هالیوود دایه مهربان‌تر از مادر برده‌ها
به بهانه روز جهانی لغو برده‌داری

هالیوود دایه مهربان‌تر از مادر برده‌ها

نویسنده : دست قیچی

آبراهام لینکلن وقتی سال 1860 به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد، شعار تبلیغاتی‌اش مبارزه با برده‌داری بود. مردم ایالت جنوبی آمریکا که بیشتر به کشاورزی (به ویژه کشت پنبه) اشتغال داشتند و از بردگان در مزرعه‌ها استفاده می‌کردند، به این نگاه رئیس جمهور روی خوش نشان ندادند. نتیجه‌اش شد تشکیل یک اتحادیه جدید و خودمختار که با کوتاه نیامدن طرفین نهایتا به جنگ شمال و جنوب آمریکا منجر شد. در گرماگرم جنگ،‌ کنگره آمریکای شمالی رژیم برده داری و خرید و فروش زنان و مردان سیاهپوست به نام کنیز و غلام را لغو کرد و اعلامیه معروف «آزادی بردگان» آبراهام لینکلن در سراسر آمریکا صادر شد. این اعلامیه، شورش سیاهان علیه اربابان سفیدپوست را در پی‌داشت و سرانجام باعث شکست طرفداران برده‌داری و لغو بردگی در سراسر آمریکا شد. 

 

 تاریخچه سازی در هالیوود

هالیوود مقر اصلی تاریخ و فرهنگ‌سازی آمریکاست. در بسیاری از فیلم‌های آمریکایی، به بهانه‌های مختلف اسم آبراهام لینکلن به عنوان نماد آزادی و برابری برده می‌شود. تلاش کلی بر آن است که لینکلن به عنوان نماد یک آمریکایی کامل معرفی شود که آزادی خواه است و خواهان برابری و ... 

لینکلن سفید پوست عامل آزادی سیاه پوستان و نماد روح آزادی خواه آمریکایی است،‌ سیاه پوستان مظلومند و برده‌دارها آدم بده ماجرا هستند، بدون این‌که به گذشته‌شان چندان اشاره‌ای بشود، فقط بدند. 

همین رویکرد به اکثر فیلم‌های آمریکایی با موضوع برده‌داری هم راه پیدا کرده است. اگر دقت کنید در اکثر این فیلم‌ها یک سفید پوست به عنوان یک دلسوز برای آزادی سیاهان به پا می‌خیزد. چند نمونه در زیر ذکر می‌کنم:

 

- آمیستاد 1997 ساخته استیون اسپیلبرگ

داستان شورش بردگان یک کشتی و دفاع وکیلی سفیدپوست به نام راجر شرمن بالدوین از آن‌ها. یک قاضی خوب و یک رئیس جمهور حامی سیاه پوستان.

- کارگر 2011 ساخته تیت تیلور

اسکیتر فلون سفیدپوست در آرزوی نویسنده شدن است. در روزنامه مشغول به کار می‌شود. در برابر دوستان سفیدپوست و روانی خود می‌ایستد تا داستان کارگران سیاه پوست آن‌ها را بازتاب دهد. در نهایت هم اوست که ندای مظلومیت سیاه پوستان کارگر را به گوش همگان می‌رساند. 

- جنگوی از بند رسته 2012 ساخته کوئنتین تارانتینو

دکتر کینگ شولتز سفیدپوست (و آلمانی) به عنوان یک آدم آزادی خواه جنگو را آزاد می‌کند. با او قرارداد می‌بندد و در مسیر باز پس گرفتن عشق زندگی‌اش، ‌او را یاری می‌دهد. کالوین کندی شرور هم صرفا یک آدم بد و سادیست است. یک آدم غیر طبیعی. در نهایت هم شولتز در برابر این موجود کثیف دست به انتحار می‌زند و در نهایت ایثار در برابر ظلم، کشته می‌شود. جنگو و برومهیلدا زندگی و عشق‌شان را مدیون او هستند.

- لینکلن 2012 ساخته استیون اسپیلبرگ

عملا یک بیانیه است که چقدر لینکلن خوب بود و چقدر برای آزادی سیاه‌پوستان زحمت کشید، حتی در نقطه کور (blind side) محصول 2009 ساخته جان لی هنکاک، ساندرا بولاک در نقش زنی به نام لی‌آن ظاهر می‌شود که به مایکل سیاه پوست پناه می‌دهد و او را زیر پر و بال خودش می‌گیرد. همه جوره از او دفاع می‌کند و در نهایت از دایه مهربان‌تر از مادر مهربان‌تر است!

 

حرف بر سر درستی یا نادرستی ادعای این فیلم‌ها نیست. سینما یک رسانه است و توانایی زیادی در فرهنگ‌سازی و هویت‌سازی دارد. هالیوود چنین آدم‌های سفید پوستی را به عنوان نماد روح آمریکایی معرفی می‌کند و آدم بدها را به عنوان آدم‌های سادیست و ناسالم معرفی می‌کند. انگار این‌ها همان آمریکایی‌ها نبوده‌اند.

و اما امروز....

اما با لغو برده داری،‌ تبعیض نژادی از بین نرفت. همین روزها ماجرای نوجوانی که در فرگوسن آمریکا با اصابت گلوله پلیس کشته شده و تبرئه شدن پلیس خاطی حسابی نقل محافل است. اعتراضات ضد نژاد پرستی در ایالات مختلف آمریکا در جریان است و ... نژادپرستی یک برهه تاریخی نیست. یک جور طرز فکر است. از نازیسم بگیرید تا فحاشی‌های تماشاگران در استادیوم‌های ورزشی علیه رنگین پوستان یا همین آدمخوار خطاب کردن بازیکن سیاهپوست توسط فیروز کریمی خودمان، ‌همه و همه برخوردهای نژاد پرستانه است. باید «منِ خود برتربین» درون را کشت. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١١
٣
١
نمونه ای که توی ذهن من کاملا حک شده، کارتون هاکلبری فین هست! و کتاب کلبه عمو تم!!! اما یه مطلب دیگه هم اینه که در اکثریت قریب به اتفاق این فیلمها و کتابها سیاهپوستها نقش مثبتی داشتن و این به نظر من به اون مفهوم هست که هالیوود قبول داره که اونا در اصل مظلوم واقع شدن و حق داشتن./ به نظر من تئوری فاشیست در هرجای دنیا مذموم و مشمئزکننده ست.
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٩/١١
٠
١
بله. مظلومیت رو که انکار نمیکنن اما یه جوری برخورد میکنن انگار اون برده دارها امریکایی نبودن بلکه یه عده آدم مریض بودن. یک امریکایی واقعی همچین آدم آزاداندیش و خیرخواهی هستش. کارتون هاکلبری فین اشاره خیلی به جایی بود. فیلم هایی مثل «رنگ ارغوانی» استیون اسپیلبرگ و بربادرفته هم تو چنین بستری اتفاق می افتن ولی میخواستم نمونه های نزدیک تری رو مثال بزنم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١١
١
١
جالببببببببببببببببب
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
١
١
سلام: متشکرم از اطلاع رسانی شما. زنده باشید.
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٩/١١
١
١
سلام. متشکرم از وقت گذاشتن شما. سلامت باشید!
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١١
١
١
بله موافقم. سینما پتانسیل بالایی برای صدور ایدئولوژی داره به سایر فرهنگها و ملل. و همونطور که مصداق هایی رو عنوان کردید، کاملا ابزاری شده در دستِ تصمیم گیرندگان. فقط یک نکته باید اضافه کنم به این مطلبِ فنی و دقیقِ شما: این بهره برداری از مدیومِ پرقدرتِ سینما (و کلا مدیا/ رسانه) در سراسرِ دنیا وجود داره و طبق فرمایشِ نهایی شما باید اون "منِ خودبرتربینِ درون" رو کشت و البته من اضافه میکنم : "خودِ من خودم اصلِ حقیقتم و دیگر هیچِ درون" رو!
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
این «خودِ من خودم اصلِ حقیقتم و دیگر هیچِ درون» عبارته یا مسابقه است باید ۳ بار بدون تپق بگیم؟ ;)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١١
١
١
سلام. مرسی از مطلبتون. البته فیلم کاملا سفارشی «12 سال بردگی» هم از این نوع فیلم هاست. جالبه که مبدع برده داری همین امریکایی ها هستند اما با کمک تریبون های رسانه ای نه تنها پرونده سیاه گذشته خود رو پاک کردند، بلکه امروزه خودشون رو یکی از مدعیان مبارزه با نژادپرستی میدونند. و اینست قدرت رسانه....
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
در مورد سرخپوست ها هم مثال از این قبیل زیاده! کلا فوق تخصص دست پیش گرفتن ان.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
نمی دونم کتاب ریشه ها اثر الکسی هیل رو خوندید یا نه ولی توصیش می کنم به شدت . نویسنده یه آدم آفریقایی که جدش ربوده شده و به بردگی گرفته شده . یه داستان مستند و فوق العاده دردناکه . نویسنده میگه آمریکایی ها همیشه از ما به عنوان موجودات بی تمدن و وحشی که باید بهشون انسانیت رو آموزش داد یاد می بره در حالی که این کاملا خلاف حقیقته . موفق باشید . کیبوردتان پایدار :)
dastgheichi
dastgheichi
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
حتما!‌ مرسی از معرفی. فقط ترجمه شخص خاصی اش معروفه یا تک مترجمه است؟
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/١٣
١
٠
سلام/ ممنون جالب بود برام:)
o_edman
o_edman
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
جنگو رو دیدم فیلم اوکیی بود واقعن، دو میلیون بار از پالپ فیکشن تارنتینو بهتر بود... ولی حالا بحث من باب سیاه پوستا و این حرفاس، آره، همه جای دنیا به خصوص و به خصوص تو آمریکا خیلی به این مخلوقات خدا ظلم شده... من نسبت به همه ی افراد احترام قائل میشم و کاری به رنگ پوستش ندارم... فقط اون "خود برتر بینی" رو دیگه نمیشه، وللش حالا... راستی، کلبه ی عمو تام کتاب خوبیه؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨