جمعه عصر با گل گاو زبان و کمی جادو!

جمعه عصر با گل گاو زبان و کمی جادو!

نویسنده : s_ai

نزدیک عصر باشد و جمعه هم باشد و چه چیز بهتر از این؟ که گفته که جمعه‌ها دلگیر است؟! می‌نشینی گلگاو زبانت را  با همان نبات‌های زعفرانی مشهد دم می‌کنی، کمی آب لیمو می‌چکانی در آن، بنفش‌ها جادو شوند و برقصند در هم. روی صندلی چوبی گردویی راکر تاب بخوری، از پنجره پاییز را نگاه کنی. چسبیده کلاهش را و دامنش کنار رفته در باد. فنجانت را سر بکشی و طعم شاعرانه یک گل گاو زبان گرم ِ عصر جمعه را به رخ همه قهوه‌های اسپرسو شنبه شب‌ها بکشی. فنجان خالی‌ات را به امانِ اشیاء اتاق بسپاری، شمعدانی‌های قرمزت را آب بدهی و دوباره پشت میز تحریر چوبی اتاق کناری خود را در بین برگه‌های سفید و بعضا کاهی باطله و در اعماق چند مسئله ریاضی گم کنی و شاید تا فردا صبح پیدا نشوی .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_a
s_a
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
وای چه حس قشنگی دااااااااااااااشت... :)))))
s_ai
s_ai
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
سپاسگزارم .
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
زیبابودددددددددددممنوننننننننننننننن
s_ai
s_ai
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
تشکر بابت نظرتون .
همتا
همتا
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
چ حسی شبیه به حس من ...
s_ai
s_ai
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
:)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
اوخیییییییییییی :))))))))))
s_ai
s_ai
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
عالی بود:)ولی بازم من زیاد از جمعه ها خوشم نمیاد:/خعلی دلگیره:(
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/٢٣
٠
٠
چه زیبا نوشتید ^_^ موفق باشید
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
تشکر بابت نظرتون .
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
من دیگه حرفی ندارم! الان قیمت گل گاو زبان از اسپرسو هم بیشتره! :دی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
خیلی زیبا بود و زلال.
s_ai
s_ai
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سپاسگزارم .
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٢٤
٠
٠
حس جالبی بود...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات