درگذشت مرتضی، روشنفکران، مسئولان و دیگرانی که آچمز شدند
درگذشت مرتضی پاشایی را درست تحلیل کنیم

درگذشت مرتضی، روشنفکران، مسئولان و دیگرانی که آچمز شدند

نویسنده : t_motahari

هدف این نوشته نه ارائه آمارهایی است که در روزهای گذشته بارها درباره آنها شنیده ایم نه انتشار خبری جدید. مخاطب این حرفها دو گروه هستند که لااقل تا هفته گذشته بر این باور بودند که هرکدام به نوبه خود نبض این مردم را در دست دارند، اما این روزها مبهوت مردمی هستند که تمام معادلاتشان را بهم ریخته اند. چند هفته گذشته، مرتضی پاشایی خواننده جوان عرصه موسیقی پاپ پس از یک سال جدال با بیماری سرطان در بیمارستان بهمن تهران درگذشت.

خواننده ای که طرفداران بسیاری بخصوص در بین نسل جوان داشت و در ماههای اخیر بیش از پیش نامش بر سر زبان ها بود. در پی انتشار خبر و شکل گیری موج عظیمی از واکنش ها در شبکه های اجتماعی، مردم بدون برنامه ریزی قبلی در عرض چند ساعت در نقاط مختلف کشور تجمع هایی را تشکیل داده و به سوگواری برای هنرمندشان پرداختند. اینها در حالی بود که هیچ نهاد رسمی، گروه و یا فرد خاصی فراخوانی مبنی بر شرکت در این سوگواری ها منتشر نکرده بود. تجمع هایی خودجوش، نسبتا منظم و هماهنگ که برخی آداب آن حتی با فرهنگ عزاداری ما هم متفاوت بود: از جمله همخوانی آهنگ‌های هنرمند. این حرکت مردم آنقدر منظم و حساب شده بود که هیچ شایعه‌ای نتوانست در برابر آن مقاومت کند. شایعاتی که برخی سعی در سیاسی جلوه دادن آن داشتند و برخی دیگر تلاش میکردند تا این حرکت مردمی را کوچک جلوه دهد. و اوج این تجمعات دو روز بعد در مراسم کم نظیر تشییع جنازه مرتضی پاشایی بود که توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

مخاطبین نخست این نوشته مسئولان رسمی کشور هستند که با ساخت آثار هنری سفارشی و تزریق آن به جامعه برنامه‌های فرهنگ سازی را پیش می برند. استفاده از برخی هنرمندان برای تبلیغ مفاهیمی که هرچند جزو ارزش های مردم محسوب می شود اما قالب هایی تصنعی به خود میگیرند و در حد آثار سطحی هنری باقی می مانند نمی تواند آنگونه که باید مردم را جذب کند. و این تصمیم گیران حال با اقدامی مواجه شده اند که خلاف تصوراتشان است. این را میتوان از واکنش‌های متعارض روز آغازین فهمید. نیروی انتظامی در ابتدا به برخورد با برخی تجمعات پرداخت و صدا و سیما به درستی خبر را منتشر نمی‌کرد؛ اما در روزهای بعد علاوه بر همراهی رسانه ملی، سایر مسئولان پیام‌های تسلیت خود را منتشر کردند و هرچند وزارت ارشاد متولی برگزاری مراسم نشد اما علی مرادخانی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد به نمایندگی از این وزارتخانه به سخنرانی پرداخت. چنین تجمع هایی که در سالهای اخیر همگی با برچسب سیاسی خوردن و شکلی از مقاومت در برابر رسمیت تلقی می‌شدند و سریعا در برابر آن واکنش نشان داده میشد این بار به عنوان پدیده‌ای متفاوت مطرح می شد. پدیده ای که به هیچ وجه کارکردی سیاسی نداشت و ابعاد جدیدی از مردم جامعه را به حاکمیت نشان میداد. ابعادی که حتی امکان زدن چنین برچسبی هم بر آن ممکن نبود.

از سوی دیگر روشنفکران، جامعه شناس و تحلیل گران عرصه های مختلف که همواره ادعای درکنار مردم بودن را داشتند، این بار تنها نظاره‌گر سوگواری مردم برای هنرمندی بودند که آنها حتی نامش را هم نشنیده بودند. "جامعه روشنفکر ایران ارتباطش با بدنه جامعه قطع است" ، این جمله به راستی گویای وضعیت کنونی روشنفکران جامعه ماست. روشنفکرانی که صرف انتشار سخنانی از آنها حتی اگر کاملا بیگانه با جامعه باشد آنها را تبدیل به فعالان جامعه می‌کند. کسانی که مدت هاست با فاصله گرفتن از توده مردم تصور می‌کنند می‌توانند جامعه را به حرکت در بیاورند. شاید همین دوری است که اینگونه آنها را در بهت و حیرت فرو برده تا چنین اتفاقی را پدیده‌ی اجتماعی بنامند.

در سالهای اخیر بارها شاهد جوسازی ها و نمایش های خیابانی مختلف بوده‌ایم، همواره بخشی از جامعه پس از هر رخدادی صرفا به جوسازی پرداخته و با همراهی نااگاهانه سایرین فضا را متشنج می سازد؛ اما آنچه این رخداد را متفاوت از موارد دیگر می‌کرد گستردگی بی سابقه آن نسبت به موارد اخیر و متفاوت بودن ابعاد آن بود، به طوری که حتی اساتید دانشگاهی را برآن داشته تا با انتشار مقالات مختلف به بررسی دلایل اجتماعی آن بپردازند. پس ساده انگارانه است که چنین مساله‌ای را به جوسازی رسانه‌ای و حرکات خیابانی تقلیل دهیم و برچسب هایی همچون مرده پرستی به آن بزنیم، چرا که حداقل پس از گذشت یک چند هفته همگی به این باور رسیده ایم که این اتفاق پدیده‌ای اجتماعی و نیازمند تحلیل است. اتفاقی که به بسیاری فهماند هنوز هم این مردم هستند که تعیین کننده اند، که نام هنرمند بر کسی می‌گذارند، که نبض تغییرات جامعه را در دست دارند .مردمی که باید به آنها اعتماد کرد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١٥
١
٠
بسیار تحلیل به جا و خوبی بود. البته پاراگراف چهارم عمومیت نداره و هنوز هم هستند و دیده ام روشنفکرانی که این حرکت مردمی را همراهی کردند و نشون دادن که با مردم همگام و هم آهنگن.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
ازشایعه بدمممممممممممممممم میاددددددددددددددد
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٥
٢
٠
"جامعه روشنفکر ایران ارتباطش با بدنه جامعه قطع است" ... با این جمله متن (که ظاهرا نبض مطلب را دستش گرفته است) موافق نیستم. خیلی راحت قضاوت کردید و رای صادر شد جناب مطهری.
t_motahari
t_motahari
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
این جمله رو من از عمد داخل پرانتز قرار دادم چون نقل از یکی از روشنفکران بود دقیقا در رابطه با این موضوع
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٧
٠
٠
متوجه شده. پس کاش از گیومه استفاده میکردید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
هنوز داستان داریم پس (-_-)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
اره! بحث تازه داره سیاسی میشه :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
هووووو فکر نکنم این موضوع حالا حالا تموم بشه...مطلبتون خیلی خوب بود :)
t_motahari
t_motahari
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
ای کاش همه مسائل در جامعه ما زود به پایان نمی رسیدند البته به شرطی که ادامه پیدا کنند برای اینکه از نظر علمی روی اونا کار بشه
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
اتفاقا من فکر می کنم در بطن این حرکت بین مردم عادی باز گروه های سیاسی داشتن ریشه می دواندن..
t_motahari
t_motahari
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
این روزها حرف های سیاسی در حوالی هر موضوعی وجود داره. ولی خانواده این خواننده با واکنش سریعشون تونستند حواشی رو سریع متفرق کنند. همه اینها رو به طور خلاصه در متن ذکر کرده بودم
m_meisam
m_meisam
٩٣/٠٩/١٦
٠
٠
خوشم میاد از بحثو پیچوندن...خوب بود!
حنا
حنا
٩٣/٠٩/١٨
٠
٠
چرا از هر چیزی می خواید مطلب سیاسی بیرون بکشید این حکومت کی طالب موسیقی بوده که حالا بخواد باشه واقعا بیکارین می شینین سه ساعت مطلب تایپ می کنین که چرا حکومت ناراحتی اش را ابراز نکرد واقعا وقتتان انقد بی ارزش است؟نمی گم مرتضی پاشایی خواننده نبود من خودم گوش می دادم ولی واقعا مرگ یک هنرمند انقد تحلیل نیاز داره؟
t_motahari
t_motahari
٩٣/٠٩/١٩
٠
٠
من تمام اینها رو نوشتم تا درباره اهمیت اجتماع و مسائل اجتماعی بحث کنم. کجای این حرف سیاسیه واقعا نمیدونم. بد نبود یک بار درست مطلب رو میخوندید چون من اصلا با میزان توجه حکومت به موسیقی کار نداشتم. درضمن همه جای دنیا کوچکترین ابعاد هر اتفاقی تحلیل میشه تا براش تصمیم گیری بشه حتی اگر در سطح یک محله باشه
شازده کوچولوی عینکی
شازده کوچولوی عینکی
٩٣/٠٩/١٨
١
٠
"شاید همین دوری است که اینگونه آنها را در بهت و حیرت فرو برده تا چنین اتفاقی را پدیده‌ی اجتماعی بنامند. " خیلی موافقم نیلو جان ..!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
مرتضی پاشایی کسی نبود که ارزش این همه حاشیه و سرو صدا را داشته باشه،
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٠٨
٠
٠
اهنگاش تا سر حد مرگ ازار دهنده بود..بس که غمگین میخوند حتی یکی از دکترها گفته بود به خاطر بیماری روحی که داشته دچار سرطان شده..و جالب اینجاست که مرتضی هیچ وقت شکست عشقی نداشته..و چون موسیقی غمگین در ایران به دلیل غریبی پرطرفداره..خواننده شد و یه عده را عزادار کرد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠