زندانی حصارهای شب...

زندانی حصارهای شب...

نویسنده : s_sepid

گاهی چنان شکسته می‌شوی که تا روزها روی زانوهای خم شده راه می‌روی. چنان خرد می‌شوی که همه سال‌های جوانیت را یک باره پیر می‌شوی و آن وقت کنار همان لحظه‌ها می‌مانی، روزهایت حرکت نمی‌کنند، هفته‌هایت کنج عصر جمعه گیر می‌کنند و این می‌شود تمام حواس زندگیت؛

یک زخم، یک کوله بار خالی شده از احساس و پر از تنهایی.

می‌شوی یک عمر  که تمام خاطراتت یک دفتر سفید می‌شود.

تمام عطرهای بهاریت می‌شود یک شاخه یاس که شبی بی‌خبر از کنار حیاط زندگی‌ات دزدیده‌اند. می‌شوی زندانی این حصارهای تاریک شب.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
چه قدر غمــــناک ودر عین حال زیبا بود....!همین الآن یه رمان میخوندم دقیقابا همین حس وحال؛هنوز تو حال وهوای اون بودم وشدیدا بغضم گرفت با خوندن این مطلب:(((((((((((
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خیلی زیبا بود:))))))))))))))))))ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سلام ... مطلب رواني بود فق «که تا روزها روی زانوهای خم شده راه می‌روی» كمي سخت بود
فائزه
فائزه
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ و با احساس بود .متشکرم
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
زیبا بود... ممنون.
salma
salma
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
زیبااااااااااااااااااا ممنوننننننننننن این حال دقیقاحس الان منههههههههههههههه
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
چه با احساس :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٥
٠
٠
ان شالله هیچ وقت رنگ غم نبینی (^_^)
s_sepid
s_sepid
٩٣/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام به همه دوستان با احساس از نظرات گرم شما بسیار سپاسگزارم.
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات