مرگ یعنی او دیگر بر نمی‌گردد

مرگ یعنی او دیگر بر نمی‌گردد

نویسنده : r_zeyghami

مرگ یعنی  منتظر هیچ اتفاقی نیستم. برایم فرقی ندارد او می‌آید یا نه، برایم مهم نباشد که تیم مورد علاقه‌ام برنده بشود یا نه، این‌که گلدونم گل بدهد یا خشک بشود برام مهم نباشد.

مرگ یعنی من دیگر نمی‌خواهم آن چیزی بشود که من می‌خواهم

یعنی آنی که من میخواهم نیست

نه؛

آن هست، اما مال من نیست.

پس چه فایده که من منتظر یک اتفاق جدید باشم؟

اتفاقی که هیچ وقت قرار نیست بیافتد

مرگ یعنی او دیگر بر نمیگردد

...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
تلخ ولی زیبا بود..ممنون
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
شیرینی متن زیباتونننننننننننننننننننننننننننننن باتلخی کلماتتون جالببببببببب بوددددددددددددددددد
Narges_V
Narges_V
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
عاليييييييييييييييييييي
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
متن زیبایی بود... کاش توصیفات بیشتری بکار می بردید.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
مرگ یعنی امید نداشتن به خدا
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
مرگ ینی بریدن از همه چی ...
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
خیلی خوب بود
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/١١
١
٠
امیدت به خدا باشه...یک نگاهش همه چیز زنده میکنه اون رحمان ترینه...
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٩/١١
١
٠
خیلی قشنگ بود..........ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١١
١
٠
تا بشکند امروز طلسمم٬ برخیز / تا غصه جدا شود از اسمم برخیز/ این جسم ندارد آرزویی جز خاک / ای روح ! به احترام جسمم برخیز..... گاهی شاید.... قشنگ نوشتــــی(^_^)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
١
٠
سلام:خیلی خوب بود.قلمتان ماندگار وخدا یارتان باد.ممنون
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/١٢
٢
٠
اما فقط ادامه بده...این روزهای هولناک را...نیستی و اتفاق های تلخ ساده می افتند...نیستی و ترس های کوچک، بزرگ می شوند...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
سلام دوستان ممنونم از نظرات خوبتون امیدوارم بازم برام نظر بذارین
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
سلام...وقتی داشتم متنتو ن رو می خوندم...حس کردم در وصف من گفته شده متاسفانه. مرگ یعنی بیدار باشی ولی خودت رو به خواب بزنی وقتی هیچی برات مهم نباشه خیرت به هبچکی نمی رسه.... ممنون شاید تلنگری شد که منم از خواب بیدار شم و همه چی برام مهم باشه فقط آدمهای خودخواه هیچی براشون مهم نیست...
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٠/٢٩
٠
٠
خوشحالم که پسندیدی دوست خوبم! درسته مم ممکنه در زنده بودن ما جریان داشته باشه انرژی گرفتم که تلنگری بود براتون!
لیلا
لیلا
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
فقط عکس متن را پسندیدم
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٥/١٢
٠
٠
خوب این خاصیت هر متنی هست که بعضی ها نمیپسندن و بعضی ها دوستش دارن.ممنون که وقت گذاشتی و متن رو خوندی
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠