بوی اربعین آمد؛ باز دلم شکست...

بوی اربعین آمد؛ باز دلم شکست...

نویسنده : s_khorashadi

دوباره اربعین از راه می‌رسد و من باز دل شکسته‌ام. دل شکسته از نبودن در خیل عظیم کاروان‌هایی که این روزها عاشقانه با پای پیاده به سوی حرم آقا می‌روند .خوشا به حال‌شان. کاش آقا ما را هم می‌طلبید.

یا امام حسین(ع)؛ دلم سخت، هوای زیارت حرم پاکتان را کرده است. کاش از این جا و از این بعد مسافت نگاهی به من هم بیاندازید. کاش نام مرا هم در این اربعین در فهرست زائران خود بنویسید که دلم سخت هوای در آغوش گرفتن ضریح نورانی شما را دارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
منم خیلی دلم هواییییییییییییییییی شده امیذوارم تاسالللللللللللللللل دیگه امام حسین یک نظرم به من بکنههههههههههههههه
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
موفق باشید و امیدوارم همه به آرزوهاشون برسن.
o_khorashadi
o_khorashadi
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
متشکرم.شما هم موفق باشید
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
کاش:(....
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام ... باز اين دل هوايي شد. خداااااااا
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٠
١
٠
سلام. قسمت نشد بریم.آقا نخواست...
o_khorashadi
o_khorashadi
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
دعا کنید سال دیگه قسمت همه ما بشه ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
:(
o_khorashadi
o_khorashadi
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
ببخشید الان دقیقا شما چی گفتین؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٦
١
٠
هیچـــــــی :(
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠