ماجرای مامان و قطع پای من با اره برقی!

ماجرای مامان و قطع پای من با اره برقی!

نویسنده : وبگردی

یک روز -که دیگر شب شده بود- من دیر به خانه رسیدم. در خانه ما هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است! و اگر خدای نکرده دیر می‌رسید بهتر است دلیل خوبی برایش داشته باشید. وگرنه مادرم با اره برقی پای شما را قطع می‌کند! و تهديدتان می‌کند که دفعه بعدی از برق مرق خبری نیست و با اره خالی آن یکی پای‌تان را قطع خواهد کرد و دفعه بعدترش با قاشق چشم‌تان را خالی خواهد کرد و شما کم‌کم تمام خواهید شد.

این کاری است که مادر من با شما انجام می‌دهد و هیچ بخششی در کار نیست. مادرم نه می‌بخشد، نه فراموش می‌کند، نه هیچ کار دیگری. فقط تنبیه می‌کند. نو تشویق، جاست تنبیه، جاست اره، جاست قاشق، جاست گانا استند در اند واچ یو برن.

مادرم معتقد است تا قبل از غروب خورشید باید خانه باشم تا خانواده غروب خورشید را دورهم سپری کنند. غروب کاری است که خورشید شب‌ها انجام می‌دهد و بعدش دنیا جای بدتری برای زندگی می‌شود. انسان‌های پاک و سالم از خیابان‌ها جمع می‌شوند و انسان‌های ناپاک و ناسالم و دزد و متجاوز در خیابان پر می‌شوند و هدف همه‌شان هم من هستم. چون من خیلی قابل دزدیدن و خیلی با ارزش هستم و مادرم من را در گاوصندوق نگاه می‌دارد و در آخرهفته‌ها می‌اندازد گردنش می‌رود مهمانی و من در گردنش برق می‌زنم. دیس ایز د استوری او مای لایف...

=============

 منبع: وبلاگ تانزانیای خالی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
من که هیچ وقت نتونستم موقع غروب خونه باشمممممممممممممممممممممممممم
admin
admin
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
:)
s_a
s_a
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
=)) =)) =)) اوه اوه! =)) =)) =)) آی لایک د استوری او یر لایف =))
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خخخ عالی بود:-)
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
=))
s_m
s_m
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
من تازه ده از سرکار میرسم خونه :)) اینجوری بود که تو یه هفته ختمم بود :)) چه مامان خفنی داری :))
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی نوشته دلچسبی بود، من به شخصه از این طور نوشته‌ها با جملات کوتاه و نگاه طنزآمیز خیلی خوشم میاد.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی عالی بود :) تشکر
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
:))) به این میگن مهرمادری:دی
par!sa
par!sa
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
عاااالی :)))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی خوب بود خخخخخ لذت بردم خخخ
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
خیلی قشنگ بود عاااااالی فقط من اینو نفهمیدم معنی شو : جاست گانا استند در اند واچ یو برن
i.forouzan
i.forouzan
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
یعنی : راست راست همون جا وای میایسته و سوختنت رو نگاه میکنه
looshi
looshi
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
اخی طفلک
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی قشنگ یود....خوشم اومد....ممنون:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی زیبا بود. نگاهی سراسر انتقاد به یک اپیدمی... .
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
چرا جیم آیکونهای بلاگفا رو تعریف نمی کنه واسه سایت ؟؟؟؟ الان هیچ چیزی جز اون شکلک زبون درازی بلاگفا نمی تونه قیافه منو وصف کنه =))
mohadese.v
mohadese.v
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
این جا جا داره بگم مهر مادری موج میزنه...:))
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
خیلی باحال:)))))
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
بههههله :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
تو خونه ما که کار به جایی رسیده که زنگ میزنن میپرسن بچه جان شب میای خونه یا نه :))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
خدا از این مامانا زیاد کنه :))))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣