بازیافت انسان!

بازیافت انسان!

نویسنده : h_ghasemi

بازیافت انسان، یعنی همین که من از تو برگرفته شدم! از یک نگاه ساده تو دوباره رسیدم به ایمان، به وقوع حتمی پرنده و پیچک بر جنازه کویر! بازیافت انسان که گفته‌اند یعنی همین دخترکی که از معجزه چشم‌های توست که صندلی چرخدارش را حالا اینطور شعبده بازانه در دست می‌چرخاند و وسعت دشت را سبک‌تر از غزال می‌دود.

بازیافت یعنی دم مسیح از گلوی زمان به میراث بردن، یعنی مرده زنده کردن! یعنی تو از آسمان نزول کنی و زمین را به حیرت واداری، یعنی آبراهه‌های باران ندیده بین آه‌های‌شان، تو را یاد کنند، یعنی این همه مروارید که روی چمن‌ها روییده به دست‌های تو مربوط شوند، یعنی شیروانی‌ها و ناودان‌ها تو را به یکدیگر نشان دهند و بهانه‌شان هم این باشد که تو مرده، زنده می‌کنی، که کافر، مومن می‌کنی!

بازیافت یعنی تو را دیدن و راهی سفرهای ماجراجویانه شدن، یعنی دل به دریا زدن و بادبان برافراشتن و ... شریان الماس زدن در اعماق معادن زغال‌سنگ؛ یعنی استخراج نور از دل تاریکی ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
از تو به تو رسیدن و نگاهت را در اعماق ازدحام شب معنا کردن
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
تعبیر زیبایی داشتید آقاجلال. سپاس از حضور :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
این "تو" چه کارا که با ما نمی کنه .... ممنون هدی جان :))))
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
:) ممنون از حضورت سعیده جان :)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
یک گوشه چشم تو کافیست برای استخراج نور... زیبا بود:-)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
تعبیر زیبایی داشتید. سپاس از حضور :)
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
تا وقتی خودمون نخوایم هیچ کاری انجام نمیشه ...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
آفرین! دقیقا موافقم. ممنون از حضورت سمیراجان :)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
امیدوارم بهینه بازیافت بشیم ..
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
امیدوارم ... سپاس از پیگیری :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
سلام؛ مثل همیشه عالی و ناب! انشالا کی مطالعه کنیم کتابِ از چاپ درآمدۀ خواهرمون رو؟
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
نظر لطف شماست جناب میرزا. خدا بخواد شاید اوایل پاییز. حتما اینجا در سایت جیم اعلام میکنم وقتی منتشر بشه. سپاس از حضورتون :)
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
کاش همه بازیافت شیم..
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
:) سپاس از حضور :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
مطلب ب این قشنگی!من موندم چرا ستاره دار نیس؟؟؟هدی جان!عالی بود:) کاش میشد واقعن هممون بازیافت میشدیم!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
نظرلطفته رفیعه عزیز. زیاد ذهنتو درگیر این مسایل حاشیه ای نکن :) مهم اینه که خواننده های خوبی مثل تو و سایر دوستان دارم اینجا و همین کافیه. سپاس از حضورت :)
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
بازیافتِ سودمند نصیب همه ی ما بشه!خیلی هم شیرین و قشنگ:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
آمین! :) سپاس از حضورت نرجس جان :)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
یعنی از آسمان نزول کنی :) این خیلی خوب بود:) شریان الماس :) متن ثقیل و احساساتی ای بود هدی:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
حقیقتش خودمم از این "شریان الماس زدن ..." خیلی خوشم میاد توی این متن. سپاس از حضورت پاییز عزیز :)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
بازیافت یعنی لبخندی که همون حس زندگی رو با نگاه مهربون به آدم میده. مرسی قشنگ بود
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
:) سپاس از حضورت سحرجان:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
مثل همیشه تکون دهنده و عمیق... آخرین جمله، شاه جمله این یادداشت بود. سرافراز باشید :-)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
نظر لطف شماست. سپاس از حضور :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/١٧
٠
٠
سلام:بسیارعالی بود.جاودان باشید
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام بر شما. سپاس از حضور :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٤/١٨
٠
٠
سلام زنده باشید
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٢٣
٠
٠
قسمت اخرش خعلی خوب تموم شد!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

آیینه‌وار از دل و از جان شکسته‌ایم

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات