بخواب کودک تنها، قلندر قصه /شعر

بخواب کودک تنها، قلندر قصه /شعر

نویسنده : Erfan_69

تمام می‌شوم امشب در آخر قصه

بخواب بانوی احساس؛ دختر قصه!

یکی نبود و یکی بود و آن یکی هم رفت

یکی یکی همه رفتند از در قصه

ببند چشم خودت را، فقط تجسم کن!

میان شعله آتش سراسر قصه...

خیال کن که لبت تشنه است و از لب آب

بدون آب بیاید دلاور قصه

بده امانت شش ماهه را به دست پدر

که پر بگیرد از این‌جا کبوتر قصه

نپرس از پدرت، او هنوز هم اینجاست

نپرس از تن در خون شناور قصه

بلند شو و بدو! پا برهنه تا خود صبح

نخواب تا برسی سمت دیگر قصه

و گوشواره خود را در آر! می‌ترسم

پری بماند و دیو ستمگر قصه

بخواب، نیمه شب شد، خرابه هم خوابید

بخواب کودک تنها، قلندر قصه!

بگیر گوش خودت را سه ساله خوبم!

که پیر می‌شوی امشب از آخر قصه:

بگیر روی دو پایت سر پدر را، آه...

بگیر اگر چه که سخت است باور قصه

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
بسیار زیبا و عالی./موفق باشید
salma
salma
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
زیباااااااااااااااااااا
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلی خیلی زیبا. لذت بردم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلــــــــــــــــی هم عالـــــــــــــــی ....بگیر روی دو پایت سر پدر را، آه...بگیر اگر چه که سخت است باور قصه....روایت عاشورا همیشه حزن انگیزه ...در هر قالبی که باشه... شعر خوبی بود.تشکر.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
سلام: قشنگ بود سپاسگزارم.
میم
میم
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:(( :(( :(( :((
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
اگرچه ک سخت است باور قصه...:(..خیلی ممنونم کاش اسم شاعرشم مینوشتین
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خیلی زیبا و غم انگیز:(
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
شعر از کی بود؟
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
زیبا بود:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سلام و درود..به دل نشست...لذت بردیم از شعر آقای حسن اسحاقی ... ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
بخواب کودک تنها، قلندر قصه!... خیلی زیبا بود
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
بابت اظهار نظر همگی شما دوستان ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

٩٦/١٢/٠١
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
سقوط مستمر رسانه ای و سقوط پرواز تهران -یاسوج

ورشکستگی فضای رسانه ای کشور

٩٦/١١/٣٠
معجزه کربلا است

پایان غم عشق

٩٦/١١/٣٠
امان از سیاست بیمار

ماهی سیاست به قلاب مرگ صید می‌کنند

٩٦/١١/٢٩
شعری سروده خودم

از کوچه‌ها باید بپرسم

٩٦/١٢/٠١