فکر نان باش که نفت (+طلا) آب است!

فکر نان باش که نفت (+طلا) آب است!

نویسنده : K_karbare binam

قدیم‌ها یکی از روش‌های نجات از شرایط بحرانی اقتصادی خانواده، اندوختن کمی طلا و سکه و بعضی چیزهای اینجوری بود، و البته این شرایط سخت و بحرانی، واقعاً شرایط بحرانی بود؛ شرایطی که کارد تا استخون چند نانو متر بیشتر فاصله نداشته باشد!

اما امروز دیگر از قدیم‌ها، فقط دوغ‌شان مانده که دم در سوپرمارکت‌ها (نام با کلاس بقالی) در جا دوغی مربوطه آویزان می‌شود. فلذا استفاده از طلا و جواهرات به عنوان دستگیره روز مبادا، کاری به غایت غلط است.

طی اخبار اخیر، آمدند گفتند بیایید قدر نانواهای زحمت کش را بیشتر بدانیم. چه جوری؟ خوب معلوم است. نان را حداکثر 30 درصد افزایش قیمت می‌دهیم. اینجوری نانواها حتماً بر عزم خویش بیشتر استواری می‌کنند تا نان‌های نسوخته‌تر دست ملت بدهند.

به کلمه حداکثر سی درصد توجه بفرمایید. در دهات ما ساده‌ترین نان را با قیمت مقطوع 150 تومان می‌فروشند. آره داداش 150، دیگر مقاومت هم نکن. حالا فرض کنیم نانوای دهات ما آدم بسیار منصفی باشد، به طوری که از نوادگان مرحوم جوانمرد قصاب بوده (جوانمرد قصاب ربطی به انصاف ندارد، و صرفاً استفاده از زیبایی نام بوده)، و نان را با تنها 15 درصد افزایش قیمت به شما بفروشد، (دیگه زیر نصف نرخ ضرر است خدایی، فکر پایین‌ترش را نکن!). بدین ترتیب، شما نانی 172 و نیم تومان باید پیاده شوید. یعنی اگه 20 تا بخری، باز هم سر پنجاه تومان پول خرد، باید خاطر مبارکت را خون آلود کنی.

برویم روی 20 درصد. این هم موفقیت آمیز نیست، چون می‌شود 180 تومان و همیشه با خرید 10 عدد نان شما با این جمله از سوی نانوا مواجه می‌شوید: «دویست تومان طلبت» . طلب را هم کی داده کی گرفته؟! فکر 25 درصد را از سرت بیرون کن، که گندش خیلی بو دارد! برویم سر همان سی درصد. هرجور حساب کنی سی در صد از همه بد تر است. نان 150 تومانی را می‌کند 195 تومان!

البته چون دولت نگران شما است و نمی‌خواهد ملت برای 5 تومان بروند سر پل عابر بنشینند، یا در صدد پاکسازی صندوق صدقات سطح شهر بر آیند. و از سویی، جهت جلوگیری از خیلی داغ شدن بازار پول فروشان فردوسی و استانبول، خودش قیمت نان ساده را 200 تومان اعلام کرد تا با 33 ممیز 3333 ... -همینجوری تا آخر دنیا 3- درصد افزایش قیمت بتوانیم از باقی ماندن سنگ روی سنگ نهایت لذت را ببریم.

داشتم فکر می‌کردم چه خوب می‌شد، آن‌هایی که طلا ذخیره کرده‌اند برای روز مبادا، این روزها که طلا و نفت در حال سقوط است و گاه و بی‌گاه غش می‌کنند، به فکر نان و افزایش خود نان باشند، تا همه از بهاری سبز و شیرین لذت ببریم.

در ضمن فکر نکنید حالا که نفت رکود کرده بنزین ارزان‌تر می‌شود، نه همچین خبری نیست.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
بابتتتتتتتتتت عضویت واولین مطلبتون تبریک میگمممممممم ومطلب جالبی بودممنونننننننن
K_karbare binam
K_karbare binam
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
ارادتمندم، لطف دارین. اما دلم می خواد بگم اولیش نیست، دومیشه! دوستان اتاق فرمان جیم، اولین مطلب رو منتشر نکردند. فکر می کنم به خاطر طولانی بودنش بود.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
اوهوم خوب بود خوووووووب
K_karbare binam
K_karbare binam
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
ریتم خوبی داشت این دست نوشته. لذت بردم. موفق باشید.
K_karbare binam
K_karbare binam
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
ریتمش 7 چهارم ترکیبی بود ، با سه ضرب سنکوپ تو میزان اول . شوخی کردم! مرسی از لطفتون!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
حالا شما که شوخی کردید ولی اگه بخواهید جدی به شما میگم چه اتفاقی توی این متن هست که میشه بهش بگیم خوش ریتم. (با توجه به بسامد کلمات و حجمِ حروف بکار رفته و ..... چند آیتم دیگه)
K_karbare binam
K_karbare binam
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
همه چیز ریتم داره ، اما من ریتم متن رو نمی دونم واقعاً، و اولین بار بود به گوشم خورد، خیلی خوشحال می شم راجع به ریتم متن چیزی بدونم، اما چه بهتر که به عنوان یه نوشته تو همین جیم منتشر کنید ، تا باقی دوستان هم استفاده کنند. بازم از توجهتون ممنونم. یا علی
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
والبته این رو هم باید گفت با این حداکثر 30% افزایش قیمت کیفیت نان حداقل 30% کاهش پیدا کرده!!!
K_karbare binam
K_karbare binam
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
دیگه این تغییر کیفیت طبیعیه! خدا رو شکر همین گیرمون میاد!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤