حصار یعنی من باشم تو باشی و عشق ...

حصار یعنی من باشم تو باشی و عشق ...

نویسنده : m_ehyaei

حصارها را دوست دارم حصارهای چوبی را ...  مرزند، یعنی حریم، یعنی جایِ امن، یعنی جایِ من! حصار که باشد یعنی من باشم، تو باشی و حتی ع ش ق باشد. اما بی‌اجازه حتی نگاهت هم حوالی این حریم نیفتد، یعنی من بدانم، تو بدانی که مرز هست، که تفاوت هست روی زمین، که نباید بی‌اذن صاحبخانه رد شوی ...

این را می‌گویم به تو، به خودم، به ع ش ق، به تمام حصارهای چوبی، به تمام حریم‌های امن، به تمام صاحبخانه‌ها به تمام من‌ها! حصار خوب است، دیوار نیست، حصار برای خودی‌هاست، من حصارها را دوست دارم، من حصارهای چوبی را می‌فهمم، خودی‌ها را هم ... آن‌ها که معنی تمام حصارهای دنیا را می‌دانند و هیچ وقت گول چوبی بودنشان را نمی‌خورند، نگاهشان فقط تا حصارها می‌رود، صبر می‌کنند، این‌قدر صبر می‌کنند تا خودی‌تر شوند، بیایند نزدیک‌تر، بیایند به ملاقات صاحبخانه، بیایند این طرف حصار تا با هم یک طرف باشیم تا با هم از مرزهای مشترک‌مان دفاع کنیم ...

و اما من! من حاضرم تمام عمر پشت این حصارها منتظر تو باشم، منتظر تویی که معنی تمام حصارهای مرا می‌فهمی... و همین مرا  ع ا ش ق تر می‌کند !

============

پی نوشت: حصار از کلمه حصر میاد به معنای محاصره شدن در جنگ. اغلب معنایی که به ذهن می‌رسه تقریبا چیزی ست شبیهِ زندانی شدن ... (و من مدت‌هاست زندانی شدم میان حصارهایی که بعضی‌هایشان را خودم با دست‌های خودم ساخته‌ام و دوست‌شان دارم، محاصره عادلانه ایست اگر جنگی هم باشد، جنگِ شرافتمندانه ایست!... بعضی وقت ‌ها زندانی بودن هم عالمی دارد.)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mina_h
mina_h
٩٣/١٠/٠١
١
٠
:)
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
متن زیبایی بود. تشکر
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
زنده باشید .
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠١
١
٠
حصارواژههههههههههههههههه نااشناوتلخخخخخخخخخخخخخخخ
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سلام ودرودبرشما باد:امیدوارم ککه گرد وجوتان هیچ حصاری نباشد و سعادتمندباشید.
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
سلام . متشکرم محبت دارید ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٢
١
٠
سلام:سلامت و شادکام باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
خیلی زیبا بود. احساس خوبی بهم داد. ممنونم.
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
سلام . متشکرم بزرگوارید شما ...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
زيبا بود خسته نباشيد
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
سلام . متشکرم ...
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
راستش خودم یاداشتی به همین مضمون در ذهن داشتم.. بسیار زیبا و دلپذیر بود .. لذت بردم از خواندنش..ممنون
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام . متشکرم لطف کردید ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
١
٠
اوهوم :)) واقعنــــــــــم.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤