تو ماهی و من ماهیِ این برکه کاشی ...

تو ماهی و من ماهیِ این برکه کاشی ...

نویسنده : m_ehyaei

ماهی‌ها موجودات دوست داشتنی ذهنِ من هستند و یک قسمتِ فانتزی مخصوص به خود دارند که دلش می‌خواهد روزی توی یک قایق وسط دریای آبی و آرام یک کلاهِ آفتابیِ حصیری سَرَش باشد و یک قلابِ ماهی گیری در دستش ... آرام و بی صدا بنشیند توی قایقش و شاید یک ترانه محلی مثلا ترانه باران را با لهجه دست و پا شکسته بخواند! حواسش به آسمان و دریا و ساحل و حتی پاروی قایقش باشد و همین طور صبر کند و صبر کند ... ژستِ یک صیاد را بگیرد که منتظر است تا ماهی‌اش را صید کند ...

اما این واقعا فانتزی ست. یک چیزهایی هست این‌جا،توی مجموعه‌ای به اسمِ من که با هم جور در نمی‌آیند. قایق و پارویش، دریا و سکوتش، کلاهِ حصیری و چوب ماهی گیری‌اش چرا، اما صیدش هرگز ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
منم این روزا مدام درگیر همین افکار و نتایجم ... زیبا بود. سپاس
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
سلام ... ما كه رفتيم ماهي بگيريم
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
تو وجود هرکس چیزهایی هست که با ذهنش جور در نیاد. تشکر
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
من سالها درگیر ابن افکارم... هنوز هم نتونستم کنار بیام...، صید شدم اما صیادخوبی نبودم.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی/ اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی ...
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
من چندسالی بودم که درگیراین احساس بودمممممممم ولی تموم شددددددددددددددد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
:) مام ماهیگیر قابلی نیستیم اصلـــــــــــــن (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
کارهای خارق العاده!

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٣/٢٤
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
از هر قید رها بودم

آرامش مطلق

٩٦/٠٣/٢٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
افسانه یا حقیقت؟

عشق در یک نگاه

٩٦/٠٣/٢٤
تبلیغات
تبلیغات