من فرزند سرزمینی هستم که بوی صمیمیت می دهد

من فرزند سرزمینی هستم که بوی صمیمیت می دهد

نویسنده : so_karimi

 گاهی دلم هوای عطر و بوی عود خانه‌ی مادر بزرگ را میکند. دلم پر میکشد برای آب پاشیدنهای صبحگاهی و جارو کشیدنهای مداوم. برای روزهایی که غذا را بر روی آتش بار می‌گذاشتند! برای روزهایی که ظرف‌های مصرف شده را در کنار رودخانه با خاکستر آتش می شستند.

برای منزل مادربزرگ ! برای روزهایی که می نشستم بر روی طاق و مادر بزرگ با آن عظمت زنانه‌اش حیاط را با جاروی بلندش که از جنس ( گندواش - گندمینا ) بود تمیز و یکدست میکرد.

برای گلهای ریسه کرده اش بر روی پرچین های چوبی ِ همراه با سیم خاردارش ... برای زمزمه‌های زیبایش در هنگام ظریف‌ترین کارهای زنانه‌اش! حتی برای فریاد صبحگاهی خروس بی محلش! برای گندم پاشیدن‌هایش ... و همزمان تی تی کردنهایش.

برای همان زمان‌ها که ما بچه‌ها با هم بازی می‌کردیم و در نهایت لقمه ای نان و پنیر در دستمان بود تا از این همه شیطنت و فعالیت معده مان به سر و صدا نیفتد. برای روزهایی که پیاله ها مشترک بود و همان زمانها که لیوان ها به تعداد نفرات نبود.

من فرزند این سرزمینم ! سرزمینی که بوی صمیمیت میدهند. بوی خانه های کاهگلی ... بوی عود و اسپند و آتش ... من زاده‌ی این فرهنگم. فرهنگ یکرنگی و همدستگی. من کودک بزرگ شده در کوچه پس کوچه های خاکی منتهی شده به رود هستم ... فرزند خیابانهای سبز و پر درخت

حالا اما ! فقط دلتنگشان میشوم.

یلدا مبارک...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
لذت بردم.... دلم رفت... .
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
من فرزند این سرزمینم.زیبا بود مستدام باشید.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
زیبابودددددددددددددددددددد فقط من ازوقتی یادم میادتوآپارتمانم یکی به دادمن برسههههههههههه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
سلام: آآآآآآخ که چه دوران خوشی بود.کاش تکرار شدنی بود.دلتون همیشه بهاری و پر از مسرت باد.متشکرم
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
وقتی گندم می پاشن واسه مرغا میگن تی تی؟ :دی
so_karimi
so_karimi
٩٣/١٠/٠١
١
٠
سلام . تی تی به زبان محلی " گیلکی " اگر اشتباه نکتم به معنای شکوفه زدن درخته ولی توی روستاهای بیان واژه ی تی تی تی تی برای ماکیان نوای اشناییه که میدونن صاحبشون داره براشون دونه می پاشه .
هاچ
هاچ
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سپاس گزارم :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
سنم زیاد نیست ولی یادم میاد ماهم قبل از اینکه مشهد زندگی کنیم، مرغ و خروس داشتیم! همیشه هم منو نوک میزدن :|
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
سلام ... یلدای شما هم مبارک با این مطلب زیبای زیبایتان
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠١
١
٠
عالی بود. خدا بیامرزه مادربزگم رو. یادش بخیر. دوران خوش کودکیم و بازی های تو کوچه و خروسای اعصاب خرد کن و هوای نمدار شمال. یادش بخیر. زنده باشید مطلب فوق العاده ای بود. تمام خاطراتم زنده شد. تشکر
نونو
نونو
٩٣/١٠/٠١
١
٠
مثل همیشه عالی .روزگارت رنگی دوست نازنینم.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠١
١
٠
خونه مادربزرگه... واقعا خاطره های کودکی ما هیچوقت دیگه تکرار نمیشن :(
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
١
٠
آخ گفتیـــــــــــــــن.... مام دلتنگ اون بوی کاهگلیمو صمیمیت سرشارش :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣