محبوب‌ترین شعرم را در مینی بوس گفتم!
گپ و گفتی کوتاه با میلاد عرفان‌پور

محبوب‌ترین شعرم را در مینی بوس گفتم!

نویسنده : سایت جیم

معین اصغری

میلاد عرفان‌پور شاعر جوان شیرازی؛ که طرفداران شعر و ادبیات بیشتر او را با رباعیات عاشقانه‌اش می‌شناسند. بعضی‌ها هم ترانه‌هایش را با صدای حامد زمانی دنبال می‌کنند. این هفته که میلاد عرفان‌پور به مشهد آمده بود، فرصت را مناسب دیدیم تا یک گپ و گفت جیمی با او داشته باشیم و کمی در افکار و زندگی این شاعر محبوب سرک بکشیم. 

+ اولین شعری که گفتی را خاطرت هست؟ چند سالت بود؟

- دوازده سالم بود حدودا. غزلی نوشتم متاثر از یکی از شعرهای حافظ با آن مطلع:

مژده ای دل که دگر بار بهار آمده است

جلوه گر معرفت و قدرت یار آمده است

+ زمانی که شعر را شروع کردی چه کسی تشویقت کرد که ادامه بدهی؟

هم پدرم مشوقم بود و هم دبیران ادبیات‌مان

+ وقتی شعر جدید می‌گویی اولین نفری که برایش می‌خوانی کیست؟

خیلی مواقع اولین فرد علاقه‌مندی که می‌بینم شعر جدیدم را برایش می‌خوانم. یادم هست در دوران مدرسه و دانشگاه برخی همکلاسی‌ها و همخوابگاهی‌ها اولین مخاطبم بودند و الان هم بیشتر همسرم اولین بار شعرهای مرا می‌شوند.

+ کدام شعر خودت را بیشتر از همه دوست داری؟ 

- رباعی «پاییز بهاریست که عاشق شده است» بیش از دیگر شعرهای من سر زبان‌ها افتاده ولی لزوما دوست داشتنی‌ترین شعر من نیست. یک شاعر به راحتی نمی‌تواند بهترین شعرش را انتخاب کند.

+ اولین باری که مراسم دیدار شاعران با رهبری دعوت شدی کِی بود؟ چه کسی بهت خبر داد؟

- سال 85 بود پس از برگزیده شدن در جشنواره‌های متعدد از جمله مقام نخست جشنواره خوارزمی، دعوت شدم. گمانم استاد قزوه به من اطلاع دادند.

+ به نظرت دلیل خاصی دارد که شیراز این‌قدر شاعر پرور است؟

- خیلی‌ها اعتقاد دارند هوایی که حافظ و سعدی در آن نفس کشیده‌اند این تاثیر را دارد. بخواهیم ذوقی بررسی کنیم همین می‌شود. از قدیم الایام مردم هر دیار به حرفه‌ای شهرت داشته‌اند، شیراز هم از قدیم به هنر و شعر آراسته بوده است.

+ مهمترین اتفاق زندگی‌ات را چه می‌دانی؟

- همه اتفاقات زندگی برای کسی که می‌خواهد خوب زندگی کند، مهم هستند. من هم در ساحت‌های مختلف اتفاقات شیرین و مهم بسیاری داشته‌ام. از اولین لحظه دیدن کعبه تا سفر کربلا، شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری، ازدواج و... همه را می‌توان اتفاقات تعیین کننده یک زندگی به حساب آورد.

+ آشنایی‌ات با حامد زمانی از کجا شروع شد؟

- در دفتر مجله «راه» هم را دیدیم. حامد هنوز جدی شروع نکرده بود و فقط همان یکی دو کار آیینی برای امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) از او منتشر شده بود. من آن کارها را شنیده بودم و دوست داشتم موفق شود، خیلی طول نکشید که همکاری ما آغاز شد. یادم نیست اولین کار چی بود.

+ خیلی‌ها معتقدند یکی از دلایل گل کردن حامد زمانی این بود که شاعران خوبی دورش را گرفته بودند. به نظر تو چه طور؟

امیداورم شعرهای ما تاثیر گذار بوده باشد، چون تاثیرگذاری شعر در ملودی‌ها غیر قابل انکار است.

+ درباره دخترت بگو «آیه زهرا»؛ این اسم ابتکار خودت بود؟

- بله، اولین «آیه زهرا»ی دنیاست، یک ماه در ثبت احوال پیگیری کردیم، چون اسم جدید بود و باید در دفتر اسامی ثبت می‌شد. شعری هم برایش گفتم همان روزها:

«آیه زهرا» خواندمت تا عطری از زهرا بگیری

آیه ای از سوره ی کوثر شوی،معنا بگیری

آمدی با گریه هایت بر غم دنیا بخندی 

تا به هر لبخند غم را از دل بابا بگیری

در دل تاریک-روشن ها نمان خورشیدک من!

از خدا باید کلید صبح فردا را بگیری

آن کبوترهای زیبا را ببین، پروازشان را

دوست دارم زود گوی سبقت از آنها بگیری

آرزو دارم که زهرا دست هایت را بگیرد

در قیامت تا مگر دست از من رسوا بگیری

+ تا حالا در خیابان شده کسی تو را بشناسد؟

- بله؛ گاهی مردم بخصوص کسانی که از رسانه، شعرخوانی محضر آقا را دیده بودند، ابراز علاقه می‌کردند. یادم می‌آید یک بار یک میوه فروش من را شناخت و گفت که او هم به شعر علاقه دارد و چیزهایی نوشته است.

+ تا حالا شده در اتوبوسی، مترو یا جایی کنار یکی بنشینی و ببینی دارد یکی از اشعارت یا ترانه‌هایت را می‌خواند؟

- نه؛ گاهی فقط از تلویزیون دیده‌ام که مجری شعری از من خوانده است.

+تو هم از آن دسته شاعرانی هستی که معتقدند هنوز بهترین شعرشان را نگفته‌اند؟ 

بله؛

+ اسم خودت را تا حالا تو گوگل سرچ کردی؟

- گاهی برای این‌که ببینم چه مطالبی در مورد کارهای من نوشته شده و بازخوردها را بدانم این کار را می‌کنم.

+ فکر می‌کردی رباعی«پاییز بهاری ست که عاشق شده است» این‌قدر معروف شود؟ این رباعی را کِی گفتی؟

- راستش نه؛ این رباعی را زمانی که دوم دبیرستان بودم و داشتیم با مینی بوس به سمت مدرسه می‌رفتیم، گفتم. پاییز بود و درختان بلند و زیبایی پاییزی، اطراف بلوار شهید چمران شیراز را احاطه کرده بود که مصرع آخر این شعر را زمزمه کردم.

+ باید حتما حال و هوای خاصی داشته باشی تا شعر بگویی؟

- بله؛ شاعر باید بتواند با موضوع شعرش انس بگیرد.

+ اگر شاعر عاشقانه نمی‌شدی، دوست داشتی در چه زمینه‌ای شعر بگویی؟

- عشق زمینه همه موضوعات است. الان هم در موضوعات اجتماعی، دینی و.. شعرهای بسیاری دارم.

+ چرا قالب رباعی را انتخاب کردی؟

- معتقدم الان دوره‌ای ست که فرصت‌های کوتاه و مشغله‌های زیاد چندان زمان و شوقی برای خواندن شعرهای مطول باقی نگذاشته است و این‌که رباعی قالبی ست مضمون گرا، کوتاه و با ظرفیت در موضوعات مختلف.

+ خواندن شعر کدام یک از شاعران معاصر را پیشنهاد می‌کنی؟

- قیصر امین پور، علیرضا قزوه، سعید بیابانکی، سید حسن حسینی، ‌سلمان هراتی، بیژن ارژن

+ از شعرای قدیم کدام یک را بیشتر دوست داری؟

- معاصر را که گفتم از قدیم هم حافظ، سعدی، کلیم کاشانی

+ از بین کتاب‌هایت کدام یکی را بیشتر دوست داری؟

- هیچ کدام در نظرم آنقدرها برتری بر دیگری ندارد.

+ برای کتاب بعدیت چه برنامه‌ای داری؟ آن هم رباعی ست؟

- تعدادی رباعی، نیمایی و غزل دارم اما تصمیمم نهایی نشده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanin
tanin
٩٣/٠٩/١٣
٠
١
راستش منم از وقتی اهنگای خامد زمانیو گوش میکنم با ایشون اشنا شدم:)جالب بود ممنون(:
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٣
٠
١
سلام: درود براین شاعر گرانمایه.شعرهائی که از ایشان خوانده ام زیبا بودند. ممنون از شما برای این گفتگو.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٣
٠
١
سرشون سلامت و دلشون شاد.
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٩/١٣
٠
١
شعرهای آقای عرفان پور را دوست میداریم همی...خیلی خوب بود...ممنون...:)
Paeez
Paeez
٩٣/٠٩/١٤
١
١
عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی ..پاییز بهاری ست که عاشق شده است :)از علائم و شواهد مشخص نیست که ما پاییز دوست ِ غلیظی هستیم؟:)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
نه! باید مشخص باشه؟! :دییی
faride
faride
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
باز نگم...باز نگم!@_@
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
ممنون جالب بوددددددددد
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
سپاس به خاطر این مصاحبه ی خوب:)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
نه اسم میلاد عرفان پورو شنیدم نه حامد زمانی! دست شما درد نکنه الان فهمیدم که ایشون شاعرن و اوشون خواننده :)
faride
faride
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
واقعا؟!
faride
faride
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
چقدر شعری که برای دخترش گفته قشنگه^__^... اسم جالبیه..."آیه" شنیده بودم واسه اسم اما اینو نه...ممنون بابت این مطلب:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
خیلــــــــــــــــی هم عالــــــــــــــی (^_^) به امید موفقیت بیشتر وبهتر برای همه شاعرای خوش ذوق سرزمینمون (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠