کاش می شد رفت و دیگر برنگشت...

کاش می شد رفت و دیگر برنگشت...

نویسنده : ف.ش

بسم ربّ الحسین

جمعه صبح:

از خواب بیدار که می‌شوم، بلافاصله وایفای موبایل را روشن می‌کنم. چون حدس می‌زنم چیز جدیدی گذاشته. می‌بینم توی وایبر عکسی گذاشته و زیرش نوشته: حرم امام علی- نماز صبح.

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

 

پنجشنبه شب:

چند تا عکس گذاشته و زیرش نوشته: مسجد کوفه- امروز.

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

 

چهارشنبه شب:

نوشته: اهم! ما رسیدیم نجف! 

عکس پروفایلش را عوض کرده، تصویر خودش را کنار پنجره هواپیما گذاشته.

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

 

سه شنبه:

توی لاین نوشته: کاش می‌شد رفت 

و دیگه برنگشت...

ما هم رفتنی شدیم...

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

 

یک هفته قبل: 

فردا عازم سفر است. آن هم از نوع دانشجویی و پیاده‌اش. جلوی درب اتاق‌مان، خداحافظی می‌کنیم.

ولی بغض من از اینجا شروع نشد.

 

نه روز قبل: 

در اتاق را می‌زند. همسایه است.

+ اومدم خداحافظی کنم.

- مگه کجا داری می‌ری؟

+ الان که دارم می‌رم اصفهان. بعدش ایشالا کربلا. با خانواده با ماشین خودمون می‌ریم تا مرز...

بقیه جمله‌اش را نمی‌فهمم. از جا می‌پرم...

ولی بغض من از اینجا شروع نشد.

 

ده روز قبل:

آخرین پست لاین را قبل از سفر پیاده هر ساله‌اش گذاشته:

من ترک چایی کرده بودم سالیانی / موکب به موکب اربعین چایی خورم کرد

ولی بغض من از این‌جا شروع نشد.

به گمانم بغض من از چهار سال و نه ماه پیش شروع شد. از همان نوروزی که بین الحرمین را دیدم و دیگر ندیدم...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
:'( کاش توفیق به ماهم داده بشه که بریم پابوسیشون
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
اللهم ارزقنا کربلا...
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
:(((((
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
شاید اون طوری که باید نخواستیم...
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
هعییییییییییییییییییی
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
:-(
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
کاش منم اونجااا بودممممممممممممممم
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
دیشب یه حرف میثم مطیعی خیلی به دلم نشست. گفت: خداییش امشب اونی که کربلا نیست باخته... /و من چقدر یکی دوهفته ست خس بازنده ها رو دارم...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
چه نگاه عاشقانه و زلالی... لذت بردم.
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتید آقای شمشیری
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
خوشبحالت که دیدی...من که ندیدم چی بگم؟
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
میدونی دیشب میثم مطیعی تو دانشگاه امام صادق چی میگفت؟ میگفت آقا ناشکری نمی کنم، ولی کاش کربلاتو نمی دیدم... / حرفشو با بندبند وجودم درک می کنم:-( ایشالا قسمتت شه و قسمتم شه
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
خوش بحالت که همون چهار سال پیش رفتی :(
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
و وقتی میری تشنه تر میشی... و دقیقه چهارسال و نه ماهه که می فهمم اینکه میگن" بیچاره اون که کربلاتو دید بیچاره تر اون که کربلاتو دید" یعنی چی؟... حقیقتا آرزو میکنم بری به زودی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
ان شاالله که باز هم ببینیدو برای ماهم دعا کنید تا مام ببینیم
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
ایشالا قسمت هر کی که آرزو داره بشه...
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
هییییییییی.....خیلی قشنگ نوشته بودی فرزانه جان:))))
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
ممنون عزیزم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
چی داره این حرم که هم دیدن و هم ندیدنش ، داغونمون کرده....
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
واقعا هم دیدنش یه جور بیچارگیه هم ندیدنش...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
هییییییییییی... خوشا با سعادت کسانی که رفتند، کسانی که حال خوشی داشتند....
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات