اين نامه برسد به دست يلدا

اين نامه برسد به دست يلدا

نویسنده : فاطيما

يلدا جان...

یلدای عزیز

اين نامه را براى تو مي‌نويسم

ما اين‌جا همگى از اين‌که موقع آمدن توست خوشحاليم و بسيار برنامه‌ها براى آمدنت داريم. مثلا يک ظرف به چه بزرگى آجيل برايت آماده کرده‌ايم. و يک متخصص هم که چشم بسته توى هندوانه را مي‌خواند، فرستاده‌ايم تا يک دو بغل هندوانه جانانه به افتخارت بياورد. تازه يلدا جان ما اين‌جا ميوه‌هاى ديگر هم برايت رديف کرده‌ايم. از شيرينى‌ها هم کم نمي‌گذاريم. همه از چند روز قبل براى آمدنت آماده مي‌شوند! مثلا مي‌روند يک دست لباس خوب مي‌خرند تا برازنده باشند. خب آخر تو براى همه مهم و عزيزى.

يلداى عزيز ما هيچوقت بعد از آمدن تو حتى با دوربين دو چشميه آقاجان هم سرى به ماه نمي‌زنيم، يا براى بلندتر شدن شب‌هاى خوشبختي‌مان دعا نمي‌کنيم. خب چون کارهاى بهترى داريم ديگر. دستش درد نکند، آقاجان ما که مى‌آمد يک کتاب دهخدا و يک حافظ همراهش بود که معنى و حکمت تو را براي‌مان بخواند، ما هم مي‌گذاشتيم بعد از شام!

يلدا جان من به ضميمه اين نامه يکی، دو مشت پسته برايت مي‌گذارم و يک قاچ هندوانه که لطفا جان ما کلاس را بي‌خيال بشو و با گازى جانانه از آن مستفيض شو. آخر ما هم وقت‌هايى که تو ميايى همين کار را مي‌کنيم. يک فال هم برايت مي‌گيرم که آخر نوشته‌ام مي‌نويسم.

در آخر بايد بگويم يلدا جان ما خيلى تو را دوست داريم و خوب قدر تو را مي‌دانيم! از تمام خرجى که برايت مي‌کنيم مي‌توانى بفهمى که چقدر براي‌مان عزيزى!

قربانت سلام ما را به آسمان برسان

و شب تاج گذارى‌اش را تبريک بگو

ما هم اين‌جا به افتخارش هندوانه الفى مي‌زنيم

قربانت.... زمينى‌ها!

========== 

+ اى پسته تو خنده زده ز حديث قند

مشتاقم از براى خدا يک شکر بخند

طوبا ز قامت تو نيارد که دم زند

زين قصه بگذرم که سخن مي‌شود بلند!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
سلام ... موضوع و متن زيبا بود متشكرم
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
سلام ممنوون :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
تیتیرشو که خوندم یاد اهنگ مازیار فلاحی افتادم .....خخخخ خیلی زیبا نوشته بودید .. یلداتون پیشاپیش مبارک
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
آره منم يه همچون قصدي داشتم :)
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
خیلی خوب نوشته بودید
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
از وقتی فهمیدم شب یکلدا چند ثانیه از شبهای دیگه طولنی تره فقط ، دیگه برای رنگی نداره :دی ( مدیونید فکر کنید آجیل و اینا گرونه نمی خوایم بخریم :خخخخخ )
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
خخخخخخخ شما كلا فازتون شيريني و آجيل و خوراكيه ديگه!!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
این که بارون گرفته این که اون توی راهه این که فهمیده دوری بدترین اشتباهه مثل شومینه روشن مثل آینه روراست بعد یک سال دوری این که آخر خودش خواست خودش خواست یعنی پاییز امشب بارشو جمع کرد و میشه با عشق سر کرد این زمستون سردو یعنی آغوش سردم پر شه از عطر موهاش یعنی یلدای امسال با منه آرزوهاش آرزوهات مبارک شب یلدات مبارک
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
زيبا بود :)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
دست نوشته قشنگی بود. من که سالهاست یلدام بی رنگ و روست. آدم خاطره بازی هستم بهمین دلیل این عقربه های لعنتیِ زمان میکشند منو.
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
:))
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
متن بسیارررررررررر زیباااااااااا فقطرنگ یلداامسال متفاوتتررررررررررررر
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
کاهش همان یک دقیقه بلندتر نبودی امسال آخر در فراق امین بیقراریم یلدا را امسال یلدا برای آرامش دلم آمدی در بر من؟ پس چرا آرام نمیگیرم در فراق یار... تشکر از مطلبتون
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
هعيييييييييي
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
شب یلدا رو فقط برای کنار بزرگ خانواده بودن دوست میدارم ..فقط و فقط همین :) ممنونم از متنتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مانیــــــــــــــز هم (^_^)
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٢٧
٠
٠
خواهش ميشه :)
maryam_doleh
maryam_doleh
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
فاطیما جون نمیدونستم قلمت اینقدر قشنگه!!O-O دوس داشتم:)
فاطيما
فاطيما
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
فدات عزيزم...چشات قشنگ ميبينن :*
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات