دلم از دوری تو لبریز است

دلم از دوری تو لبریز است

نویسنده : r_yazdani

آن زمان که آمدم، گفته بودی من با تو، تو با منی همیشه...

دنیا برایم زیبا شده بود. امید در دلم، نشاط در چهره‌ام. گویی فراموش کرده بودم حرف‌ها فقط حرفند! گویی دفترعبرت‌ها را زیر سر گذاشته‌ام و نمی‌خواهم بخوانم‌شان!

نمی‌خواهم سر کیسه گلایه را وا کنم! نمی‌خواهم رشته کلاف دردسرهایم را برایت از نو بگشایم! فقط می‌خواهم کمی آرام بگیرم با یادت...

فقط می‌خواهم بگویم:

دلم از دوری تو لبریز است...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
به امید اینکه وصال حاصل بشه، مؤید باشید!
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
متشکر :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
کوتاه و دلنشین... دوری هایتان ناپایدار و وصل ها در یک قدمی باد! (چه قلمبه سلمبه شد!)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
جناب شمشیری کلا نظرات قلمبه سلمبه و ریزه میزه شما قابل تقدیره! :)
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
:)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
:)
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
انشالله زودی به هم برسید ! :)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
دیگه گذشت سحر جون :)
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
لياقت نداشته :/
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
بیخیال :)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
زیبابوداماچراکوتاههههههههه بعضی ازنوشته ها به طولانی بودن زیباترنننننننننن هرچنداین موضوع اززیبایی نوشته شمانمیکاهددددددددددددد
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
تشکر دلنیا جان :) چشم. سعی میکنم :)
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
کوتاه بود در عین این اینکه خیلی حرف داشت... وقتی گفتی نمیخواهم سرکیسه ی گلایه را وا کنم انگار بغضت گرفته و نتونستی ادامش بدی.. و وقتی چند کلمه بعد تموم میشه.. اون حس تلخت خیییییلی خوب به آدم منتقل میشه... واقعا با احساس نوشتی عزیزم ..همیشه شاد باشی:)ممنونم..
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
من از شما ممنونم که فرصت گذاشتی رها جان :) خوشحالم که تونستم حسمو منتقل کنم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
بهله...من همچو یک پرنده ام اما اسیر و خسته /سنگ فراق و دوری بال مرا شکسته /عمری پریده بودم اندر هوای رویت / حالا ولی اسیرم اندر قفس نشسته....مرسی ازش ما قشنگ نوشتی (^_^)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
تشکر از شما که اینقدر خوش ذوقید :)
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
شاد بودن بزرگترین انتقامیه که میشه از زندگی گرفت عزیزم . :)شاد باش و دنیا رو با قدرت ایمانت به لرزه در بیار.
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
ولی من فک میکنم بهتره به فکیر انتقام نبود. به فکر آرامش باشی قشنگ تره البته با لبخند :) چشم
F-jafari
F-jafari
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
ممنون زیبا بود.
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
خواهش :)
s_sepid
s_sepid
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
زیبا نوشتید. همیشه شاد باشید.
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١١/١٣
٠
٠
تشکر :)
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات