طبخ احساسات در آشپزخانه

طبخ احساسات در آشپزخانه

نویسنده : 2nyadideh

قبل از ورودم به آشپزخانه خیلی سفت موهایم را با گیره جمع می‌کنم. چون دوست ندارم هیچ کس از موهایم در احساساتش حرفی بزند. بند پیشبند را دور کمرم محکم می‌کنم. و یک بار دیگر وسایل آشپزخانه را از نظر می‌گذرانم، امروز باید بهتر از روز قبل آشپزی کنم. غذای اصلی عشق است، دست بکار می‌شوم.

ابتدا آن را با صافی صداقت الک می‌کنم. عشق هرگز نباید ناخالصی داشته باشد. عشق پاک را درون ظرف می‌ریزم. 

هفته پیش که ازخود گذشتگی می‌پختم، حماقتم ته کشید، قوطی خالی آن خیالم را از هر جهت آسوده می‌کند.

چاشنی که امروز در نظر گرفتم، کمی شجاعت است. عشق برای قوامش به آن نیاز دارد.

هیجان را خیلی وقت است که امتحان نکرده‌ام، باید روی مقدارش بیشتر دقت کنم، چون زیادی‌اش دل را می‌زند.

مادرم همیشه می‌گوید، غذا را با علاقه بپز! خوب به یاد دارم، ماه قبل که غذا را بی‌علاقه پختم، مجبور شدم با خودم حوصله اضافی سر میز ببرم.

شور و نشاط را در انتها به آن می‌افزایم که به عشق ، رنگ تازگی دهد.

حالا باید خوب حرارت ببیند تا پخته شود. عشق خام، حال آدم را به هم می‌زند، باعث می‌شود غم بالا بیاوری و غم....

قوری را پر از عطر محبت می‌کنم. دمنوش دوستی با محبت حال همه آدم‌ها را خوب می‌کند.

میز را می‌چینم و می‌روم تا دوش بگیرم، چون یک زن خوب هیچ وقت نباید بوی احساس دهد.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
عالی بود یک زن خوب هیچ وقت نباید بوی احساس بدهد:-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
(^_^) چشات عالی میبینه :)))
faride
faride
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
چه توصیفات جالبی:))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
این نصفه نصفه نصف چیزی بود که میخواستم بنویسم...به شدت دچار خودسانسوری شدم (^_^)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
سلام ... تك تك بندها را خواندم و براي هر يك جوابي داشتم ولي افسوس كه امروز روشناوند نيستم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
این مطلب همیشه همینجاست...هروقت روشناوند شدید بیاین :) ما در خدمتیم (^_^)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
خیلی عالی بود .... (زن خوب هیچ وقت نباید بوی احساس دهد.)..
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
چشات عالی میبینه... کیلیک رنجه فرمودین...تشکـــــــرآت (^_^)
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
چ قشنگ:))))))))))ممنون:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
خوآهش میشه...نوش جان (^_^)
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
"زن خوب هیچ وقت نباید بوی احساس دهد." ینی چی؟://
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
مثل وقتیه که انتظار بهترین دستپخت وغذا رو از آدم داشته باشن بعدشم بگن زن خوب نباس بوی پیاز داغ و کلا غذا بده (-_-)
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
://///من مخالفممممممممم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
منم مخالفـــــــــــــــم ;)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
بوی پیازداغ باید بده پس؟! اتفاقا هرکسی که بوی احساس بده چه زن و چه مرد قابل ستایشه
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
با هاچ موافقم اما دنیادیده عزیز هم درست میگه ... اون میخواد بگه که خیلی وقتا از احساسات یک زن سوءاستفاده میشه ... از فداکاریها و ازخودگذشتگیهاش ... از خامی و ساده دلیش ... و هیجانی که گاه شاید به تمسخر گرفته بشه ... عالی بود عزیزم. دنیادیده جان خیلی خیلی متن قوی و پررنگی بود ... قابل توجه ..........
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
نه هاچ جان :) نه باید بوی پیاز داغ بده! نه بوی احساس! ما که نمیخواییم وقتی داریم بهترین دستپختمونو تحویل طرف میدیم، بوی پیاز داغ یا هرچیزی که توش استفاده کردیم به شامه ی اون برسه؟!!! بعضیا عکس العملاشون قشنگ نیست :/ مخصوصا اونی که چینی به بینیش میندازه و میگه : باز که بو میدی!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
مرسی از شما بالام جان....هرچند همه ی اون چیزی که میخواستم بگم نبود! حالا تعبیر سواستفاده رو که من بهش فکر نکرده بودم ولی خب از خودگذشتگی که از سر حماقت باشه؟! عشقی که خامیش گند میزنه به زندگی؟! هیجاناتی که مورد استفادشون نابجاست؟! اینا بیشتر منظورم بود....میگم بیشتر میخواستم بنویسم، دچار خودسانسوری شدم... احساس میکنم نوشته ناقصه ومنظورو خوب نمیرسونه.... حالا ان شالله نوشته بعدی :))) مرسی از حضورتون (^_^)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اینکه از احساسات زن سوء استفاده میشه، دلیلی برای خوب بودنه زنی که بوی احساس نمیده، نمیشه! این مثل اینه که بگیم چون یک عده درباره ی مسلمونا بد میگن پس چقدر خوبه کسی که مسلمون نیست!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
هاچ جان! سختش نکن...شاید احساسی که ته ماجرا بهش میرسیم اونی نباشه که باید...اونوقت نبایدم بوش دربیاد (^_^)
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مویم با هاچوم موافقم:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
موافقتتــــــــــــــون مستـــــــــــــــــــــــــــــدآم ;)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
میگما : منم به خاطر این مطلب به خودم تبریک میگم :)))))) آخه اولین مطلبیه که یک واوشم جابه جا نشده ، تیتری رو هم که انتخاب کردم، مورد پسند واقع شده (^_^)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
عجب همه چی رو به هم وصل کرده بودید همینجوری زنجیر وار :))) عالی بود. فقط منظورتون از بوی احساس ندادن چیه؟ یعنی نمیخواید نشون بدید که این فرضا غذا رو با جون و دل پختیدش؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
(^_^) نظر لطفتونه...خب این برای اون دسته آدماییه که فقط غذا میخوان....
مریمی
مریمی
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
سلام خیلی جالب بودوبقول آقای علیرضاچقدرزیباهمه چیوزنجیرواربهم وصل کردین.لذت بردم.میتونم کپیش کنم ونشربدم؟خواهش میکنم جواب بدین!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
نظر لطفته خآنوووم.... بله...اصلا این نوشته مال شما (^_^)
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
فوق العادهههههه بود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مرسی. کیلیک رنجه فرمودین (^_^) تشکرآت.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
تبریک میگم. نوشته ی زیبایی بود. همه چیز خیلی به جا و زیبا بود. ایول!!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مرسی.کیلیک رنجه فرمودین (^_^) تشکــــــــرآت.
0_khorashadi
0_khorashadi
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
سلام مطلب تان خوب بود اما من نتوانستم با ان ارتباط برقرار کنم .
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
حق میدم بهتون از نظر خودم جای کار داره :)
ghodsi
ghodsi
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اتفاقی دیدم این مطلب را و باید بگم خیلی خوب بود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده... مرسی از حضورتون (^_^)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا بود... خیلی مظلومانه و صدالبته هنرمندانه معجونی درآوردید از واقعیت و خیال. دستپخت شما محشر بود ... اما؛ با جمله آخر قاطعانه مخالفم! هر چی میکشیم از همینه که مدرنیته داره مارو به جایی میرسونه که به این نتیجه میرسیم که نباید بوی احساس بدیم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
لطف دارین شما (^_^) بله هرکس بر حسب ظن گمانی دارد..... اتفاقا بحث مدرنیته رو با میکسر آورده بودم توش، هم خوانی نداش پاکش کردم.... چیزی که نوشتم عمومیت نداره... صرفا منطق خاص یک مرده خاصه :)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
واقعامطلببببببببببب زیبایییییییی بوودممنوننننننننننننن
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده.... کیلیک رنجه فرمودین تشکـــــــــرآت (^_^)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اووو:) باید دستپختتو بخوریم پس:)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
حتما :)))) من درخدمتم (^_^)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
تصوراتتون بسیار عالی. اما من هم مخالفم که زن (هیچ وقت) نباید بوی احساس بده. گاهی این مسئله باید رعایت بشه. اذت بردم. خیلی شیرین بود نوشتتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
نوش جونتون (^_^) یه وقتی شما همه ی این کارا رو میکنی، خونه ی پرش...اون ته تهش... بازم احساس پوچی میکنی...نباید بوش دربیاد دیگه :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خیلی جالب نوشته بودید ...توصیفات خیلی خوب بود واقعا لذت بردم ....:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خوآهش میشه.... نظر لطفتونه (^_^)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مثل اینکه باید یه شرح مفصل برا جمله آخر مطلبم بنویسم (^_^)
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
با احترام .بسیار زیبا نوشتید فکر می کنم منظورتون از بوی احساس طبخ عشق واقعی بود نه عشق مجازی.مستدام باشید قلمتان پاینده.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
نظر لطفتونه :) همینطوره... کیلیک رنجه فرمودین..تشکــــــــرآت(^_^)
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
چه قشنگ نوشتی ! :))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
نظر لطفته (^_^)
faranak_b
faranak_b
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خیلی جالب بود و زیبا... مخصوصا "عشق خام، حال آدم را به هم می‌زند، باعث می‌شود غم بالا بیاوری و غم...."
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خوآهش میشه (^_^) قابل شمارو نداشت.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤