الکلی که الکی بود!
پیرامون حال و روز تیم امید و اتهامات کرانچار

الکلی که الکی بود!

نویسنده : علیرضا گرانپایه

فدراسیون فوتبال، محمد خاکپور و هومن افاضلی را به عنوان کادرفنی موقت تیم امید معرفی کردند اما ساعاتی بعد محمد خاکپور طی نامه‌ای از نپذیرفتن هیچ پستی در تیم امید خبر داد تا تیم امید در آستانه مسابقات انتخابی المپیک ریو، بدون سرمربی بماند. این آخرین سکانس سناریویی بود که فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش یک ماه پیش با برکناری وینگادا کلید زدند.

حبیب کاشانی عضو شورا شهر تهران و مدیرعامل موفق سال‌های نه‌چندان دور پرسپولیس، به عنوان مدیر تیم امید انتخاب شد. از همان ابتدا با توجه به نتایج بسیار ضعیف وینگادا در مسابقات آسیایی مشخص بود که تغییر در کادر فنی تیم امید قطعی است. وینگادا برکنار شد و به دلیل شناختی که اهالی ورزش از روحیات حبیب کاشانی داشتند، احتمال داده می‌شد که بار دیگر یک مربی وطنی به نیمکت تیم امید برسد. اما کاشانی تمام پیش‌بینی‌ها را برهم زد و با حضورش در دوحه و مذاکره با زلاتکو کرانچار کروات نشان داد که برخلاف انتخاب‌های گذشته‌اش یک عجنبی را به عنوان گزینه اول در ذهن دارد. دو طرف به توافق رسیدند و خبرها نشان می‌داد که تنها یک مورد اختلافی بین طرفین وجود دارد. کاشانی خیلی زود خبر از توافق با کرانچار داد. درست زمانی که همگان گمان می‌کردند این انتها داستان است، شورایی یکهویی در وزارت ورزش داستان جدیدی را کلید زد. وزارت ورزش اعلام کرد که از این به بعد حضور هر مربی خارجی منوط به تایید شورا نظارت بر مربیان خارجی این وزارت است و اولین دستور جلسه این شورا زلاتکو کرانچار بود. همین جای داستان می‌توانستیم انتهای آن را حدس بزنیم. دعوا و لجبازی های وزارت و فدراسیون فوتبال وارد فاز جدیدی شده بود و وزارت دست‌مایه انتقام دیگری برای جبران تمام نا‌مهربانی‌های شخص کفاشیان و دیگر اعضا هیئت رئیسه پیدا کرده بود. درگیری وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال باز‌می‌گردد به اوایل روی کار آمدن گودرزی و جلسه انتخاب رئیس فدراسیون فوتبال که احتمالا به یاد دارید با حضور سجادی به عنوان نماینده وزارت چه لابی‌هایی جهت رای نیاوردن کفاشیان صورت گرفت ولی اعضا هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال، بار دیگر کفاشیان را انتخاب کردند تا اختلافات گودرزی و کفاشیان بالا بگیرد.

رغبتی (یکی از اعضای همان شورای یکهویی) در برنامه دوشنبه شب نود رسما اعلام کرد که شورا نظارت بر مربیان خارجی، کرانچار را به دلیل دائم الخمر بودن رد صلاحیت کرده است. نسبت دادن دائم الخمر بودن به یک فرد در پربیننده‌ترین برنامه صدا و سیما حرف کمی نیست. حرفی که برای رد کردن آن نیاز به دلیل و مدرک خاصی نیست. تنها کافیست کارنامه فوتبالی کرانچار را مرور کنید تا بفهمید که یک انسان دائم الخمر که بی شک تعادل روحی و روانی مناسب ندارد، نمی‌تواند چنین نتایجی را کسب کند.

آقایان وزارت ورزش؛ زلاتکو کرانچار در مدت حضورش در سپاهان یک بار قهرمان لیگ برتر و یک بار قهرمان جام حذفی شده است، آیا این کار از یک آدم دائم الخمر برمی‌آید؟ چگونه حبیب کاشانی که از مدیران ارزشی فوتبالی کشور است، 6 ماه در کنار کرانچار در تیم پرسپولیس کار کرده است؛ اطلاعی از دائم‌الخمر بودن او نداشته است؟ دوستان می‌گویند مدت حضور کرانچار در پرسپولیس کم بوده است و کسی متوجه نشده است! پس چرا در 3 سال حضور در سپاهان اصفهان خبری منتشر نشد؟! خلیلیان مدیر عامل سپاهان و چند تن از بازیکنان این تیم از جمله خلعتبری اعلام کرده‌اند که به هیچ عنوان مشکل اخلاقی و فرهنگی از کرانچار ندیده‌اند، حالا چگونه دوستان وزارت توانسته‌اند دائم الخمر بودن کرانچار را کشف کنند، جای تعجب دارد!

رغبتی اعلام کرده است که شواهدی دارند که نشان می‌دهد چند باری کرانچار سر تمرین و حین مسابقه با دهانی که بوی الکل می‌داده حاضر شده است! یک سوال آقای رغبتی؛ بر فرض تایید حرف شما، آیا می‌توان به یک فرد که چند بار با دهان بوی الکلی مشاهده شده است، نسبت دائم‌الخمری داد؟! آیا در دین ما، تهمت و بردن آبرو یک فرد -حتی خارجی-  کمتر از شرب مشروبات الکلی نکوهیده شده است؟! حالا ما فرض را بر این می‌گیریم که شرلوک هلمز وزارت ورزش کارش را درست انجام داده است و توانسته است کشف کند که کرانچار مشروبات الکلی مصرف می‌کند. بعید می‌دانم دوستان وزارت توقع داشته باشند که تمام مربیان خارجی که به ایران می‌آیند و گاها تا 60 سال از زندگی‌شان گذشته است، با حضور در ایران به‌یک باره سبک زندگی که از فرهنگ خودشان گرفته شده است را زیر پا بگذارند. وقتی مربیان خارجی رفتارهایی که با فرهنگ با مغایرت دارد را علنی انجام نمی‌دهند، چه اصراری بر تفحص در زندگی خصوصی آن‌ها؟

این سوالات و ده‌ها سوال دیگر که شاید هیچ وقت به آن پاسخ داده نشود، تنها یک موضوع را روشن می‌کند. وزارت ورزش برای زهر چشم گرفتن از فدراسیون فوتبال و حبیب کاشانی آبرو یک فرد را برد و اتهاماتی را به کرانچار نسبت داد که حتی در صورت صحت نیازی به علنی کردن آن نبود.

تیم ملی امید 45 روز دیگر مسابقات انتخابی المپیک را استارت خواهد زد و امیدوارم که آه زلاتکو کرانچار دامن بازیکنان جوانمان را نگیرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
کار ندارم درست یا غلطه خبر ولی گفتنش توی تلویزیون کار درستی نبود!:(
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
سلام.بعله اشتباه بود
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی فردا به آن چشم نگاهش نکن. شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی. حضرت علی (ع)
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
احسنت،احسنت
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
منم بادوستان موافقممممممممممممممممم
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
‎:)‎
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
جناب گران پایه دم شما گرم! لذت بردم مَرد. خیلی خوب نقاط کور رو می بینید و می زنید به هدف ... کلمه "زهرچشم" ماره گیریفت!
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام.خواهش میکنم،آره خودمم گیریفت:)
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
یه نظر من بهترین یادداشت ورزشیت تا حالا بود :))) لذت بردم.. از پیشرفتت خوشحالم :)
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام.ممنون محمدرضا جان،منم خوش حالم:))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
ضمنا طراحیِ و گرافیکِ بنرِ همین مطلب یک شاهکاره بنظر من. خیلی خلاقانه و خوش ترکیب. مرسی.
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام.آره واقعا خوب بود،ممنون از ایمان فروزان نیا عزیز
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
واقعا متاسفم برای کسانی که آبروی مردم براشون مهم نیست....فقط می تونم بگم متاسفم:/
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
بعله کار درستی نکردن دوستان وزارت ورزش متاسفانه:(
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٣/٠٩/٢٠
١
٠
من خودم تا وقتی این اتفاق نیوفتاد فک می کردم آره کرانچار دائم الخمره!!!ولی الان با این کار مطمئن شدم که نه!!!
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
والا بخدا
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٩/٢٠
١
٠
چه راحت تهمت میزنیم تو جمهوری اســــلامی، چه راحت آبرو می بریم / مطلب خوبی بود. و عکس بسیار جالبی
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠