هیاهوی ریل...
مجموعه شعرهای محبوب شما كه برای ما ارسال كرده‌ايد

هیاهوی ریل...

نویسنده : مهدیه جوادی

از غربت‌ام آنقدر بگویم که پس‌ از تو

حتّی ننشسته‌ست غباری به مزارم

(فاضل نظری)

======***======

خبر رسید که پاییز رو به پایان است

چه دل‌خوشید؟ که این اول زمستان است

(محمدمهدی سیّار)

======***======

این روزها سکوت من از ناتوانی است

من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟

(شیرین خسروی)

======***======

انگار از شش روز خلقت پنج روزش او

یک روز دیگر یک جهانی تا جمالش را

من شاعرم، اما نه آن‌قدری که این تصویر

باید  کمال الملک  برخیزد  کمالش  را

(کمیل ایزدجو)

======***======

تو

نخستین زن از سلسله آب‌ها بودی

که از موزاران شعله و شِکر

به دیدنم آمدی:

گرم

شیرین

ماه ..

(سیدعلی صالحی)

======***======

ﮔﻔﺖ:

«ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﭘﻠﮏ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻣﯽﺁﯾﻢ»

ﺍﻭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻣﻦ ﭘﻠﮏ ﺑﺮ ﭘﻠﮏ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻡ ﻭ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﻢ ..

(علیرضا روشن)

======***======

تا هیاهویِ ریل می‌آمد

می‌دویدم تو را نگه دارم

حال و روزم مگر چقدر ابریست

که پس از هر قطار میبارم

...

در تمام قطارها مردم

زندگی در خیال یعنی این

آخرین کوپه هم تو را کم داشت

آرزوی محال یعنی این ...

 (علیرضا آذر)

======***======

کاشکی سر بشکند، پا بشکند، دل نشکند

سرگذشت دل شکستن بود و بس جانکاه بود

سوختم از آتشت، خاکسترم بر باد رفت

داستان عشق ما کوتاه و بس کوتاه بود ..

(مهدی اخوان ثالث)

======***======

تو مثل برفی، پس لذت تماشا بس

گرفتن تو همانا تباه کردن توست

(مهدی فرجی)

======***======

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز

استاده‌ام چو شمع، مترسان ز آتشم

(حافظ)

======***======

تمام ابهامِ من هم همین‌جاست ...

کسی‌ که دستش را بی‌‌هوا روی شانه‌ا‌ت می‌گذارد

و بی‌ هیچ کلامی‌...

می‌فهماند که در این دنیای غریب و در زمانه‌ای غریبه‌تر، دوستی داری

چنین موجودی چقدر باید تنهایی‌ کشیده باشد، 

تا به یک نگاه بفهمد چقدر تو تنهایی‌؟!

(نیکی‌ فیروز کوهی)

======***======

خلاصه حسرت این ماند بر دلم که شما

بیایی و بروی...فتنه برنیانگیزی!

(مهرداد نصرتی)

======***======

روحم به تو صد نامه نوشت و نفرستاد

ترسید که دیوانه کنی نامه رسان را ...

(غلامرضا طریقی)

======***======

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

لحظه تشییع من از دور بویت می‌رسید

تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم...

(کاظم بهمنی)

======***======

یک جور آتش میزنم روزی خودم را

کبریت دیدی، یاد چشمانم بیفتی!

(پویا جمشیدی)

======***======

فکر دنیا نباش... در عقبی، با نخ‌اش می‌شود شفاعت کرد

چادرِ تو لباس دنیا نیست... روز محشر به کار می‌آید!

(حسین صیامی)

======***======

سلیمان  حسنی:

کمک کن روحِ ما، آزادگردد

دلِ غمدیده ما شاد گردد

تمامِ خاطرات و دلخوشی‌ها

مبادا بی‌خودی  بر باد گردد

(سروده خودم)

======***======

ko_karimy:

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست...

(حافظ)

======***======

ahmad.sedaghat:

دیدی که دوباره هم لگدمال شدی؟

تیترِ خبر و سوژه باحال شدی

زانو به بغل نگیر از غم، دل من

تقصیر خودت بود که اغفال شدی

======***======

سحری :):

از تو

شبی جا مانده در من

که هرگز صبح نخواهد شد ...

(عباس حسین نژاد)

======***======

r_riahi:

صدای باورهای من،

نجوای خندیدن‌های توست

 چه بی‌دلیل می‌خندی

و من چه بی‌دلیل باور می‌کنم بودنت را

این‌جا، فاصله یک نفس است،

تا رهایی من از باورهایم،

تا تماشای لبخند لبان سرخت برمن

بیا بی‌دلیل، دوستت دارم‌هایم را باور کن!

(سروده خودم)

======***======

هاچ:

من از تو سبد سبد پروانه می‌خواهم،

تو مرا خرمن خرمن پرواز می‌دهی!

(هاجر رمضانی)

======***======

so_karimi:

دل ما را به فُسونِ دلِ دلبر نگداز 

کاین دل ما ز سر عشق چنین می‌سوزد ...

======***======

s_mohsen:

و وقتی زمستان

خط به خط خودش را

دیکته می‌کرد در گلوگاه پاییز

تنها تو بودی که پایان مرا انتظار نمی‌کشیدی

تنها تو بودی که به گذر فصل‌ها کافر بودی

و حال باورت نخواهد شد

این زمستان وهم انگیز را...

======***======

S_SOHA:

دستم کوتاه است

گرهی به موهایت بزنی

نجات خواهم یافت...

=============

Erfan_69:

پزشکان اصطلاحاتی دارند

که ما نمی‌فهمیم

ما دردهای داریم که آن‌ها نمی‌فهمند

نفهمی بد دردی است

خوش به حال دامپزشکان!

======***======

m-roohangiz:

سرم را روی پنجره اتوبوس می‌گذارم... دنیا می‌لرزد...

سرم را روی قلبت می‌گذارم... دلم...

زلزه ده ریشتری است نفس‌هایت...

آواره‌ام کن!...

می‌خواهم جان سپرده‌ات باشم!

======***======

Mahboubeh-A:

چای دم کن ... خسته‌ام از تلخی نسکافه‌ها

چای با عطر هل و گل‌های قوری بهتر است

من سرم بر شانه‌ات؟... یا تو سرت بر شانه‌ام؟

فکر کن خانم اگر باشم چه جوری بهتر است؟

(حامد عسکری)

======***======

MarMad:

این تناقض تا ابد شیرین‌ترین مرثیه است

سرترین آقای دنیا را خدا «بی سر» گذاشت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ایران
ایران
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
عالی.لطفا لینک دانلود واسه همه ذهن زیباهاتون تا حالارو بذار جیمبو,ماچ
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
جنب ریاحی وجناب صداقت عالیییییییییییی استادحسنی شاهکاررررررررررررررر
B_Karami
B_Karami
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
خیلی قشنگ وعالی بود مخصوصاآخری...واقعاBig Like
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
قطعات هاجر رمضانی، پویا جمشیدی، کاظم بهمنی، غلامرضا طریقی، مهرداد نصرتی، نیکی فیروزکوهی و علیرضا اذر با ذائقه من عجیب جور بودند! ... این بار خیلی بابِ دل من بود اشعار! و البته تک تک شعرا، نفسشون حق، دَمشون گرم و قلمشون سبز.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
فوق العاده:)))))
B_karami
B_karami
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
عالی بود به خصوص آخری...
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
خیلیم عالی..دفه اول بود از بیکاری خوندمشون:////ب شعر علاقه ندارم:///ممنون:)/
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بودند :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٩/٢٢
٠
٠
خیلی هم عالی...تشکر از همگآن..:)
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
خیلی خوب بود،مخصوصااخری،ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣