تازگی‌ها بی وفا شدی

تازگی‌ها بی وفا شدی

نویسنده : محمد عبداللهی

تازگی‌ها، صدای صندلی راحتی گوش خراش شده، قبلن‌ها ساعت‌ها رویش می‌نشستم و به صدای قیژ قیژ پایه‌هایش گوش می‌دادم، اما تازگی‌ها...

تازگی‌ها قهوه تلخ، مزه زهر مار می‌دهد، قبلن‌ها طعمِ تلخِ قهوه را با هیچ چیزی عوض نمی‌کردم، اما تازگی‌ها یک عالمه شکر می‌ریزم توی فنجون قهوه‌ام، انگار این لعنتی شیرین شدنی نیست، شاید از این به بعد دیگر چای شیرین بخورم.

این پرنده‌ها هم چقدر زشت شدند، قبلن‌ها این گنجشگ‌ها عاشق به نظر می‌آمدند. اما تازگی‌ها...

تازگی‌ها همه چیز زشت است، از وقتی که تو ترکم کردی، فال حافظ همش بد است، از وقتی که تو ترکم کردی چراغ قرمز طولانی تر است، هوا سرد است، شب تاریک است، لباس‌هایم تنگ ترند، اصلاً آفتاب چقد غیر قابل تحمل شد است، از وقتی که تو ترکم کردی ساحل حالم را بهم می‌زند، اشکم را در می‌آورد، قبلن‌ها ساحل به من آرامش می‌داد، اما تازگی‌ها...

خسته‌ام، کابوس می‌بینم. می‌بینم تو که دست‌هایم را رها می‌کنی، زن‌های هرزه دنبالم می‌کنند، چقدرم تند می‌دوند. خسته‌ام.

تازگی‌ها حالم که بد می‌شود، قرص و دارو و هزار کوفت و زهر مار دیگر بهترم نمی‌کند. قبلن‌ها اینطور نبودم...

تازگی‌ها بی وفا شدی، اما قبلنا...  هـ... قبلنا...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
دوستان لطف کنید این مطلب رو با همون زبان محاوره ای بخونید.
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٢/١١
٠
٠
خیلی خوب بود ... خیلی قشنگ بود مخصوصا شروعش و.. "تو که دست‌هایم را رها می‌کنی، زن‌های هرزه دنبالم می‌کنند"،ممنونم
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
ممنون از لطفتون.
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٢/١١
٠
٠
انگار همون لحظه ای که دلتون پر شده نوشتید تا خالیش کنید. زیبا بود. چرا لباستون تنگتر شده؟ نباید گشاد بشه؟ مثلا غم دوری و بدغذایی و لاغر شدن! البته شایدم علت دیگه ای داره! ممنون :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
اسم این متن گلابه بود. این نوشته هم حال و روز کسیه که گلایه می کنه. لباسای تنگ آدم ها رو کلافه می کنن. به خاطر این نوشتم تنگ. فقط احساس می کنه تنگ شده.
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
جالب بود ولی اگه از واژه ی زنهای هرزه استفاده نمیکردید بهتر بود مثلا میشد بنویسید دستهای هرزه اینطوری جنس زن رو بطور عام مورد خطاب قرار دادید،حس خوبی نداره،ولی در کل جالب بود حال این روزای منم هست موفق باشی دوست خوبم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١١
٠
٠
بله.. من هم تنها اشکال محتوایی رو همین "بارِ منفی دادن به جنسیت" دیدم./ از لحاظ نگارش هم احتمالا با توجه به ویراستاری الزامیِ انجام شده کمی نامتقارن دیده میشه.. البته که: قبلن= قبلا / آفتاب چقد غیر قابل=چقدر...... تقصیر ویراستار نیست! به "تمرکزِ نویسنده" بر میگرده! / یادداشت ضعیفی نشده، و خیلی هم دلنشین و باورپذیره. این حساسیت های من رو بذارید به حساب "قابلیت های متن"، وگرنه چنانچه ضعیف بود لزومی به کلنجار رفتن با کلمات شما نمی دیدم. ممنونم جناب عبدالهی نازنین. منتظرِ بعدی قدرتمندتر هستم.. موفق باشید..:-))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
زنهای هرزه از دایره ی زنهای دیگه خارج هستند، به خاطر همین فکر نکنم به جنسیت خاصی توهین بشه. کلمه ی قبلن ها هم توی ویراستاری این شکلی شده! من نوشته بودم قبلنا. کلمه ی چقد رو یادم نیست! می دونم جالب نشده، اما قبلاً هم گفتم اینجا بهترین نوشته هام رو نمی ذارم. ممنون که نقدیدید! جناب رضا تمجیدی عزیز از شما هم تشکر می کنم. مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرااااااااااااااااابه!!!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١١
٠
٠
آخه "مردهای هرزه" هم داریم.. بهمین دلیل عرض کردم بار منفیِ جنسیتی داره... ممنونم از اظهار لطف شما جناب عبدالهی... حقیقتش رو بخواهید: حالی برام نمونده دنیا واسم سرابه سرابه سراااااابههههه... :-))
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
اتفاقا متن جالبیه هدفم از اون ایراد زیر سوال بردن کل متن نبود فقط نظر شخصیم بود گفتم اگه یک کلمه عوض میشد نوشته قشنگتر میشد ذهن خلاقی دارین. داد میزنم که ساقی میخونه بی شرابه....
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٢/١١
٠
٠
خوب بود اما پتانسیل بیشتری داشت برای کاربرد احساس در واژه ها ... کلا متنهای احساسی به دایره لغات وسیعی نیاز دارن که باید به موقع و خلاقانه ازشون استفاده کرد تا ترکیب کلی متن حالت دلنشین تر و چشم نوازتری پیدا کنه. بیشتر روی پیچ و خم واژه ها کار کنید. موفق باشید. :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
چشم!
aban_y
aban_y
٩٣/١٢/١١
٠
٠
عجب شکایت مدارانه بود، با زبان محاوره خوندیم بسی زیبا بود :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١١
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
سلام جناب عبدالهی عزیز: خیلی خوب و زیبا نوشتید. همواره شادکام باشید.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
موفق و پیروز باشید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
سلام کامروا ومسرورباشید
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
آره دیگه...امان از دست اونی که میذاره میره... شیک نوشتین...قلمتآن مستدآم(^_^) ولی طنزو قشنگ تر مینویسین :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
اِ... نشناختمتون! تصویر رو عوض کردید؟! ممنونم . فعلا طنز تراوش نمیشه!
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
عالي بود مرسي
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
ممنونم از اینکه وقت گذاشتید.
Cold
Cold
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
تو که رفتی و دنیا برام جهنم شد....خیلی قشنگ بود :)...ممنون!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٢/١٢
٠
٠
و تو رفتی و هنوز... ممنونم ازت گلم.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
خوشم اومد از متن تون
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
ممنون لطف کردید.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
ممنون از اینکه سرزدید
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥