کی می‌رسی ای مرگ؟! / شعر
شعری سروده خودم

کی می‌رسی ای مرگ؟! / شعر

نویسنده : raha_sl

عمر من هم تمام خواهد شد...

مثل گل‌های سردِ نیلوفر

غرق در برکه‌ای به رنگ کبود

خیس و خونین و خسته و پرپر

مرگ، کی می‌رسی که لبریزم

از نفس‌های سرد و بی‌روحم 

من پر از حسرتِ  «جسد بودن»

تکیه بر شانه‌های یک کوهم

زنده در خاک می‌کند من را 

دردِ آوارِ دردهای خودم

می‌شود با خودت مرا ببری؟!

که من از زندگیم خسته شدم...

مرگ من را ببر به جایی که 

بتوانم بلند گریه کنم

[آنقَدَر عقده‌ای شدم... ] که اگر 

او بگوید [بخند] گریه کنم

مرگ، من را ببر به آن‌جا که...

هیچکس نیست، سرد و خاموش است

او «برایم بجای هر چیزی»

مثل احساسِ امنِ آغوش است

می‌سپارم به آب برگم را...

که بیایی به سمتِ این مرداب

مرگ، تکرارِ زندگی منی

که تو را درک می‌کنم در خواب..

===========

رها 25 خرداد 93

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/٢٣
٢
٠
این (می‌شود با خودت مرا ببری؟!//که من از زندگیم خسته شدم...)" زنگ تنفس" خوبی بود در شعر! به حال و هوای پست مدرن نزدیکش کرده بود شعرت رو ... خیلی زیبا بود رهاجان. موفق باشی./// من هم ابیاتی از استادفاضل نظری تقدیم می کنم به این شعر زیبای شما: مرداب زندگی همه را غرق کرده است/ای عشق، همتی کن و دست مرا بگیر/ای مرگ می‌رسی به من، اما چقدر زود/ای عشق می‌رسم به تو، اما چقدر دیر/چشم‌انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش/با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر.
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
خیلی ممنونم هدی جان... چقد خوب میفهمی احساسمو ..این شعر زیبا واقعا مثه جواب قانع کننده برای این کار سردرگم بود...واقعا ممنونم و از داشتن دوستی مثه شما به خودم میبالم
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٣
١
٠
بسیارزیباااااااااااااا ممنونننننننن
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
ممنونم دلنیا جان ..کی بشه ما شما رو عضو برتر سایت ببینیم:)... ممنون از وقتی ک میذاری
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٣
٣
٠
خود شعرت مثل همیشه خییلی خوب بود اما مفهوم شعرت اوج ناامیدی بود !! دختری به سن تو چرا باید همچین شعر غمگینی بگه آخه ؟ :))) انشالا کارهای بعدیتو با بشکن بخونیم :دی
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
عزیزم:* .. درسته خیلی غمگینه اما متاسفانه احساسیه که باید مینوشتمش ..احساسی که خیلی وقتا سراغم میاد و از همه چی این دنیا خستم میکنه...ببخش اگه ناراحتت کردم
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
بخند تا دنیا به روت بخنده :))
faride
faride
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
آفرین شاهدخت:))..رها جان بخند تا دنیا به روت بخنده:)))
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
شاهدخت و فریده ی مهربون ممنووووون@}--
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٣/٠٩/٢٣
١
٠
واژه های ذهنیتو دوس دارم،خیلی پختس ! دمت گرمممم ! قشنگ بود.
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
خوشحالم که همچین نظری داری محبوبه جان ..خیلی ممنون که وقت گذاشتی عزیز
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٣
١
٠
خیلی زیبا بود / مثل همیشه //
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٣
١
٠
و باز هم ( رها 25 خرداد 93 ) خخ این تاریخ زدن خیلی برام جالبه
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
برای منم خیلی جالبه که انقد واسه شما جالبه این قضیه!..ممنونم ازتون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٢٣
١
٠
خیلی خیلی زیبا بود .... موفق باشی ابجی جون ^_^
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنونم پریا جون لطفته عزیزم:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
مثل همیشه،بسیار عالی،فقط یکم از بارناامیدی شعرتون کم کنید
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
گرچه دست من نیس ..اما سعی میکنم ..ممنونم که خوندین آقای صداقت
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خواهش میکنم،من واقعا بدون تعارف از خوندن شعراتون لذت میبرم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
خیلی زیبا بود... لذت بردم. باز هم بگید، شعر بگید، بنویسید،... سبک میکنه آدم رو این سرریزیِ کلمات... .
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
بله واقعا ... سرریز کلمات... واقعا همینطوره.. خیلی ممنونم برای حوضورتون
faride
faride
٩٣/٠٩/٢٤
١
٠
هیچ وقت شعرایی که ناامیدانه ست رو نمیپسندم و نمیخونم...اما این واقعا به دلم نشست :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنونم که خلاف میلت خط خطی هامو تحمل کردی... حرفای مهربونت برام انگیزس عزیزم
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
با کمی تاخیر لذت بردیم ...بسیار زیبا بود...ولی فک کنم این همه ناامیدی خوب باشه ها....مخصوصا برای روح لطیف خانم ها..مخصوصا از نوع شاعر! در پناه حق باشید :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٥
١
٠
خیلی ممنونم.."اینهمه نا امیدی خوبه!"چرا!!؟... جالبه ..!!مخصوصا اینکه میگید برای خانوما! راستش من خودمم اصن دلم نمیخواد ناراحتیامو منتقل کنم و همیشه دوس دارم کارام یه نتیجه داشته باشه نه صرفا احساس نا امیدی و دلمردگی که طرف با خوندنش عوض اینکه سبک بشه یه غم دیگه به غماش اضافه شه... اما متاسفانه تا این آرزو فاصله ی زیادی دارم ... بازم ممنونم
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
فک نمیکنم* ............... اشتباه تایپی بود ببخشید :)............بحث انتقال ناراحتی نیست....البته شعر از هر نوعی که باشه...خوانندگان خاص خود را دارد..کسانی که با آن حالت روحی شاعر زمان سرودن شعر همزاد پنداری می کنند و از خواندن آن لذت می برند....و این لذت بردن باعث خالی شدن هیجانات روحی خواننده می شه....و سبکترش می کنه....در کل گفتم.... والبته جسارت کردم وبابت آن پوزش می طلبم ..در پناه حق باشید و سروده هایتان مستدام :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
اهان!... جسارت کدومه ..این نظر شماس و کاملا هم درسته... ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣