بی هوا نمی‌شود نوشت...
کلمات هم احساس دارند

بی هوا نمی‌شود نوشت...

نویسنده : t.m

این‌که همین‌جوری ؛ بی هوا بیایی و بخواهی مطلب بنویسی نمی‌شود! حتی اگر دلتنگ نوشتن شده باشی .

کلمات هم احساس دارند، می‌فهمنت و برای همین است که آرامت می‌کنند وقتی دلت گرفته  است. برای همین احساس‌شان هم که شده؛ باید با احساس نوشت ...

همین‌جور که بی‌هوا بخواهی بنویسی؛ دست هم را می‌گیرند و قهر می‌کنند و می‌روند پشت همان کوهی که عمو زنجیر باف؛ زنجیرش را آن جا می‌انداخت.

و قایم می‌شوند...

 قایم می‌شوند و حالا باید بشوی فرهادی که بیستون بی‌احساسی را تیشه بزند.

دلتنگ بودن برای نوشتن کافی نیست. احساس هم می‌خواهد وگرنه متن می‌شود به سردی این هوای بس ناجوانمردانه سرد...

به سردی همین مطلب...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
شایدبه سردی این هوای سرددرست باشه ولی سردی این مطلب نههههههههههههههههههه متن زیباییی بودممنوننننننننننن
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
زیبا بود،ممنون
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
:)قلمتون گرم:)این متنم زیبا بود
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
سلام ... برعكس اينقده، بي هوا حال ميده بنويسي و خوبيش اينه كه هيشكي نميفهمه چي نوشتي
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
:) دقیقا
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
زیبا بود...تشکر
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
خیلی زیبا... و به ویژه پایانی بسیار بسیار نافذ و ماندگار.
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
کاملا موافقم با این. :)))
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
بسیار زیبا. اما مطلبتون حس داشتف سرد نبود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
سلام: ممنونم. زنده و پاینده باشید.
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
متنتون سرد نبود؛چون دارین از احساسات پنهان کلمات حرف میزنین پس خود کلمات گرمابخش میشه واسه این افشای راز!زیبـــــــــــــــــــابود...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
گاهی آره (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات