آغاز آفتاب... / شعر
شعری سروده خودم

آغاز آفتاب... / شعر

نویسنده : saiideh70

شاید،

سهم ما از زندگی،

این است که در خانه‌های‌مان،

با ستاره‌های بی‌نور،

سر کنیم...

شاید،

سهم ما از زندگی،

این است که،

این مرده ستارگان را،

به دست، باغ شب بسپاریم و

گل‌های تاریکی را،

بنشانیم بر تن،

نا امیدی باغچه...

شاید،

سهم ما از زندگی،

این باشد که خیال ماه را،

در انتهای ذهن پنجره،

برای همیشه،

پنهان کنیم...

اعتراف کن!

ما،

مجبوریم،

وقتی که سپیده دم می‌آید،

فراموش کنیم،

ماه و ستاره‌ها را...

و پر شویم از،

آغاز آفتاب...

=============

پ.ن: نظر، انتقاد و پیشنهاد فراموش نشود!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ahmad.sedaghat
ahmad.sedaghat
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
ممنون :)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
مثل همیشه روان و زیبا و زیبا
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خجالت میدین جناب البته به پای اثار شما که نمی رسه !
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
دوست خوبم متن شما از احساس و تفكر خوب و نگاه زنده اي سرچشمه گرفته اما اشكالاتي داره كه در صورت رفعش مطمئنا به جايگاه بهتر و محكمتري دست خواهيد يافت؛ ما در شعر از علايم دستوري مثل ويرگول استفاده نمي كنيم مگر و مگر در موارد بسيار خاص و اجباري!! و اينكه از حروف ربط مثل "را" هم بسيار كم استفاده ميشه در شعر ... متن شما بيشتر قابليتهاي يك متن ادبي رو داره و نه يك شعر! هرچند باز هم ميگم كه اگر كمي هرس بشه غناي شعر رو بيشتر پيدا مي كنه. همچنين در شعر سپيد درسته كه فكر مي كنند راحت ميشه قدم زد اما بايد اين قدمها محتاطانه باشه. يعني اينكه ما نبايد لقمه رو بجويم و در اختيار مخاطب بذاريم! بايد كمي از معلومات و بديهيات كم كنيم و به خواننده هم اجازه بديم كه با تخيل موجود در شعر هماهنگ كنه خودش رو و نه اينكه فقط تخيلات ما حاكم بر روح شعر بشه و تحميل بشه به خواننده و تخيل خواننده رو به نفع خودش ضبط كنه! ... در شعر نياز به توضيحات و توصيفات فراوان نيست و كمي هم اسرارآميزتر كردن دنياي شعر مسلما بر زيبايي و پخته تر شدنش خواهد افزود.///موفق باشيد.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
اولا ممنون که اینقدر عمیق توجه داشتید ... راسش من به این خاطر از ویرگول استفاده میکنم که اونظوری که خودم میخونم بقیه بخونن یعنی با مکث...میشه یه مثال بزنید اخه من متوجه نشدم چرا میگین روحیات خودمو القا میکنم... راستی در مورد قالب من خودم نمی دونم اینا شعر یا متن ادبی ولی دوستان زحمت میکشن و اسمش میزارن شعر !
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
بله من هم متوجه شدم که شما خواستید مکثهای ذهنیتون رو به خواننده هم منتقل کنید اما شعر خودش این کار رو براتون انجام میده و ضرورتی نداره از ویرگول استفاده کنین. به خصوص شعر سپید که در بریدگیها و ابیات شکسته خودش این کارو به راحتی انجام میده و از زحمت شما کم می کنه و در هر سطر تا سطر بعدی خود به خود مکثی مستتر هست. همونطور که گفتم شعر شما مفاهیم خوبی داره و فقط کمی باید هرس بشه یعنی این که از توضیحات زیاد خودداری کنی و بیشتر به پیچ و تاب دادن کلمات و استفاده از واژه های تازه و لفافه بندی رو بیاری! یه مقدار جسارت رو در شعر باید بالا ببریم و از کاربرد کلمات جدید نترسیم./ شعر بیش از توصیفات به لغات متنوع احتیاج داره. بهت توصیه میکنم که اشعار شاعران بزرگ مثل شاملو، فروغ، سیدعلی صالحی، شمس لنگرودی، یدالله رویایی و حتی غزلسرایان معاصر رو بخونی. اونوقت خودت مسیرت رو پیدا می کنی.///موفق باشی.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
دقیقا ولی نمی دونم چرا به این واژه ها انس پیدا کردم :))))))
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
زیبااااااااااااااا ممنوننننننننننننننننننن
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
تشکر...
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
سهم ما از زندگی همه چیزایی که خدا بهمون داده
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
اون که البته!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلی زیبا بود:))
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
tnx
s_mohsen
s_mohsen
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلی خوب بود:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
:)
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
موفق باشید، لذت بردم.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
تشکر کامران خان
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
من از بس عاشق ماهو ستاره هام تو روزم فراموششون نمیکنم... بازم قشنگ بود....تشکــــــــــــــر (^_^) به امید موفقیت بیشتـــــــــــر.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
منم همینظور کلا یه حس خاصی نسبت بهشون دارم ... ممنون از تو عزیزم:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
سلام ودرود برشما. دلنشین بود.متشکرم
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
درود بر شما استاد عزیز پسیار ممنون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سلام: خواهش میکنم.سلامت باشید.
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
به نظر من تکرار این شاید سهم ما از زندگی این است نبود بهتر می شد !:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
بله اینم میشه :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
خیلی خوب بود بنظر منکه:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
تشکر علی اقا :)
مهسا
مهسا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
واقعا که بی مزه بود. چقد ادمو از زندگی ناامید می کنه
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
اگه با دقت خونده باشین درسته نامیدی داره ولی اخرش به امید ختم میشه . با تشکر از نظرتون
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سلام و درود...سلامت و پاینده باشید :) لذت بردیم!
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
درود بر شما ... خوشحالیم که لذت بردید !
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
سعیده جان خیلی زیباست اولی ک میخوندم فک نمیکردم پایانبندیش انقد خوب باشه..خیلی خوشم اومد و ممنونم برای نکاتی که هدی جان گفتن..یادگرفتم:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٩/١٤
٠
٠
ممنون عزیز دلم از هدی جان هم متچکرم!
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
چقدر قشنگ تمام عناصر آسمان رو توی یک شعر کنار هم چیده بودید...شاید واقعا سهم ما همین باشه از زندگی...خسته نباشید :)...ممنون!
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
سپاسگذارم ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨