رفتنت چنگ می‌زند لحظه لحظه من را...

رفتنت چنگ می‌زند لحظه لحظه من را...

نویسنده : d_tehrani

رفتی و رفتنت چنگ می‌زند لحظه لحظه من را، نمی‌دانستم که این لحظه‌های زیاد آمده را چگونه پر پر کنم، زمان را چگونه هدر دهم تا زودتر به سر آید این دوری و آشفتگی، این بلوا زدگی داشت کشتی وجودم را در گرداب غم غرق می‌کرد. با پاره تنم روزها را بی‌هدف می‌گذراندم با هم کمی بازی می‌کردیم و تی.وی یار و همراه همیشگی ما بود. لحظه‌ها را بی‌هدف و مانند انسانی کوک شده که موظف است کارهایش را انجام دهد می‌گذراندیم. هوای بیرون هم که سرد  بود و مجال دویدن و بازی را در پارک از من و او گرفته بود. کاش تابستان بود، کاش گرم بود، شاید وجود من هم گرم می‌شد اما افسوس که سرما دردی بود روی دردهایم.

چه می‌نویسم؟ این‌ها هذیان‌های من است یا افسرده نوشت‌هایم. صدای دلبندم را می‌شنوم، اسباب بازی‌هایش را آورده مرا صدا می‌زند. مامانی بیا این‌جا آتش گرفته است، آقای پلیس کجاست و من همچنان بی‌روح به او می‌نگرم، او هم فهمیده است که مادرش امروز که نه این چند گاهه را شبیه خودش نیست ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
زیباااااا وقابل درک ممنون
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
چه قدر غمگین. تشکر
p_golpari
p_golpari
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
زیبا بود ..تشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ بود.جاودان و خرسندباشید.ممنون
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
آدم کوکـی رو خوب می فهمم!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
ساده و بی لکنت. درک میکنم من هم! به امید روزهایی سرشار از سرزندگی.
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
به اميد خدا هركي رفته زود برگرده
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
سلام: امیدکه همواره سلامت و شادباشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٦
٠
٠
آخــــــــــــی :( آرزویه روزای پر از خوبی وشادی رو براتون دارم (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

مایه ننگ بشر خواهیم شد

٩٦/٠٣/٠٧
حکایت هیوندا اکسنت در دانشکده پزشکی

مکالمه در حال سبزی پاک کردن!

٩٦/٠٣/٠٢
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

٩٦/٠٣/٠٧
تبلیغات
تبلیغات