جستاری پیرامون انسان های کنونیه!

جستاری پیرامون انسان های کنونیه!

نویسنده : m_hatami

یلدا و انسانهای اولیه: این دسته از انسانها به دلیل فقر شدید علمی و احساسی و اینکه هنوز زمین مغزشان شخم نخورده بود، روحشان هم از شب چله خبر نداشت!

البته کنده‌کاری دیواره غارها حاکی از آن است که این عزیزان از صمیم قلب آرزو داشتند که چنین شبی داشتند تا خیلی خجسته و خوشحال در کنار هم غاری هایشان گوشت پلنگی به نیش بکشند و به خالی بندی های همدیگر گوش فرا دهند.

 

یلدا و انسانهای ثانویه :ریش سفیدان و بزرگان فامیل به دلیل فعل و انفعالات ریزی که در مخ مبارکشان رخ داده بود به شب اول زمستان مشکوک بودند چرا که حس میکردند هرچه میخُسبند، شب صبح نمی‌شود.

 

یلدا و انسانهای ثالثیه: از آنجا که انسان دو پا و شیر خام خورده، به فعالیت‌های اجتماعی و گرد همایی و سمینار شبانه علاقه ویژه‌ای داشت، انسان‌های ثالثیه تصمیم گرفتند شب اول زمستان را تا صبح بالای سر ننه سرما بنشینند تا خدایی نکرده ننه جان خواب نمانند. ناگفته نماند برای اینکه حوصله‌شان سر نرود از صندوقچه ننه سرما پُفیلا و چیپس و آجیل کش میرفتند و انار جنگلی را با پودر پوست هندوانه مخلوط کرده و میخوردند ( دروغ که حُناق نداره)

 

یلدا و انسان‌های رابعیه: انسان‌های این دوره دستی بر آتش شعر و هنر داشتند بگونه ای که دستشان تا آرنج سوخته بود!! به همین دلیل برای اینکه ننه سرما خواب راحت تری داشته باشند و صبح اول زمستان خواب به خواب نروند برایش از دیوان شاعری شهرستانی به نام خواجه حافظ شعر میخواندند و فالش را هم می‌گرفتند تا ببینند بالاخره ننه سرما به عقد عمو نوروز در می آید یا نه‌؟

 

یلدا و انسانهای خامسیه: در این دوره انسانها از دست ننه سرما به ستوه آمده و گفتند : بیخیال ننه سرما ، خودمونو عشقه! ولی همچنان گردهمایی و حافظ و تنقلات را لحاظ میکردند!

 

یلدا و انسانهای کنونیه : با اختراع ساعت‌های دقیق دیجیتالی، علم ثابت کرد که شب یلدا فقط 1 دقیقه طولانی‌تر از شبهای دیگر است و در اصل این شب اول پاییز است که به دلیل عقب کشیدن ساعتها بلندتر از بقیه شبهاست!

با این وجود همچنان شب یلدا پرشکوه تر از ادوار گذشته گرامی داشته میشود!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
:))))) عااااالی بود . واقعا خیلی خوب بود
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
متشکر....
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
باید هم گرامی داشته بشه. کم می کوبنش و سعی در کمرنگ کردنش دارن که من و شما هم (شاید ناخواسته) اعتبار و اجر و قُربِش رو کم کنیم با تیکه و کنایه و متلک... نسل جدید نیاز دارند به آیین های کهنِ ده هزارساله ی ایرانِ بزرگ. قلم زیبایی دارید، نویسنده قابلی هستید اما از محتوای مطلب رنجیده خاطر شدم. شاید لازم بود در چند خطِ آخر نظرتون رو واضح تر و قاطع تر بیان می کردید.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام و ممنون از لطفتون به نظرم این جور آیین ها هیچ وقت کم رنگ نمیشن ، اگه قرار بود کمرنگ بشن تا الان عمر نمیکردن ، تِم اصلی این متن ( نظریه ی بلند بودن شب یلدا ) بود که خواستم با طنز بهش بپردازم و اصلا نیتم خدایی نکرده توهین به آداب و رسوممون نبود. باز هم مرسی.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
یلدااااااااااااااا چه واژه زیبایییییییییییییییییییییییی
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
بله بسیار زیباس...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام: خیلی ممنونم. جالب بود وزیبا. ایزد یکتا پشت و پناهتان باد.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام و ممنون از لطف شما.... همچنین...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام: خواهش میکنم.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ... یلدا برای من بلند بلند بلند است چون کنار خانواده هستم
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام ، خدا رو شکر.... یلدای عالی متعالی تر :))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
یلدا بدون حضور خانواده ها دوره همیها واون صله رحم ودید وبازدیدش یلدا نیس.....
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
آی گفتی.... دقیقا همینطوره
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨