قفس‌هایی از جنس هوس....

قفس‌هایی از جنس هوس....

نویسنده : سحر نیکو عقیده

اصولا آدمیزاد موجودی است خبره در ساختن قفس، قفس‌هایی از جنس هوس‌های رنگارنگ و متفاوت و طرز تهیه این قفس‌ها بسیار ساده و کاربردی است.

برای ارضای حس متفاوت شنیدن، ابتدا شاخه‌های درخت که روزی گنجشکی جوجه‌هایش را به آن سپرده بود از تنش جدا کرده و از آن به عنوان میله‌های قفس استفاده می‌کنیم و بعد آواز قناری کوچکی که روزی دشت را به وجد می‌آورد در قفس زندانی کرده و از شنیدن ناله‌های هجران اجباری‌اش لذت می‌بریم...

برای ارضای حس متفاوت دیدن، می‌توان دست در اقیانوس‌ها برد. ماهی‌های زشت‌تر که وظیفه ارضای حس متفاوت بلعیدن را دارند... و اما آن رنگارنگ‌ها درون قفسی اسیر می‌شوند به نام آکواریوم.
این قفس از جنس شیشه است و امکان دید و در نتیجه لذت بیشتر را برای‌مان فراهم می‌کند و از مزیت‌های اسارت ماهی‌ها این است که فریاد این موجودات بی‌صداست خدای ناکرده، حس وجدان درد را برای‌مان زنده نمی‌کند.

ولی گاهی اوقات هوس کنجکاوی ما با این قفس‌های کوچک ارضا نمی‌شود. در این مواقع می‌توانیم به باغ وحش مراجعه کنیم...

قفس‌هایی از همه جنس، همه رنگ، همه اندازه. و به بند کشیده شدن موجوداتی از زمین و آسمان و کوه و جنگل که همه و همه و همه برای چند لحظه ارضا شدن حس کنجکاوی ما، یک عمر اسیر شده‌اند...

اصولا آدمیزاد موجودی است خبره در ساختن قفس، قفس‌هایی از جنس هوس.


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/٢٠
٣
٠
آورین!
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٢٠
٢
٠
اورین>>>>>>>>>>>>>>>>>
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/٢٠
١
٠
چه میدونم والا...
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢٠
٢
٠
عجب بیهوده بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا مراقب باشیم در قفس هوسها به حکم حبس ابد محکوم نشویم مرسی بابت تلنگرتون
sahar
sahar
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
خواهش میکنم دوست عزیز
مجید
مجید
٩١/١٠/٢٠
٢
١
بده
sahar
sahar
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
سپاس بابت توضیح جامع و کامل شما دوست عزیز.کاملا گرفتم چی شد...:)))))))))
sherlok
sherlok
٩١/١٠/٢٠
١
٠
میشه خلاصه ترش کنی؟ اسم موضوع با محتوا زیاد همخونی نداره.
sahar
sahar
٩١/١٠/٢١
٠
٠
نمیدونم...شاید درست میگید...خلاصه ترش میکنم ببینم چجوری میشه...اما اسمشو دوس دارم....ممنون بابت نظرتون دوست عزیز
nikta
nikta
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
با معنی و عمیق.ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
تبلیغات