ما و چاردیواری‌های‌مان....

ما و چاردیواری‌های‌مان....

نویسنده : s_sabouri

همان اندازه که مقدم بودن مرغ بر تخم مرغ یا برعکس برای ما سوال است جامعه شناسان هم مانده‌اند توی این‌که بالاخره جامعه مولد انسان‌ها است  یا مولود آن‌ها؟ شهید مطهری در کتاب فلسفه تاریخ نظری دارند قریب به این مضمون که: اگر انسان را غیر از بدن مادی حیوانی بدانیم باید بپذیریم که تفکرات، گرایش‌ها، الگوها و بایدها و نبایدها تماما اکتسابی هستند و اگر آن‌ها را از یک انسان بگیریم دیگر چیزی جز یک بدن باقی نمی‌ماند.

درعوض جامعه هم برایندی از روح و باورهای همین انسان‌هاست، یعنی روح جامعه (مذهبی بودن، لاییک بودن، کمونیست بودن، درکل ارزشی و ضد ارزشی بودن) حاصل باورهای همین انسان‌هاست که گاها نوآورانه هم هست.

ته تهش یعنی این‌که آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم چاردیواری ما اختیاری نیست، یعنی علاوه بر این‌که تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم باورهای جامعه هستیم خواه، ناخواه اثر گذار هم هستیم و اگر بخواهیم غارنشینی را که تنها جاییست که چاردیواریتان کاملا اختیاری است کنار بگذاریم و به دنبال زندگی مدنی باشیم چاره‌ای نداریم جز همراهی با هنجارها و دوری از ناهنجاری‌ها. 


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
نگارا
نگارا
٩١/١١/١٨
٠
٠
جامعه که جز چهر دیواری ما حساب نمیشه!اونجا بله باید طبق موازین بود تا جایی که امکانش هست!اما خونمون تا یه حدی اختیاری هست تا جایی که باعث آزار دیگران نشیم!
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/١٨
٠
٠
بگم؟ نگم؟ !!!!
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٩
٠
٠
بگو
h-hamed
h-hamed
٩١/١١/١٨
٠
٠
دختر ۱۴ ساله تو فیسبوک نوشته: “از همه مردا متنفرم” . فک کنم دوست پسرش پفک شو خورده… آخی!
h-hamed
h-hamed
٩١/١١/١٨
٠
٠
به تعدادی راننده تاکسی جهت تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه در شبکه خبر نیازمندیم ! والا.
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٨
٠
٠
بعععععععععععله!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/١٨
٠
٠
همراه شو عزیز
mhv1994
mhv1994
٩١/١١/١٨
٠
٠
و برای زندگی باید به قوانین اجتماعی احترام گذاشت و با معضلات کنار اومد
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/١٨
٠
٠
گاهی نباید کنار اومد
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٨
٠
٠
خب همینه دیگه زندگی مدنی..... نمیشه همش بگی چاردیواری اختیاری.....باید به قوانین احترام گذاشت.... البته قوانینی که شرع و عقل بپذیره.....
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٩
٠
٠
اینجوری میشه بقیه رو با رفتار جذب کرد بانو:)
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١٨
١
٠
این رو تو وبلاگ یکی از بچه ها خواندم: که امام در فرانسه اجازه ذبح گوسفند رو نمی دادند چون با قوانین انجا در تضاد بود و به قوانین انجا احترام می گذاشتند ..تو خود حدیث مفصل به خوان از این مجمل...
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٨
٠
٠
چه جالب...... مرسی سمانه جان.....
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٨
٠
٠
باید همرا کرد بقیه رو تا جذب شن!
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٨
٠
٠
راه درستش هم همینه ، دوری از هنجارها ! همراهی با هنجار ها هم پیشکش ...!!!
وصال
وصال
٩١/١١/١٩
٠
٠
منم در مورد کوروش خوندم که خیلی به قوانین مردم در کشورهایی که فتحشون میکرد احترام میذاشت روحش شاد کوروش رو میگم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠