ما آدم‌های امروزی ...

ما آدم‌های امروزی ...

نویسنده : s_ai

ما آدم‌های امروزی به سیبی می‌مانیم که در زمان مشبک یک زنبیل با پوسیدنش دست و پنجه نرم می‌کند. به بغضی می‌مانیم که در پستوی گلو خفه می‌شود. به حرفی که در دهان می‌خشکد. به استکان کمر باریک چای در آستانه سقوط از میز صبحانه. انگار که بودنمان مثل دست خط شکسته پیر مرد پنیر فروش آن سر چهار راه، پشت باکس سیگار که «پنیر تازه رسید» فقط یک دروغ شور باشد !

حواسمان نیست که هنوز هم مثل گذشته که مادر روی تخت چوبیه حیاط،  با آن هندوانه‌های اَلِفی قاچ شده‌اش، زیر درخت زرد آلو انتظارمان را می‌کشید؛ نبض زندگی تند می‌زند. حواس‌مان نیست که هنوز هم می‌توان با یک استکان کمر باریک چای دبش و پولکی‌های زعفرانی مشهد، میز بان یک لبخند شد! هنوز هم می‌توان در شیرینی زندگی غوطه‌ور شد، نوچ شد !

ما آدم‌های امروزی گاهی خودمان هم نمی‌فهمیم که زندگی را زیاد سخت گرفته‌ایم، یا زیاد آسان شمرده‌ایم‌اش! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
موافقم با شما... جالب بود.
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سپاس فراوان از حضورتون .
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
احسنت. مشکل دقیقا همین بی توجهی هاست
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
به امید روزی که بی توجهی ها کم تر بشه !
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
زیبا بود. از نوچ شدن بیزارم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام:درسته یا از آنطرف میفتیم ویا ازین طرف.زنده و پاینده باشید.ممنون
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سپاس از شما .
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
زندگییییییییییییی یعنی ساده زندگی کردنننننننننننن درکنارسختی هاااااااااااا یعنی عبورازمشکلاتتتتتتتتتتتتتت به اسانییییییییییییی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ... بعضی وقتها ما زندگی را سخت میگیریم و گاهی زندگی به ما سخت میگیرد . مهم این است سخت نشویم
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
لایک_____________
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
زيبا بود خسته نباشيد
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سپاسگزارم .
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
اوهوم... واقعنم همینطوره... مرسی از شما قشنگ نوشتی (^_^)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی ها زندگی را اسان میخوانند و در کف حسرت و افسوس کسانی که زندگی را سخت گرفته اند و موفق شدن می مانند تتا ابد
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
همین امروز دست بکار شو

فردا تا ابد دیر است

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
تبلیغات