این بلاتکلیفی‌های لعنتی...

این بلاتکلیفی‌های لعنتی...

نویسنده : f_esmaeili

گاهی وقت‌ها، بعضی روزها، به جایی می‌رسی که غرورت را له شده به حساب می‌آوری. احساس می‌کنی دیگر دلت برای کسی که حتی بعد از چند ساعت کوتاه دوری تنگ می‌شد، تنگ نمی‌شود.

احساس می‌کنی نبودش تاثیری روی حال دلت ندارد!

احساس می‌کنی بودنش حال دلت را خوب نمی‌کند.

کنارت آرامَش نمی‌کند و کنارش آرام نمی‌شوی.

همه تلاش‌هایت برای بودن با هم، نزدیک بودن به هم، خوب بودن با هم، دوست داشتن هم، همه را نادیده می‌گیرد.

این‌جاست که باید بگویی خداحافظ و بروی! بروی تا شاید دلش برایت تنگ شود! بروی تا شاید نبودنت را حس کند! بروی که بفهمی و بفهمد ارزش بودنتان با هم را!

اما نمی‌توانی!

دو دلی و دودلی اصلا چیز خوبی نیست!

احساس می‌کنی بودنش برایت مثل قرص آرام بخشی ست و همین که منتظر یک اس.ام.اس از او باشی برایت کافی ست!

فکر می‌کنی همه این حس‌ها به دلیل عصبانیت بیش از حدت به خاطر دعوای اخیر باشد.

فکر می‌کنی اگر بروی نبودنش دیوانه‌ات می‌کند.

داغان می‌شوی.

آرامشت مدیون بودنش است، حتی اگر تعداد دعواهای‌تان از تعداد روزهای صلح‌تان بیشتر شده باشد.

این‌جاست که می‌مانی، نمی‌روی و می‌گذاری این بلاتکلیفی لعنتی حال تمام روزهایت را بگیرد!

=============

+ ماجرا عشقی نیست، فقط حاصل ناآرامی‌هاییست که جدیدا به خاطر کمی دور شدن از یک دوست آرامش دهنده نصیبم شده! همین !

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١١
١
٠
خیلی زیبابودددددددددددددد طوری که سه سال گذشتم ازجلوی چشمام عبور کردددددددددددددددددددددددددکاش هیچ وقت برنگردههههههههههه
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
چ دل پری داری
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
خیلیییییییییییییییییییییی خداکنه هیچ کس مثل من نباشههههههههههههههههههه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
سلام:همواره قلبتون سرشار از شادمانی باد. تنهـــائی وغم بامنِ بیــــــچاره قرین اسـت / اعماقِ وجودم همه،درداسـت وغمین است // دلدارکه دوراسـت زِمن یک شـب وروزی / افســــرده دلم،مرده وجودم،چوزمین اسـت // یارم چونباشــــــدبه بَرَم،نیســــت تبسّــــــم / اورازِخـــــــداخواهم واین راه بهیـن اسـت //
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
خیلی زیبا بود و صادقانه.... . لذت بردم.
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
با بند بند وجودم فهمیدمت!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٩/١٢
٠
١
حال این روزهای من حالم خراب نیست دلم تنگ و نگرانه...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/١٢
١
٠
:| فکر کنم همه حداقل یه بار این حس بلاتکلیفیه لعنتی رو تجربه کرده باشن
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/١٢
١
٠
امیدوارم آرامشتون سریع برگرده...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١٢
٠
٠
او بي خبري دارد و هم بي بصري را/كز روي تو نشناخته گلبرگ تري را/كي فرق دهد ديو و پري را ز هم امروز/ان كو ندهد فرق ز هم ديو و پري را...اوهوم درس میگی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤