حکایت جلال و روس‌ها!
یک خاطره بامزه

حکایت جلال و روس‌ها!

نویسنده : sjalal

در آرامگاه ابوعلی سینا بودم که با یک زوج جوان روس برخوردم. آن موقع فقط سلام کردن به روسی را بلد بودم گفتم: Здравствуйт (زدراستویته).

آن خانم بعد جواب سلام گفت: это мой муж (اتا می موش).

با خودم گفتم موش؟! موش یعنی چه؟ همان موش خودمان است؟ هر چه فکر کردم منظورش را متوجه نشدم. همین طور که در فکر بودم آن خانم گفت:This is my husband (این شوهرمه)

تازه متوجه منظورش شدم، روس‌ها به شوهر می‌گویند موش.

نتیجه اخلاقی: آقایان به فکر نیمه روس نباشید که خیلی خطرناک است

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
salma
salma
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
همه نیمه هاخطرات خودشونودارندددددددددددددددددد
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٩
٢
٠
کلا فکر کنم یک نیمه ای بشه بازی بهتره! روی من که خیلی تکل و خطا شد، مصدومم سالهاست... .
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
لایک!:))
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
منم موافقم چون ماخانمها هم ارامش بیشتری داریمممم ازهرنظررررررررررررررر
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
خانومِ محترمِ دلنیا خانوم! منِ فمینیسم وقتی میگم بدونید دیگه کار به کجام رسیده! جبهه نگیرید! هدفم تخریب طرف مقابل نبود!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
آقای ف.گ، لایک تون بی بلا!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
منم منظورم بی احترامی به شخص شمانبوداگه همچین برداشتی داشتیدواقعا عذرمی خواهمممممممممممم من باب دفاع ازبانوان بودهمیننننننننننننننننننن
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٩/١٩
١
٠
جالب بود
رفیعه
رفیعه
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
خخخ منم یکم روسی بلدم...
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
خخخخخ..چ جالب:دی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام ... يك زنگ بزن ببينم سوسك چي مي شود
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخخ چه بامزه مووووش اییییییی:/
B_Karami
B_Karami
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
جالب بود...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
:))) از سرشونم زیاده...واللا :)))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
مرزهای محرومیت را پاک کنید

پیرمراد پسر ایران

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات