جیمی عزیز بیا با هم کمی صادق باشیم
واسه چی به فضای مجازی رو آوردی؟

جیمی عزیز بیا با هم کمی صادق باشیم

نویسنده : m_nasim

بیا کمی با هم صادق باشیم !

تا به حال به این فکر کردی که چرا و چطور جذب فضای مجازی شدی؟!

شاید به خاطر این‌که خیلی تنها بودی!

شاید هم می‌خواستی کمی سرگرم بشی و اوقات فراغتت رو پرکنی.

شاید به خاطر این‌که به هیچ کس اعتماد نداشتی تا کمی باهاش درد ودل کنی.

شاید هم دوست صمیمی نداشتی؟! یانه می‌خواستی گاهی خودت رو خالی کنی، حرف‌های دلت رو بر روی کاغذ آوردی، بعدش دیدی چقدر قشنگ و صادقونه است. دوست داشتی بقیه نظر بدن درباره حرفات، به نوشته‌هات، به طرز تفکری که داری.

شاید هم می‌خواستی روابط عمومی خودت رو بالا ببری یا این‌که به روز باشی واطلاعاتت رو بیشتر کنی .

یکی ممکنه بگه: من میخوام از طریق فضای مجازی حرفامو به همه بگم یا تجربیاتمو به بقیه منتقل کنم، تا همه بخونن و راه رو از چاه تشخیص بدن.

یکی دیگه میگه: من کامل نیستم مثل بقیه آدم‌ها یه عیب‌هایی دارم، به فضای مجازی رو آوردم تا کامل‌تر شم یا این‌که خودمو اصلاح کنم.

یکی هم ممکنه بگه: من بی‌تفاوت نیستم، می‌خوام حرفامو بگم، میخوام خیلی جاها از حقم دفاع کنم و...

شما چی دوست عزیز؟! واسه چی به فضای مجازی رو آوردی؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-taghipour
z-taghipour
٩٥/٠٥/١٧
١
٠
اوقاتم در همه حالت پره فقط میخواستم اطلاعاتم رو افزایش بدم تا توی فضای حقیقی تجربیاتمو وحرفامو بزنم. :)
m_nasim
m_nasim
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
بخاطر ابراز نظر شما بسیار سپاسگذارم موفق باشید
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/١٧
٠
٠
بهتر بودش اینا رو توی انجمن های سایت می نوشتید... میگن واسه همین بحث کردنه
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
لایکککککک
m_nasim
m_nasim
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
متشکرم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
من به نظر خودم به خاطر سرگرم شدن جذب این فضا شدم و همین الانشم یک بخشی از حضورم تو فضای مجازی به همین دلیل
m_nasim
m_nasim
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون که نظر دادید؛ منم همینطور واسه سرگرم شدن جذب فضای مجازی شدم.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات