وقتی تفریح نداریم یا مکانی برای تفریح نیست؟!
پیرامون یک موضوع مهم که در زندگی روزمره ما گم شده است؛

وقتی تفریح نداریم یا مکانی برای تفریح نیست؟!

نویسنده : مازیار حکاک

موضوع تفریح کردن از آن دست موضوعاتی است که به واقع اهمیت بالایی در زندگی دارد و برای جوان متاهل و مجرد هم قواعد متفاوتی دارد. خیلی پیش آمده که در گپ‌و‌گفت‌های دوستانه‌مان شنیده‌ایم که مشهد جایی برای تفریح ندارد. اما سوال این‌جاست که مگر درشهرهای دیگر چه خبر است؟! آیا امکان تفریحی در شهرمان کم است یا ما در یک جمله تفریح کردن را بلد نیستیم! بهترین گزینه برای جواب به این سوال‌ها خود جوان‌ها هستند. پس ما با رفتن زیر پوست شهر از آن‌ها این سوال را پرسیدیم و حتی خواستیم که شهرمان را با دیگر شهرهای ایران مقایسه کنند.

 

اول: دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فیزیک 

بمب انرژی است و با شنیدم سوالاتم، انگار که از قبل جواب‌ها را آماده کرده است، شروع به گفتن می‌کند.

- جای تفریح یعنی جایی که آدم بتواند انرژی را خالی کند. ما در شهرمان جای مناسب برای این موضوع نداریم. یک، دو جایی هم که مثل موج‌های آبی هستند، فقط برای بار اول جذاب‌اند. من فکر می‌کنم به این خاطر که تعریف درستی از تفریح نداریم، تفریح شهرمان به خوردن خوراکی تغییر پیدا کرده است. اگر به مشهد نگاه دقیق‌تری داشته باشیم، این شهر پر شده از اماکنی که فقط برای خوردن درست شده‌اند و هیچ کاربردی دیگری ندارند!

- به نظرم شهرهای دیگر به غیر از مشهد اوضاع بهتری در بحث تفریح دارند. مثلا یکی از جاهایی که هیجان آدم به خوبی تخلیه می‌شود، کنسرت است. ما در مشهد از همین حداقل هم محرومیم. ضمن این‌که در شهرهای دیگر فضای فرهنگی بازتر است. نوعا در اصفهان بیشتر شب‌ها مردم زیر پل‌های قدیمی این شهر جمع می‌شوند و دسته جمعی آواز می‌خوانند یا به آواز عده‌ای که حرفه‌ای‌تر هستند و صدای زیباتری دارند گوش می‌کنند. این به اعتقاد من یک تفریح است ولی در مشهد هیج جایی برای کارهای این چنینی وجود ندارد! اوضاع در کشورهای خارجی که به کلی متفاوت است. وقتی در فیلم‌ها می‌بینیم که برای هم آخر هفته خوب را آرزو می‌کنند، به این خاطر است که به واقع در آخر هفته تعطیلات خوب و مفرحی دارند و برای‌اش برنامه دارند و البته امکانی دارند که می‌توانند از تفریح کردن در آن جا لذت ببرند.

- از اوضاع تفریح خودم اصلا راضی نیستم ولی باید بگویم مثل گذشته زمان لازم را هم برای تفریح کردن ندارم یا نمی‌گذارم!

 

دوم: یک دانشجوی کارشناسی برق 

وقتی با نفر دوم راجع به تفریح صحبت می‌کنم نظرات جالبی دارد. او که دانشجوی برق دانشگاه فردوسی  است درباره تعریف تفریح گفت: «به نظر من، ما تعریف درستی از تفریح نداریم.» وقتی از  او تعریف درست را خواستم، گفت: «راستش من هم تعریف درست را نمی‌دانم. اما چیزی که مشخص است این است که ما در گذشته خیلی بهتر تفریح می‌کردیم، یا بیشتر راضی بودیم. با دوستان بیشتر بودیم، حرم می‌رفتیم، فوتبال بازی می‌کردیم اما الان همه این‌ها به کلی فراموش شده‌اند. در واقع شادی و نشاط از ما گرفته شده‌اند.»

وقتی از او راجع به تفریح این روزهایش می‌پرسم کمی فکر کرد و ادامه داد: «راستش الان تفریح آن چنانی ندارم. بیشتر تفریح‌ام به کافه رفتن با دوستانم محدود است.» در خصوص تفاوت تفریح شهر مشهد با دیگر شهرها می‌پرسم ولی کلا تفاوتی بین شهرها قائل نیست. «به نظرم ما درمشهد تفریح کردن را یاد نداریم. در همین اطراف مشهد کلی امکان دیدنی وجود دارد که بیشتر ما ندیده‌ایم و همت رفتنش را هم نداریم.» از میزان رضایتش از تفریح پرسیدم که گفت: «من راضی‌ام. درست است که مثل قبل نیست اما برای من خوب است. برای من کتاب خواندن هم یک تفریح است که شاید برای بقیه نباشد.»

 

سوم: پسر بی‌کار با مدرک کارشناسی!

او را لابه لای جمعیت در حال گشتن بازارها یا شاید خیابان گردی پیدا می‌کنم. وقتی می‌گویم از کجا هستم و راجع به چه چیزی گزارش می‌گیرم کلی ذوق می‌کند و می‌گوید آقا این سوژه خوراک خودم است. من یک جوانم که دانشگاهم تمام شده، کار هم ندارم، سعی می‌کنم تفریح کنم اما جایی نیست!

+ تفریح‌ات چیست؟

- تفریحی خاصی ندارم. بیشتر علافی با دوستان. بیشتر با دوستانم می‌زنم بیرون که خانه نباشم. این منطقه را هم اگر هوا سرد نباشد، شبی دو سه بار بالا و پایین می‌روم.

+ راضی هستی؟

- راضی که نه؛ اما خب از بیکاری که بهتر است! (می‌خندند)

+ خب شما که از سر شب تا آخر شب دو سه باز این مسیر را می‌روید، چه‌کار می‌کنید؟

- با بچه‌ها حرف می‌زنیم. موقعیتی باشد مزه پرانی می‌کنیم. پول هم ته جیب‌مان باشد، چیزی می‌خوریم. تا فردا و قسمتی تکراری از همین برنامه. کلا تفریح ما شبیه این شبکه‌های «تماشا» و «آی فیلم» تکراری است!

+ به نظرت جای مناسب برای تفریح هست؟

- به نظرم هست ولی خیلی گران است. مخصوصا برای ما که کار نداریم. بخواهی بروی یک کافی‌شاپ بنشینی کلی باید پیاده شوی. باشگاه بیلیارد و بولینگ هم همین طور است. جای دیگر هم نداریم.

+ فکر می‌کنی شهرهای دیگر به غیر از مشهد تفریح بهتری دارند؟ 

- نه بابا؛ آن‌ها هم کاری ندارند، جز علافی. تفریح توی کشور ما یعنی علافی به نظر من!

 

چهارم: جوان تازه متاهل!

وقتی با او سر صحبت را راجع به تفریح باز می‌کنم، دل پر دردی دارد. می‌گوید قبل از ازدواج تفریحات زیادی داشته، جاهای متفاوتی از حرم گرفته تا طبیعت اطراف مشهد را با دوستانش می‌رفته اما حالا محدود شده است. محدودیتش هم به دو دلیل است‌. اول گرانی هزینه‌ها که با توجه به دو نفره شدن فشار زیادی به او وارد می‌کند. دوم هم بحث امنیت که با توجه با تاهل از اهیمت بالایی برخودار است.

صحبت‌های جالبم با این دوست را هم در ادامه آورده‌ایم:

«واقعا سخت است. اوایل ازدواج بدون پول باید روزهای شیرینی را رقم بزنی. از طرفی جاهایی که بشود دست همسرت را بگیری و بروی واقعا به نظر من کم است. بیشتر جاها به خوراکی یا بازار ختم می‌شود که با این اوضاع مالی نمی‌شود به آن نزدیک شد. تازه همه هزینه‌ها مربوط به خورد و خوراک نیست، خود رفت و آمد هم کلی هزینه دارد. از طرفی بیشتر جاهایی که موجود است بعد از مدتی تکراری می‌شود. من از اول ازدواج بیشتر فیلم‌های اکران شده را با همسرم در سینما دیدیم اما متوجه می‌شوم که آن اشتیاق اولیه، نه برای من و نه برای همسرم برای رفتن به سینما وجود ندارد. بحث دوم هم این‌که به هر حال وقتی مجردی هر جایی را می‌توانی بروی اما وقتی پای خانواده وسط می‌آید حتی جاهای معمولی که خودت در مجردی می‌رفتی دیگر مناسب نیست. من تا قبل از ازدواج فکر می‌کردم که مشهد جاهای خیلی زیادی برای تفریح دارد اما حالا همیشه مستاصل شدم که همسرم را کجا ببرم. مدام بین صحبت دوست و همکار، فضای مجازی، افراد آشنا دنبال اماکن مناسب می‌گردم اما هر چه بیش‌تر پیش می‌روم بیشتر به این نتیجه می‌رسم که مکان مناسبی برای تفریح دو نفره وجود ندارد.»

از او می‌پرسم آیا فکر می‌کند اوضاع در دیگر شهرها فرق می‌کند که می‌گوید: «فکر نکنم. مگر تهران به عنوان پایتخت ایران چه آپشن و برتری نسب به مشهد در اماکن تفریحی و رفاهی دارد و من معتقدم جنس تفریح برای همه ما فرق کرده است! تفریح برای ما پر هزینه شده است. حالا یا برای خوردن و یا برای قلیان کشیدن و دور هم بودن.»

 

پنجم: دختر دانشجو

به عنوان آخرین فرد سراغ دختر خانم دانشجویی رفتم تا از منظر یک خانم هم به این موضوع نگاه کنیم و جانب عدالت را رعایت کنیم.

+ تفریح‌ات چیست؟

- تفریح خاصی ندارم. دانشگاه و خانه و البته چند وقتی است که واتس‌اپ، وایبر، لاین، اینتساگرام و ...

+ یعنی تنها تفریح تو، شبکه‌های اجتماعی است؟

آره دیگر. بیشتر اوقات از این گروه بر می‌دارم و در گروه دیگر کپی می‌کنم. شادیم دیگر همین طوری. پدر من از قدیم حال بیرون رفتن نداشت. خودم هم اگر دوستانم پایه باشند بیرون می‌روم ولی فکر نکنم بیرون رفتن ما اسمش تفریح باشد.

+ جای مناسبی برای تفریح وجود دارد در مشهد؟

- نمی‌دانم. من که نرفتم ببینم. شاید باشد و ما نمی‌دانیم. ولی خب اگر این طور هم باشد باز هم ضعف است.

 

و این یک پایان نیست....

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
جناب حکاک، وقتِ تفریح و مکانِ تفریح هم باشه، فرهنگِ تفریح و دل و حوصله ی تفریح خیلی کم یابه. و مساله هم پیچیده تر از این حرفهاست، که هم بنده میدونم و هم حضرتعالی. قلمتون سبز.
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خب درسته که هر جایی نسبت به جاهای دیگه یه سری مزایا و معایب داره ولی به نظر من بحثی که وجود داره "تغییره" ! چه تو زمان چه تو آدما ! یعنی اگه یه ادم پاشه از شهرستان بیاد تو یه جایی مثل مشهد زندگی کنه تا یه مدت همه چی براش عالیه اما بعدها حتما نظرش عوض میشه. چون تو این مدت هم زمان گذشته و بعضی چیزا بدتر یا بهتر شدن هم خودش با یه چیزای دیگه خو گرفته، پس همیشه یه چیز (حتی تفریح !) بهتری هست که ما دنبالش باشیم. / راستی ! خوبه خواستین عدالتو رعایت کنین ! یک به چهار ؟!!
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
همه ماجرا وگزارشتون یه طرف؛با اون قسمت شبکه آی فیلم وتماشا به شدت موافقم...!!!به نظرمن که این خانه از پای بست ویران است...قدیم بااین همه امکانات تفریحی کم مردم دلشون باچیزای ساده ودورهمیای معمولی خوش بود!!!اون دلخوشیه ازهمه چی مهمتره...فرقی نداره که کجاباشی وامکانات تفریحی واست فراهم باشه یانه؛مهم اینه که باهمون حداقله هم بتونی روحیه اتو عوض کنی ودلتو شاد...!
نگارا
نگارا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
واقعا تفریحا تکراری شده.. چقدر آدم بره سینما کافی شاپ و ایناها... می دونین ما دخترا یه محدودیدت دیگه هم که داریم..مثلا همین جاهای دیدنی اطراف هم حتی خب نمیتونیم بریم تنها با دوستا..نمی دونم باز خوبیش اینه زندگی اکثر آدما همینه...
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
یعنی اگه مشهدی ها بگن جای تفریح ندارن ، ما بیرجندی ها چی باید بگیم؟:////
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
بعد من میگم واسه ما داخلی حساب میکنن اونطرف شماها بگین نه!
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
برید خدا رو شکر کنید چارتا سینما و موجهای آبی و پارک ملت و و و ...... دارید // ما چی ؟ تو شهرمون دو دونه پارک داریم که دیگه هنو سر شب نشده چراغاشو خاموش میکنن / چی میگید بابا.....
par!sa
par!sa
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
-_-
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
:دی..تفریحم داشتیم کسی نبود ما باهاش بریم بیرون..تنهاییم ک خوش نمیگذره:/ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨