دانش آموز دیروز، دانشجوی امروز، بیکار فردا

دانش آموز دیروز، دانشجوی امروز، بیکار فردا

نویسنده : فرانک باباپور

سر کلاس آزمایشگاه الکترونیک نشسته بودیم که یکهو یک آقای نسبتا مسن و با موهای کم آمد وسط کلاس و خیره شد به تخته! شبیه خیره شدن عاقل اندر سفیه! اول فکر کردم بابای یکی از ورودی جدیداست که آمده ببیند دقیقا قرار است چی فرو کنند توی مغز بچه‌اش! بعد یکهو برگشت و یک سلام کرد و گفت از شرکت کیان آمده و می‌خواهد چندتا سوال بپرسد و هر کسی جواب بدهد همان‌جا استخدامش کند!

ما هم که انگار خبر واریز شدن یارانه را بهمان داده باشند، نیش‌مان تا بناگوش باز شد! بعد یک مدار ساده کشید و گفت با گذاشتن یک المان کاملش کنید و کاملش کردیم، یکی دیگر کشید، خیلی سخت‌تر! هیچکس بلد نبود! بعد شروع کرد به پند و اندرز که به جای این مدار گنده‌ای که دارید می‌بندید، بروید این چیزها را یاد بگیرید! صنعت این چیزها را می‌خواهد! بروید کتاب بیشتر بخوانید و ... بعد که قشنگ مطمئن شد با خاک یکسان کردن ما را به حد اعلا انجام داده، خداحافظی کرد و با 4 تا همراهش که عین بادیگاردهایش بودند، رفت!

حالا جالب‌تر که این خبر را بشنوید: معاون‌ پژوهش و فناوری وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با اعلام انعقاد تفاهم‌نامه‌ای میان وزارت علوم و وزارت صنعت، معدن و تجارت گفت: استادان دانشگاه‌ها می‌توانند به مدت یکسال در مراکز صنعتی حضور یابند و علاوه بر حقوق خود معادل آن را از صنعت دریافت کنند. یعنی ما باید استاد بشویم تا بتوانیم وارد صنعت بشویم! صنعت ما آن‌قدر پیشرفت کرده که فقط اساتید می‌توانند واردش بشوند و کار کنند! دانشجو جماعت هم برود ز گهواره تا گور دانش بجوید! بلکم علمش رسید و توانست در صنعت کاری کند! جالب‌تر که صنعت غرب سر و دست می‌شکند برای دانشجوی ایرانی! آن وقت صنعت ما به دانشجومان می‌گوید پیف پیف بو میدی!

صنعت را اینقدر بزرگ کردند که نمی‌داند کجای صنعت دنیاست! صنعت و دانشگاه آن‌قدر دور شدند که دانشگاه صنعت غرب را درس می‌دهد و صنعت خیال باطل دارد که خیلی قدرت دارد! فقط و فقط به خاطر این‌که می‌گویند کار نیست... به قول یک استاد صنعتی‌مان: وقتی خواستی بروی دنبال کار در صنعت، باید بگویی یک کارایی بلدی و انجام می‌دهی و این‌قدر حقوق می‌خواهی! نه این‌که منتظر باشی آن‌ها بگویند چقدر می‌دهند بهت!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٨
١
٠
به نظرمنم کاردرصنعت یعنی همین جمله اخرکه استادتون گفتهههههههههه مطمئن باشیدموفق میشیددددددددددددد این به من ثابت شدهههههههههه
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٩/١٨
١
٠
بلی . موافقیم .
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٨
١
٠
موافقم. متاسفانه عین حقیقته.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٨
١
٠
ای بابا... داغ دلمون تازه شد....چند صباح دیگه هممون میریم تو افق محو میشیم، ببینیم این حضرات بدون نیروهای جوان این مملکت به کجا میخوان برسن :/
f_babapoor
f_babapoor
٩٣/٠٩/١٨
٠
١
افق رو خوب اومدین! :)) امروز از بچه ها پرسیدم، گویا دو نفر جواب هر دوتا سوالو دادن ولی فقط شمارشونو گرفتن که بهشون جایزه بدن!! امید است که زنگ بزنند!! مو کندن از خرس غنیمته!! :))))
s_ehsan
s_ehsan
٩٣/٠٩/١٨
١
٠
کار......................................................گشتم نبود ،نگرد نیست........
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات