وسایل حمل و نقل عمومی خر است!

وسایل حمل و نقل عمومی خر است!

نویسنده : وبگردی

همیشه وضع همین است. با خودم می‌گویم الان اتوبوس می‌آید و می‌نشینم توی ایستگاه اتوبوس. همین‌طوری نیم ساعت می‌گذرد و من با خودم دو دقیقه یک بار تکرار می‌کنم که الان اتوبوس می‌آید و در همین حین صد تا تاکسی زرد و سبز هم رد می‌شوند و بوق می‌زنند و بای بای می‌کنند و اصلا التماس می‌کنند که تو را خدا بیا بالا!

اما سوار نمی‌شوم و به دور دست‌ها خیره می‌شوم در انتظار اتوبوس. بعد از این‌که حسابی علف‌ها سبز شدند، با خودم می‌گویم گور بابای هر چه اتوبوس است، الان سوار تاکسی می‌شوم و سه سوته می‌رسم.

و دقیقا از لحظه‌ای که من این را می‌گویم رنگین کمان تاکسی‌ها دود می‌شوند می‌روند هوا! انگار وسط بیابان ایستادم که دیگر نه اثری از تاکسی هست، نه اتوبوس!

و بعد از کلی وقت علافی که دیگر از حرص ترجیح می‌دهم بروم وسط خیابان بایستم تا یک ماشین از رویم رد شود بلکه راحت شوم، یک اتوبوس مال دهه مش ممدلی، پِت پت کنان از راه می‌رسد و شصت تا زن هول زنان می‌ریزند بالا. سوار اتوبوس می‌شوم که بلاخره یک نفس راحت بکشم اما از بس هوای داخل اتوبوس مثل کوره است نفس دشوار هم نمی‌شود کشید چه برسد به راحت.

بعد از دو تا ایستگاه هم اتوبوس چند تا جفتک می‌اندازد و با یک صدای ملوی پیس متوقف می‌شود و راننده هم اعلام می‌کند مسافران عزیز اتوبوس خراب شد، پیاده شوید !

================

منبع: دنیای ماده یوزپلنگ وحشی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PESTEH
PESTEH
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
بابا این اتو بوسا چه گناهی کردن که این سایت اینقدر باهاشون لجه!! من خودم شیش - هفت ساله هر روز از اتوبوس استفاده میکنم. قبول دارم خیلی مشکلات داره (مثلا بنده شیش-هفت ساله جایی سر وقت نرسیدم!!) ولی توسالای اخیر خیلی خیلی خیلییییییییییییییییییییییییییی پیش رفت کرده!!!
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٢
١
٠
اتوبوسسسسسسسسسسسسسسس نههههههههه
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:/خعلی بده:/مخصوصا دعواها یا بهتر بگم جر و بحث هایی که پیش میاد سره چیزای الکی:/دیر اومدن اتوبوس توی هوای سرررررررد:/ترمزای ناجور:/ جیغ های بننننننفش برای گیر گردنه دست ایزن پا در بین در:/خعلی مزخرفه:/خدا به هممون صبر عنایت کنه:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
نگاه این نویسنده از یک بُعد بود که البته خوب هم کار شده بود اما چه بهتر میشد عمیق تر کنکاش میشد. جای پردازش بیشتری داره این سوژه ی پر پتانسیل!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
آخ گفتی...در این مورد ما همیشه التماس دعا داریم :/
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:))))))))))))))))) این واقعیتو خیلی درک کردم! :))))))))))))))))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
سلام: خیلی ممنون زنده باشید.
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
یعنی اتوبوس فقط لحظه ای سر میرسه که تصمیم بگیری سوار تاکسی بشی -__-
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخ:) باحال بود
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخخ / ولی باحالیای خودشم داره
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
همیشه هم از اتوبوسی ک نمخای سوار شی سه تا میاد:///ممنون
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات