چرا ما زن‌ها به هم جنس‌های خودمان هم رحم نمی‌کنیم؟!

چرا ما زن‌ها به هم جنس‌های خودمان هم رحم نمی‌کنیم؟!

نویسنده : Golsa

آدم وقتی سال‌ها از دوستی خبر نداشته باشد و نفهمد چی به سر سرنوشتش آمده، همیشه منتظر شنیدن خبرهای خوبی از طرفش است، نه شنیدن خبر خودکشی‌اش!

قبل‌ترها هم محله بودیم ولی بعد از فوت پدرش جمع کردند و از این‌جا رفتند. سال پدرش که شد، شنیدم برادر بزرگش هم مرده!

خودش مانده بود و مادر و برادر کوچکترش...

دیروز خبردار شدم که خودکشی کرده و به اغماء رفته ولی به نیم ساعت نکشید که خبر دادند به هوش آمده!

خبر نداشتم ازدواج کرده، از طلاقش هم خبری نداشتم...

با خودم فکر می‌کردم که چرا همچین حماقتی کرده؟ ولی حتی تصور لحظه‌ای از زندگی‌اش برای من سخت است. این همه بدبختی کشیدن آن هم وقتی که به زور بیست و یکی دو سالت می‌شود.

این‌ها به خودی خود حالم را بد می‌کرد. یاد شرترین دختر مدرسه می‌افتادم که مدیر و معاون از دستش آسایش نداشتند. یاد دامن شلواری و کیف پول دستی که همیشه همراهش بود. این‌ها به کنار ولی بعد از شنیدن قضاوت‌های مردم و تهمت‌هایشان، دلم می‌خواست بایستم جلوی آینه و یک تف غلیظ بیاندازم توی تصویر خودم.

فکر مادرش که حالا تبدیل شده به سیبل همه حرف‌های درشت، مادری که تهمت بدکاره بودن را تحمل می‌کند در حالی که جگر گوشه‌اش روی تخت بیمارستان در حالت کما دراز کشیده. مادری که می‌گفت سم آماده کرده بودم که اگر دخترم مرد، خودم را خلاص کنم از زخم زبان خانواده شوهر مرحومم...

یاد خودکشی‌های دیگری که خبرشان را قبل‌ترها شنیده بودم افتادم و نیز یاد قضاوت‌های بعدشان...

بعد یک سوال گنده ذهنم را مشغول کرده و آن هم این است که چرا وقتی یک مرد خودکشی می‌کند، سیل افکار جامعه می‌رود به این سمت که زنش خیانت کار بوده و وقتی یک زن دست به خودکشی می‌زند می‌گویند لابد بدکاره بوده و از ترس شوهرش این کار کرده؟!

عجیب‌تر از این‌ها که گفتم، این است که عمده این افکار عمومی هم زن‌ها هستند(!)

واقعا چرا ما زن‌ها به هم جنس‌های خودمان هم رحم نمی‌کنیم؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
دلایل عمیقی داره متاسفانه... شاید رگ و ریشه هاش رو از زمان ساسانیان بتونیم جستجو کنیم. باورهای غلطی هستن که جا افتادند. البته همین بیست سی سالِ آینده که از این مرحله سنت به مدرنیته به سلامت عبور کنیم؛ قطعا این باورهای موهوم و مخرب هم از بین میرن. اما کمترین کاری که فعلا میشه کرد همین رحم کردن هاست بقول شما. "مردم" کی هستند؟ من و شما و ایشان! باید از خودمون شروع کنیم و خانواده خودمون و نزدیکترین دوستهامون. به هر کس میرسیم هشدار بدیم و توضیح بدیم و برامون مهم باشه که اجازه ندیم براحتی حرف در بیارن و حرف بزنن.... در کل محتوای جالب و تامل برانگیزی رو انتخاب کردید. ممنونم. دغدغه شخصیِ من هم همیشه بوده و هست.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
درسته:)
MONA-R
MONA-R
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
کسی همچنین فکری نمیکنه! این فکر و قضاوت شماست که اینطوره
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
سلام: چه عرض کنم. این سؤال را خانمها باید پاسخ بدهند. زنده و شادمان باشید.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
نظر شما هم محترمه:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
سرگزشت تلخی بود !! متنتون جای بحث زیاد داره ..ولی درمورد تیکه ی اخرش همه اینجور فکر نمیکنن
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
ممنونم... من هم صد در صد افراد رو نگفتم...منظورم خیل گمانهایی بود که مردم میزنن...و بسا به ناحق
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
من اززودقضاوت کردن متنفرمممممممممممم ولی ازچیزی که بیشتربدم میادخودکشی کردن باخودکشی کردن نه تنها مشکلی حل نمیشه بلکه یک دردم اضافه میشههههههههههه
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
موافقم...
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
وای من اشکن در اومد. بنده ی خدا. :((((( مگه آدم چقدر میتونه احمق باشه که همچین انگی به دیگران بزنه ؟ :((((
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
متاسفانه هستند همچین کسایی هنوز...
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
خدا به این خانم صبر بده.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!زندگی بیرحم
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
قضاوت کردن کار بدیه کلا....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
هیـــــــــــع روزگار :(( خدا همه ی مارو به راه راست هدایت کنه ....
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
اون وقت توقع داریم عالم و ادم ما رو تحویل بگیرن
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/١١
٠
٠
واقعا:(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
چقدر تلخ بود...
neyosha
neyosha
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
چقدر غم ناک بود ....
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
یه چیز دیگه میخواستم تو این متن ببینم که نبود..
پربازدیدتریـــن ها
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
از آلودگی هوا تا رفتار عجیب شاخ های اونستاگرام

فائزه در سرزمين عجايب / قسمت اول

٩٥/١١/٠٥
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
غریبانه

خدانگهدار، سفرت بخیر!

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
نسل جدید عشق و عاشقی

عشق الکترونیک

٩٥/١١/٠٤
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
از برخورد دو قطار تا پلاسکو

حادثه و خاطره

٩٥/١١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات