جمعیت ایران واقعا چقدر است؟!

جمعیت ایران واقعا چقدر است؟!

نویسنده : A_Rezaie

شاید اگر این سوال را ببینید، آمار و ارقام، اولین تصویر ذهنی شما باشد که با آن مواجه می‌شوید اما تا به حال به این فکر کرده‌اید واقعا چند نفر در ایران وجود دارد؟!

در ریاضی اگر مجموعه‌ای وجود داشته باشد با هفت عضو و از این هفت عضو 3 عضو عین هم باشند، آن مجموعه را هفت عضوی در نظر نمی‌گیریم، بلکه به دید مجموعه‌ای پنج عضوی به آن نگاه می‌کنیم. مثلا مجموعه Q={1,1,3,3,4,4} سه عضو دارد.

حالا یک نگاه به اطراف، تمام هدف این دست نوشته را برای شما روشن می‌کند. چند آدم متفاوت می‌شناسید؟ چند نفر که با هم فرق کنند؟

شاید این آسیب پنهان رواج دنیای مجازی باشد. دنیایی که اغلب کسی خودش نبوده و نیست. هر کس آرمانی به نام مُد را در نظر می‌گیرد و برای نمایش خود در قالب آن تلاش می‌کند. خلاقیت محدود شده، دردها سرگرمی و انتقاد از زمین و زمان (بدون صلاحیت حتی نظر دادن در موردی که از آن انتقاد می‌کنیم ) نماد روشن فکری هر کس .

آسان نخوانید، فاجعه را گفتم، شاید متوجه‌اش نشده‌اید. فاجعه درد، فاجعه‌ای که در آن سرگرمی ما دردهای ماست، فاجعه‌ای که در آن جامعه دردمند می‌شود، می‌سوزد، لطیفه می‌شود و... 

درمان گم شده میان هیاهوی خندیدن به این مسائل و هنوز هم می‌گویند شاید وقتی دیگر.

اما فاجعه این‌جا نمود دارد که جمعیت کشور به کمتر از میلیون می‌رسد (خوشبینانه).

بله! راهکار افزایش این جمعیت زیرنویس‌های مقایسه آمار زاد و ولد ایران و کشورهای دیگر نیست.

راهکارش ...

نمی‌دانم؛ شاید وقتی دیگر...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
نمیدونمممممممممم واقعاچندنفریممممممممم؟؟؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مام نمیدونیم.... شاید وقتی دیگـــــــــــر :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
١
با فرمایش شما کاملا موافقم. من حتی جمعیت رو کمتر از 600، 700 هزار نفر میدونم.
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
راهکارش شرد فکری هموظنان گرامیه که وقتی من به شاگردم میگم در مورد یه مظلبی تحقیق کن میگه خانوم حال ندارم میخوام سریال ببینم :(
o_khorashadi
o_khorashadi
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
کاملابا شما موافقم.
MILAD
MILAD
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
چقدر پیچوندین
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات