قرار است بوی برف بیاید!

قرار است بوی برف بیاید!

نویسنده : f_babaei

سرم را بالا می‌گیرم. نگاهم به پنجره اتاقم می‌افتد. به تختم تکیه داده‌ام و زمزمه‌وار یک چیز را با خودم تکرار می‌کنم. آری این همان خوشبختی است که همه از آن حرف می‌زنند! آسمان برای من روشن است. چشمانم را می‌بندم وسرم را به دیوار تکیه می‌دهم. حس می‌کنم آسمان با من حرف می‌زند! لبخند آرام آرم خودش را روی لب‌هایم جا می‌دهد. این همان خاطرات تکرار شدنی است!

آری باز هم قرار است زمستان از راه برسد. قرار است بار دیگر روی تراس کوچک‌مان به نظاره بارش برف بایستم و بافتنی کوچکی که روی شانه‌هایم انداخته‌ام را سفت‌تر بغل کنم و از بوی برف لذت ببرم! بار دیگر قرار است دستم را آرام زیر آسمان بگیرم و دانه‌های بازیگوش برف را مهار کنم!

خدایا شکرت که بار دیگر قرار است زمستانت را ببینم!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شرمالین
شرمالین
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
بعله ولی برا من که زمستون نماد استرس هست :) منکر زیبایی برف که نمیشه شد اما فصل تلخی هست :دی
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
فکر کنم جوابی که بهتون دادم نیومد:\ اومد؟؟؟
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
موافقم با نظرتون! تلخه! ولی خواستم بهش شیرین نګاه کنم:) کار سختی نیست:)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
آسمون همیشه آرامش دراه... :) ممنون بابت مطلبتون
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
خواهش میکنم :) نظر لطفتونه:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
من عاشق زمستونممممممممممممم
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
منممممممممممممم :))
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
بارها این لحظه رو تجربه کردم :)
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اوهوم:) عالین عالی:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
مگه خدای نکرده اتفاقی چییزی افتاده بود که امسال نبینید!فکر کردم در جنگ هستین یا بیماری داشتین!!یا....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
دلت خوشه ها/الان پدر پیر من جفت پاهاش شکسته حالا من توی این زمستون از این بیماریستان به اون بیمارستانم/نفست از جای گرم بلند میشه داغ ندیدی که این برگهای پاییز یا برفهای سرد مثل گدازه باشه برات توی این دو فصل//////(اگه دردی نداشته باشی پاییز برات عاشقانه میشه و زمستون برات رمانتیک ولی وای از اون روزی که....)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
فیلم "زمستان است" رو دیدین>؟ندیدین دیگه /که اگه دیده بودین این دیدتون نسبت به برف و زمستون عوض میشد حداقل در زمان که این فیلم رو نگاه میکردین!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
زمستان/// سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت/ سرها در گریبان است/ کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را/ نگه جز پیش پا را دید، نتواند/ که ره تاریک و لغزان است/ وگر دست محبت سوی کس یازی/ به اکراه آورد دست از بغل بیرون/ که سرما سخت سوزان است/ نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک/ چو دیوار ایستد در پیش چشمانت/ نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم/ ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟/ مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین/ هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی .../ دمت گرم و سرت خوش باد/ سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای/ منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم/ منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور/ منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور/ نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم/ بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم/ حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد/ تگرگی نیست، مرگی نیست/ صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است/ من امشب آمدستم وام بگذارم/ حسابت را کنار جام بگذارم/ چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد ؟/ فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست/ حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است/ و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده/ به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است/ حریفا ! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است/ سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت/ هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان/ نفسها ابر، دلها خسته و غمگین/ درختان اسکلتهای بلور آجین/ زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه/ غبار آلوده مهر و ماه/ زمستان است.
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
من این متن رو واسه کسانی نوشتم که از دنیا بریدن! اینکه امیدی ندارن که میتونن این زمستون رو ببینن یا نه؟یا دارن با زمان معین شده که دکتر ها بهشون ګفتن زندګی میکنن! دارن روز به روز پژمرده تر میشن وکسی نیست که بهشون امیدی بده! من با این متنم که چیز خیلی کوچیکی هم هست فقط میخواستم حس خوب به مخاطبم بدم! همیشه نباید جنبه های منفی رو نګاه کرد! اګه بخوایم جنبه های منفی یک چیز رو ببینیم که بنظرم اون نمیشه زندګی! هیچ لذتی نداره! این ما خودمون هستیم که روزمون رو میسازیم! حس های مختلف رو خودمون در روز تعیین میکنیم! پس چه بهتر که همه چیز زیبا باشه! من منکر این نمیشم که مشکلات تو دنیا زیاده! بچه های روستایی ویا افردی که کارتون خوابن بله برای اونا زندګی واقعا سخته! اما چرا ما همیشه دوست داریم فقط وفقط تلخ نګاه کنیم؟مګه ما چقدر میتونیم زنده باشیم؟همین اندازه هم که خدا بهمون عمر داده همش غر بزنیم وبنالیم از اینکه اینجوری شد وناشکری کنیم! غر بزنی خدا بیشتر روشو از تو که بنده اش هستی برمیګردونه! پس این دردی رو دوا نمیکنه! خوش بین بودن بهترین مسله واسه یک زندګیه!:)
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
ووووووووووواااااااااااااااااااااااای زمستون بهترین فصل ساله خداروشکر که بازم میتونم یک زمستون دیگروببینم:)))))
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اوهوم خدا روشکر واقعا:))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
چقدر زلال و ساده... .مرسی بانو.
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مچکرم بخاطر نظرتون :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
همیشه خوشحال باشی عزیزم :)
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
همیشه که خیلی هندیه خخخ
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
زمستون سرررررررده دوست ندارم ولی برررررف خیلی دوست دارم:))))
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اګه زمستون سرد نبود ولی برف می اومد چطور میشد؟؟نظرت چیه؟؟؟:دی
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
خیلی به دل میشس فاطمه جان..ممنونم ازت
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنون بخاطر نظرت عزیزم:)
mina_h
mina_h
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
مگه برف بو میده؟؟؟؟چی جلب!!!من که تاحالا نفهمیدم
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
مثه این میمونه که بگین مگه هزار پا هزارتا پا داره این دفعه که برف اومد سعی کنید استشمام کنیدش.مستدام باشید.
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
مینا جوابتو ګرفتی؟؟قانع شدی؟؟خخخ حالا برو :دی
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
خخخخخخخخ..همزادم؟؟؟؟؟؟؟ای چیه؟؟؟؟خخخخخخخخ
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
برای سن تو خوب نیست برو بیرون :؛دی
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
://////
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
زیبا نگارش کرده اید خانم بابایی من از پاییز بیشتر می ترسم.قلمتان مستدام.
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنون واقعا بخاطر نظرتون:) بازم تشکر :)
B_Karami
B_Karami
٩٣/٠٩/٢١
٠
٠
متن زیبایی بود...منم زمستانو باهمه ی این وصفها دوست دارم
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
آره منم همینطور:) چیز خوبیه :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
آیــــــــــــــــــــــــــی گفتی (^_^)
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
(آیکون لبخند ژکوند خخخ)
محمد
محمد
٩٣/٠٩/٢٥
٠
٠
اوووووووووو...سلام به همه چقدر بعضی از دوستان سخت میگیزند ...مشکلات زندگی ب فصل مربوط نیست ..همه ما هرمشکلی داریم ..نفس کسی هم از حای گرمی بلند نمیشه همه رو خدا شفا بده ..امین
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠٩/٢٦
٠
٠
خخخخ بیخیال به روی خودت نیار همکلاسی! از هر صد نفر یکی پیدا میشه همیشه ساز مخالف میزنه :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
عااالیییی.من عاشقه زمستونم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨