رضایت خودم یا دیگران؟

رضایت خودم یا دیگران؟

نویسنده : v-qavam

از همان اوان کودکی از این که همزمان چند کار به من محول کنند متنفر بودم

مثلا اگر مادر میگفت وحید رفتی نون بگیری دو کیلو گوجه و یک بسته پنیر هم بگیر تا مدت ها به زمین و زمان فحش می دادم و بخت شوم خودم را لعنت می کردم. بزرگتر هم که شدم این اخلاق خوب خوشبختانه همراهم بود.

تصور کنید مسئول واحد از شما آماری میخواهد هم زمان همکارت  برای مشکل نرم افزاریش کمک می خواهد همزمان ارباب رجوع هم با سر و صورت خونی به اتاقت می آید. آن وقت است که تا تمام شدن یا بعضا ناتمام ماندن همه کار ها لبم به غرغر و حرص خوردن می جنبد.

خلاصه اینکه هیچ وقت از تعداد درخواست‌ها و دستور‌ها و مشغله‌های ذهنی کم نمی‌شود فقط هر چه بزرگتر می‌شوی مسئولیت و شدت آن ها بیشتر میشود.

اگر در کودکی خرید نان و پنیر و گوجه همزمان می‌شد حالا ثبت نام آزمون برای برادر و کپی گرفتن جزوه خواهر و کمک به تعمیر ماشین پدر و رساندن مادر به مراکز خرید و فلان کار برای فلان دوست و ... به همه مشغله های انجام نشده ام مضاعف می‌شود و این وسط تنها کاری که انجام نمیشود همین مشغله های خودم است.

آسوپ می‌گوید : "نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می‌خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید"

شما با این گفته موافقید یا مخالف؟ چرا؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
بااین صحبت که ممکن ازبعضی کارها عقب بیافتیم موافقم ولی وقتی کارکسه دیگه ای روانجام میدی نوعی احساس رضایت میکنی که خیلییییییییییییییییییی حس خوبیهههههههههههههههه راستی بایک خورده برنامه ریزی میشه همه کارارودرست انجام دادوبه موقع
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
اخ ارررررره خييييلييييييي موافقممممممم , واقعا گاهي ايينقد سرادم شلوغ ميشه ك ادم هنگ ميكنه, حالا باز شما بزرگترين و مسئوليتاتون بيشتر, خدا صبرتون بده, مطلب خيلي خوبي بود, حرف دل خيلي از ما :-)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
سلام:امیدوارم که همیشه پیروز و سلامت باشید.
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
موافقم... دقیقا همینطوره. ممنون از دقت نظر شما.
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
وااااااااااااای اگه 2 تا بچه ..نه 3 تا داشتین چکار میکردین؟؟؟ بعضی وقتا دلم میخواد بزارم برم......................
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
مدیر واحد ما هم همینجوریه. صبح میاد میشینه پشت سیستمش 500 تا نامه اتوماسیونی ارجاع میده سمت من با تیتر حال بهم زنی "جهت پیگیری و اقدام" ینی میخام یکشمشااااااااا
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
دقیقا من این روزها همچین وضعیتی دارم :|
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
:))) عالی اون جمله آخرش تکوندهنده بود :د بار ها هم رسیدم بهش شخصن :دی نمیشه عملن عمرن رو راضی نگه داشت :/ آخرش باز همه به تلنگری ناراضی هستن :د
Zohreh_sh
Zohreh_sh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
وقتی کارها رو با نیت رضای خدا انجام بدی دیگه این حسو پیدا نمیکنی.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
موافق :) چون هیچوقت نمیشه همه رو راضی نگه داشت (-_-)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
راست گفته "آسوپ" واقعا نمیشه همه رو راضی نگه داشت! تو شرایط عادی اصلا نمیشه!
s_setareh
s_setareh
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
هیچ وقت نمیشه همه را از خودت راضی نگهداری همیشه یکی هست که با وجود همه تلاش تو بازهم ناراض
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨