عشق شرطی/ شعر
گفتم: چگونه کُشت مرا غمزه های تو

عشق شرطی/ شعر

نویسنده : PDrAM

باور نمی کنم که تو من را فدا کنی

جانم بگیری و دل من را رها کنی

گفتم: چگونه کُشت مرا غمزه های تو

گفتا: مرا وصال، نباید دعا  کنی

گفتم :کشان کشان کشم این جان نیمه جان

هر جا به میل خود هوسِ جنگ ما کنی

گفتا: نیاز ما  نبود گر به جان تو

خود را سبک نمای، که شاید شنا کنی

آگه که غرقه‌ای به گرداب جسم خود

"من" را رها نمای، چو کشتی صدا کنی

گفتم: به چشم گر تو دلم را وفا کنی

گفتا: خموش که شرط و تکبر ندا کنی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
خیلی زیبا بود. تشکر
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
mahboobeh
mahboobeh
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
هپی برث دی تو یو! تبریکات فراوان فور یور تولد:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام و درود.متشکرم از حضور وتبریک شما :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
زیبــــــــــــــــــ ـ ــا بود اقا پــــــــــــــــــدرآم:)ـــ
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
زیبا بود، لذت بردم.
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
سلام دوست گرامیم:بسیار زیبا و روان قلم زدید.شادیتان را آرزومندم.
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلامودرودخدمت استادگرامیمتشکرم از لطف شما :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام: سلامت باشید.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
احسنت چه شعرزیبایییییییییییی
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/٣٠
١
٠
سلام ... زیباست موفق باشید
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠١
١
٠
چه شعر غمگین ناکی :(
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٠/٠١
١
٠
خیلی زیبا بود.ممنون
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/١٠/٠١
١
٠
زیبا بود،ممنون
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
١
٠
خیلــــــــــــــیهم زیبا(^_^) قلمتون مستدآم.
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٤
٠
٠
سلام ودرود و عرض تشکر از حضور شما:)
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/١٠/٠٥
٠
٠
سلام و درود و عرض تشکر از حضور شما:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٦
٠
٠
سلام و درود و عرض خیلی تشکر از حضور شما....خب چی بگم داداش.....خخخخخخ
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/٠٨
١
٠
راستش یکم مردد بودم برای ارسال این کامنت!.. چن تا نکته بنظرم رسید ک نتونستم نگم:| امیدوارم کمکی بکنه ..مفهوم مصراع دوم بیت دوم دقیقا چیه؟...هرجور میخونمش متوجه نمیشم:(...بیت پنجم یه هجا کم داره... مثلا اگه اینطوری بود وزنش درس میشد: "آگه که غرقه ای (تو) به گردابِ جسم خود"... توو مصراع پایانیشم"که" اضافی هستش (گفتا خموش شرط و تکبر ندا کنی)و اینکه یکم بد خونده میشه فک میکنم بخاطر نشستن حروف تکراری کنار همه ..چون "خموش" با (ش) تموم میشه و از طرفی "شرط" ام با (ش)شروع میشه و همینطور "شرط" با (ط) تموم میشه و "تکبر" با (ت) آغاز میشه...راستش معنی این مصراعم متوجه نشدم:(... احساس میکنم توو این شعرتون خیلی درگیر کلمات شدین... شایدم من بد میخونم.. واقعا مضمونش خیلی برام روشن نیس با اینکه چندین بار خوندمش:(خیلی عذرمیخوام
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٨
١
٠
سلام ودرود.....همیشه هم گفتم از نقد ها ونظرات خیلی خوشحال می شم و استقبال می کنم......مخصوصا از دیدگاه های شما...و خیلی متشکرم از نقد خوبتان:)/منظورمصرع دوم بیت دوم: گفت:رسیدن به من و وصال من برای تو جز عذاب و سختی چیزی در بر نخواهد داشت...و تو نباید رسیدن به من را در دعاهایت از خدا بخواهی چون به ضرر تو خواهد بود و باعث مرگ تو می شود....................تو در بیت پنجم بوده ولی اشتبه تایپی بوده که حذف شده....متشکرم از نگاه تیز بیننتان ;) ..........مفهوم کلی بیت ...گذشتن از خود "من"و وابستگی ها در راه رسیدن به معشوق و وصالش هست و در این راه هیچ تضمین و شرطی وجود ندارد و پذیرفته نیست.......و را وصالش دریایی هست که اگر خودت را سبک ننمایی....در آن غرق خواهی شد.......هربیت دیگری هم که نامفهوم نوشته ام بگویید تا توضیح دهم.. :)....یکمی شعرش سخت شده:( قبول دارم....برای رفع مشکل بیت آخرش پیشنهادی هم دارید!!؟؟
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
ممنونم برای توضیحاتتون .. خداروشکر ک اینطوریه.. راستش من این دوتا بیت به ذهنم رسید.. نمیدونم چطوریه و اصلا به شعرتون میخوره یا نه!؟.. گفتم: به سجده گاهِ دلت سجده میکنم/ وقتی مرا به دردِ خودت مبتلا کنی/ گفتی:[برای سجده ی من قبله ای اگر/ با "عشق" قلب کوچک من را صدا کنی]/ بازم ممنونم
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
ممنونم خیلی زیبا بود...در پناه حق باشید!!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠