من آدم ثروتمندی نیستم و جودی ابوت را دوست دارم!
برای عروسکم هلن

من آدم ثروتمندی نیستم و جودی ابوت را دوست دارم!

نویسنده : وبگردی

هلن... مرسی که هستی تا این شب‌ها در آغوشت بگیرم، چانه خودکاری‌ات را ببوسم و پیراهنی که بیست‌ساله به تن داری را بو بکشم. بابت پای چپت متأسفم. جای بخیه‌های پایت هنوز هم هست و من دارم به این فکر می‌کنم اگر پای رفتن داشتی چقدر خوب می‌شد. دارم به این فکر می‌کنم که اگر تو هم پا به‌پای من قد می‌کشیدی حالا من یک عزیز کرده مو طلایی داشتم تا دست‌هایش را بگیرم و خیابان‌ها را با او قدم بزنم و تنهایی‌ام را بریزم توی دست‌هایش.

هلن... من آدم‌ها را دوست ندارم. آدم‌ها هم من را دوست ندارند. نمی‌دانم کجا خوانده بودم که کامو نوشته بود: «من دنیا را دوست دارم و ضعف حقیقی من همین است.» ضعف حقیقی من هم همین است... هرچقدر که دنیا بی‌معرفتی را می‌کوباند توی پیشانی‌ام من کمتر می‌توانم از او دل بکنم.

هلن... من آدم ثروتمندی نیستم و جودی ابوت را دوست دارم. من آدم ثروتمندی نیستم و دلم سواحل دریا را می‌خواهد با یک فورد قهوه‌ای دهه ۸۰.

هلن... نویسنده‌ها بیمه ندارند، دستمزد ندارند و اگر خیلی موفق باشند نهایتاً آثارشان بدون این‌که مجبور باشند پولی پرداخت کنند به چاپ می‌رسد.

هلن.. تو می‌دانی در سوئد نویسنده‌ها چقدر ثروتمندند؟ هلن.. تو می‌دانی مادر من یک زن ایرانی است که دارد برای دخترش غصه می‌خورد؟ هلن.. تو می‌دانی من به مادرم دروغ گفته‌ام که یک سال بیمه رد شده در کارنامه دارم چون تمام کارفرما‌ها بی‌معرفتند و دروغ می‌گویند؟

هلن... تو می‌دانی در جاده‌های تاریک رانندگی کردن و دل به کوهن دادن چقدر لذت‌بخش است؟ من تمام بخارست تا هفت‌تیر، هفت‌تیر تا انقلاب، انقلاب تا ولیعصر را پیاده گز کردم و بیشتر و بیشتر فهمیدم تنهایی حفره تاریکی است که آدم را به‌شدت می‌بلعد.

هلن... تو هم حرف بزن. هلن حرف تازه بزن. چیزی بگو که دیگران نمی‌گویند. کاری بکن که دیگران نمی‌کنند. هلن... شگفت‌زده‌ام کن. غیرقابل پیش‌بینی باش... هلن دیشب که تا چهار صبح درد کشیدم، تنهایی آمده بود و نشسته بود روبرویم. تو هم او را دیدی؟

============

منبع:

http://new-nr.blogfa.com/post/612

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
چه قدر هلن خوبی ست که گوش می کند و گوش می کند ...
ShErLoCk
ShErLoCk
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
این هلن داره من یه «هشت» برا خودم دارم
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
:))) هیچ وقت همچین عروسکی نداشتم :(( همیشه عروسکام با همتا مشترک بود :|
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
یاد یکی از عروسک هام افتادم، الان دیگه ندارمش:(
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
من همه وسایل بچگیمونگه داشتم حتی اونایی که خراب کرده بودمممممممممممم وخیلی دوسشون دارمممممممممم یکی ازعروسکام هرجاکه میرم بامنهههههههههه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
اها هلن خانوم عروسک بود/تازه متوجه شدم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
خیلی زیبا بود...، خیلی.
so_karimi
so_karimi
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
چه گوش شنوایی ....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
منکه میانم با عروسکا زیاد خوب نبود، بالشمو ولی خیلی دوس دارم.جای عروسک پر میکنه :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨