افسوس که فاصله است
فلسفه بافی...

افسوس که فاصله است

نویسنده : s_ai

همیشه خدا فاصله است. میان اصابت واقعیت و جاری شدن ادراک! و تا به خودت که می‌آیی،  می‌بینی مثل سربازی که از جنگ باز نگشته باشد، مثل بیمار اتاق 402 که احیا نمی‌شود، مثل چایی که دیروز سرد شد، زمان است که باز نمی‌گردد، احیا نمی‌شود.

زمان است که می‌رود از دست! افسوس که همیشه میان اصابت واقعیت و جاری شدن ادراک، هر چند کم، هر چند کوتاه اما فاصله است !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
زمان است که می‌رود از دست! و من همچنان همان "من" قبل هستم...
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خیلیهامون "من" ِ سابق هستیم !
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
امان از این فاصله که هر چی میکشیم از این فاصله است
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
امان ... . سپاس از حضورتون .
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
فاصله چه واژه سنگینیییییییییییییییی
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
دقیقا چه واژه ی سنگین بود براتون ؟!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
چه تلنگر زیبایی... واقعا افسوس...
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
متشکرم از حضور همیشگیتون !
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
واقعا جالب بود
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
خیلی دلنشین بود. تشکر
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سپاس گزارم .
فاطيما
فاطيما
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
جملات سنگيني بود....كمرم شكست :))
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
یک دقیقه سکوت:/
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
این جملات نیستن که سنگینن . این یک حقیقت سنگینِ !
فاطيما
فاطيما
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
كلا فضا سنگين شد...من يه دقيقه برم بيرون ميام باز :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
سلام:خیلی عالی بود.امیدوارم که قدر لحظه لحظۀ زندگیمان را بدانیم.
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سپاس از حضور همیشگیتون .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام:خواهش میکنم. زنده باشید.
م رحیمی
م رحیمی
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
تقصیر ماست باید یه زهر چشمی به این زمان نشون بدیم همش میگیم واستا زنگ اخر، هواسمون به زنگ تفریح ها که زمان همینطوری الکی واسه خودش جولان میده نیست باید همونجا حسابشو برسیم .(اینم یه نوع فلسفه بافی)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
هیــــــــــــــــــع روزگآر.... تامل برانگیز بود...مرسی از شما...کوتاه مختصر مفیدفایده (^_^)
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
مرسی از حضور شما !
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
تامل برانگیز بود... :| بیماری که احیا نمیشه...
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سپاس گزارم .
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام ... خط آخر آشنا بود (واژه هایش)
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
سلام و سپاس از حضورتون . بله سطر آخر تکراری از سطر اولِ . نوشتن خلق و اژه ی جدید نیست ... استفاده ی به جا از واژه های قدیمیه . متشکرم از نظرتون .
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٤
٠
٠
کوتاه هم فاصله است..چه قشنگ**
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات