهنگی مناسب این مراسم است؟

متاسفانه مراجع ذی صلاح در این زمینه کم کاری کرده و هنوز عقل‌شان به جایی قد نداده است، لذا از تمامی برادرانی که از خانم والده‌شان قهر کرده و قصد ورود به عرصه موسیقی را دارند تقاضا می‌شود سریعا آستین بالا بزنند و زیر زمینی اجاره کنند و در راستای اعتلای فرهنگ موسیقی طلاق پارتی گام بردارند.

نگران خورد و خوراک این مراسم نباشید، هر کوفت و زهرماری که فکرش را بکنید قابلیت سرو در مراسم را دارند، به شرطی که ماده اولیه‌شان خرما و مشتقات خرما باشد.از لحاظ شگونش هم خیالتان راحت! علم ثابت کرده که خرما بهترین چیز است که برای کات کردن و قیچی زدن انواع رابطه‌ها !

در پایان هم حضار تا جایی که می‌توانند آبغوره می‌گیرند و فاتحه‌ای نثار این رابطه می‌کنند و زوج و زوجه را برای ادای (ماه زهرمار) می‌فرستند به مناطق بد آب و هوای بورکینا فاسو، تا بلکه فرجی شد و آفتابی به مُخ ملاجشان خورد و عقلشان آمد سر جایش.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
zakieh-t
zakieh-t
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
خیلی خوب بود.....ممنون
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
خوبی از خودتونه...مرســــــی
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
:))) جالب بود ، ممنون :)))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون از شما...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١١/٠٣
١
١
طنزپردازی خیلی خوبی داشتید. انتخاب سوژه هم خیلی خوب بود. موفق باشید.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون ، نظر لطفتونه...همچنــــــــــین
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
سلام؛ دست روی موضوع خوبی گذاشته بودید و از راه جدیدی بررسی کرده بودید، موفق باشید!
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
سلام...متشکر...
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
خواهش می کنم.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١١/٠٣
٠
٠
این ها درد جامعه ست . درررد . واقعا نمیدونم چرا باید کسانی باشند که برای طلاقشون جشن بگیرن ! مرسی از شما بابت متن زیباتون . :)
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
بله واقعا.... ممنون از شما ، لطف عالی مستدام :)
هاچ
هاچ
٩٣/١١/٠٣
٢
٠
ولی اگه کسی طلاق میگیره واسه این نیست که خوشی زده زیره دلش یا حوصلشون سر رفته باشه!! اینجوریشم هستا البته :دی ولی در جایگاه یک نوشته به نظرم اینجور گفتن به صلاح نیست! ... بورکینافاسو چقدر آشناست (خخخ) :دییی :))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/٠٤
٠
١
هاچ تو معرکه ایییییییییی :****
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
بله درست میفرمایید ، منم منظورم همه ی کسایی که طلاق میگیرن نبود ممنون از تذکر تون...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
متاسفانه این متن حقیقت تلخیه که داره کم کم عادی میشه چندوقت پیش دوستم گفت فلانی رو یادته?گفتم آره گفت ساعت۴ میخواستم برم خونش ببینمش گفته۵بیاکه ۴میرم طلاق بگیرم!۵جشن طلاقه! خدا بهمون رحم کنه
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
بله متاسفانه داره رواج پیدا میکنه... آمیـــــــــــــــــــــن !
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
:))))))))))) ترانه خوندن که....دم دست ترینش آهنگ طلاق کامران مولایــــــــــی ....کنارهم یه دل خوشی نداریم/دلت میخواد کنار هم نباشیم/با حال و روزی کهمن و توداریم/بهتره که توافقی جدا شیم..... کلا این قضیه خیلی داغون به نظر میرسه :/ شیک نوشتین خیلــــــــــی... تشکرآت...قلمتآن مستدآم (^_^)
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
چه جالب ، نشنیده بودمش ، با تشکر از مسعولین که رسیدگی کردن :دی مرسی ، لطف داری لطف عالی مستدام تــــــــــــر .
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
متاسفانه این متن حقیقت تلخیه که داره کم کم عادی میشه چندوقت پیش دوستم گفت فلانی رو یادته?گفتم آره گفت ساعت۴ میخواستم برم خونش ببینمش گفته۵بیاکه ۴میرم طلاق بگیرم!۵جشن طلاقه! خدا بهمون رحم کنه
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
بله متاسفانه داره رواج پیدا میکنه... آمیـــــــــــــــــــــن !
faranak_b
faranak_b
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون برای مطلبتون. نمیدونم اینایی که گفتید واقعی بودن یا به جهت طنز کردنش، اغراق کردید! ولی اگه درست باشن وای بر ما و چنین افرادی... جای بسی تاسف است! :((
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون از شما... اصل قضیه که صحت داره و متاسفانه داره هر روز با شکوه تر از قبل میشه :دی ولی جزییات مراسم به صورت طنز نوشته شده.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
نمیدونمممممممممم ولی شرایطططططط من کلاتفاوت داشتتتتتتتتتتتتتت ومتن جالببببببب بودممنوننننننننن
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنونم از شما
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
به نظر شما آهنگ نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل ، چو تخته پاره بر موج رها رها رهایم استاد همایون شجریان مناسب هست ؟ البته این مورد فرهنگیش هس که موارد دور همی و غیر فرهنگیش هم در بین موسیقی های ایرانی هست که انشالله اصلا خدمتتتون عرض نمی کنم :)
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
نه اونکه از اولش اصلا دلی نبسته که حالا بخواد طلاق پارتی بگیره :دی موارد غیر فرهنگیش بیشتر میچسبه :دی
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
اتفاقی شده!من دوبار یک متن رو نفرستادما!آلزایمر ندارم سوء تفاوت نشه خخخخخخ
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
دور از جوووون .... متوجهم :دی
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
اول باید تشکر کنم از مطب و طنز خوبتون / دو نکته هم به ذهنم رسید: 1- به نظرم توی طنز باید عدم تناسب ها رو بیشتر نشون بدید و از اغراق در حد متعارفش استفاده کنید. اینطوری طنز شما به واقعیت نزدیک تر میشه و اثرش بیشتر روی مخاطب دیده میشه // 2- نوشته بلندی بود. سعی کنید یکبار همین نوشته رو به طوری که خنده دار باشه بازنویسی کنید. نتایج جالبی خواهید گرفت.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
نکات من هم همین دو مورد بودند؛ بعلاوه اینکه کاش با این موضوع (بعنوان نویسنده و خبر دهنده) شگفت زده برخورد نمیکردید. خیلی عادی جلوه میدادید. همون ابتدا بکار بردن "جدیدا" درباره خبری که "اصلا جدید نیست و حدودا ده ساله اپیدمی شده" نشان از شگفت زدگی نسنجیده نویسنده داره که باعث دافعه میشه در اون طیف از مخاطبینی که براشون تازگی نداره و مطلع هستند از اصل قضیه. که چنانچه اغراق رو در "جای مناسبش" غلیظ می کردید حل میشد./ این اصلا یک یادداشت ضعیف نیست. خیلی هم لذت بردم و پسندیدم. فقط برای بهتر شدن و "بی نقص" شدن عرض کردم. بی صبرانه منتظر یادداشت جذاب بعدی شما هستم. موفق باشید.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
سلام ... خیلی ممنونم که لطف کردید وقت گذاشتید و این نکته ها رو گفتید . حق با شماست ، نیاز به یه بازنویسی اساسی داره . لطف عالی مستدام
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
جناب "شمشیری" از لطف شما هم واقعا ممنون ، نقد خوب و سازنده ای داشتید ، حق با شماست، امیدوارم با تذکرات به جای بزرگوارانی چون شما بتونم نوشته ها و طنز های بی نقصی داشته باشم. ممنون
admincheh
admincheh
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ضمن طنز زیادت تلخی عمیقی روی کلمات نشسته ..
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
بله متاسفانه این جور وقایع اونقدر تلخ هستند که با شیرینی هیچ طنزی شیرین نمیشن. ممنون که وقت گذاشتید و خوندید
علیرضا
علیرضا
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
خیلی خوب بود که با زبان طنز گفتید، اما منم فکر میکنم به خاطر نفس کار طلاق، طنز صحبت کردن در موردش هم تلخِ!
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/٠٤
٠
٠
ممنون بله درسته... البته رسالت طنز صرفا شیرین کردن و خندوندن نیست و هدف اصلیش به نظرم انتقاد و انزجار از ناهنجاری هاست . مرسی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
بععععععله! / به نظرم اين جشن دقيقا مثله جشنيه كه تو دبيرستان بعد از تجديد شدن قطعيمون از امتحان به راه مينداختيم! ،‌ ساعتها جشن و فوتبال و پايكوبي :))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١١/١٤
٠
٠
شایـــــــــــــــــد ، ممکنه ، احتمال داره.... دونقطه دی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤