تسبیح بژ مرواریدی!

تسبیح بژ مرواریدی!

نویسنده : اکرم انتصاری

چند روز پیش وقتی با اتوبوس از دانشگاه برمی‌گشتم -بعد از یک امتحان سخت- و اتفاقا خیلی هم خسته بودم، یک صندلی خالی پیدا کردم و نشستم، ایستگاه بعد که خانم تقریبا میانسال-البته نه زیاد میانسال- سوار اتوبوس شد.

چیزی نگفت اما از چهره‌اش کاملا مشخص بود که خیلی خسته‌تر از من است. من هم بدون این‌که چیزی بگویم بلند شدم تا او بشیند وخودم را لابه‌لای جمعیت شلوغ اتوبوس گم کردم.

فکر کردم من را گم کرده، اما وقتی چند ایستگاه بعد خواست پیاده شود، با یک تسبیح بژ مرواریدی در دستش به من نزدیک شد و گفت: امسال از مکّه آوردمش مال تو!

من کاری نکرده بودم، آن خانم این محبت را کرد، حالا ببینید برای خدا کاری کنیم خدا چه‌طوری محبت می‌کند به ما!
-------------------
پ.ن: من ماشین ندارم خب، این‌جوری نگاه نکنین جیمی‌های عزیز


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kavir
kavir
٩١/١٠/٢٠
١
١
نکته داستان این بود من ماشین ندارم کمل همینو می [واستی بیان کنی خواهر من ؟ از اول می گفتی خو
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢١
١
٠
نه بانو هدفمان رضای خدا بود ولا غیر:)
kafshdozak
kafshdozak
٩١/١٠/٢٠
١
٠
دستش درد نکنه ! چقدر مهربون بوده...
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢١
٠
٠
آره واقعا من جا خوردم خودم!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/٢٠
١
٠
کاملا درست می فرمایید.متنتون نکات آموزنده زیادی داشت.واسه منم تاحالا پیش اومده.تا وقتی پیاده میشن نگاههای محبت آمیزشون به آدمه.
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢١
٠
٠
مرسی بانو:) گفتیم بقیه جیمیها هم فیض ببرند خب
sahar
sahar
٩١/١٠/٢٠
١
٠
آخی چقدر این جور اتفاقات قشنگ و دلنشین هستن.حس خوبیه وقتی بدونی دعای خیر یک نفر پشت سرته...
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢١
١
٠
دل من پشت سرت کاسه آبی شد وریخت کی شود پیش قدمهای تو اسپند شوم! دعای خیر بسی خوب می باشد!
Terme-A
Terme-A
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
تحت تاثیر قرار گرفتم...اشک تو چشام جمع شد....
m - O
m - O
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
منم ماشین ندارم خب ... بیخیآل این حرف ـا ! مهم معرفته ! :دی
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢١
١
٠
ماشینم آرزوست ؟..........
s.a
s.a
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
آخی....... چه مهربوووووووون!
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/٢١
١
٠
باریکلا ! کی بود میگفت این حوالی وجدان و انسانیت نداریم و اینا ! بفرما ازین انسانیت بیشتر؟؟؟؟؟ آورین دختر گُلم!
مجید
مجید
٩١/١٠/٢١
٢
٠
آفرین جوون زن!!!!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/٢١
١
٠
آفرین....کارت حرف نداره
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٢١
٠
٠
باریک..........
z/-\hra
z/-\hra
٩١/١٠/٢١
٠
٠
ما کار خوب می کنیم نمیفهمن بقیه حالا شما...... ههههه
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٢١
٠
٠
من قصد جلب توجه نداشتم منظور من جمله ی اخر بود این که فخر فروشی نداشت به خدا.
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/٢١
١
٠
خدا ازت قبول کنه.. ولی اگر ماشین هم داشتی تو این هوای الوده مشهد که در حد هشداره نباید بیاریش بیرون این هم یه جور جوانمردیه ...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٢١
١
٠
معلومه هنوزم آدمای خوب زیادن ... ممنونم ازت
Baran-A
Baran-A
٩١/١٠/٢١
١
٠
وااااای مطلبت عالی بود...مرسی.
میثم
میثم
٩١/١١/٢٤
٠
٠
این از اون اتفاقایی بود که حال آدمو جا میاره حسابی
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات