کخ خریدتان را بُکشید!
وسواس خرید چیست و در مواجه با آن چه باید کرد؟

کخ خریدتان را بُکشید!

نویسنده : f_tasnim

قدم‌هایی که قرار است زودتر به محل ِ کار برسد ناخودآگاه می‌خکوب ِمغازه لباس فروشی حاشیه خیابان می‌شود. بی‌اختیار داخل مغازه می‌شود و چشمش به لباسی می‌خورد که همین چند روز پیش خریده بود و می‌دانست احتیاجی به آن ندارد. بی فکر به نیاز دستش را روی چند لباس و روسری می‌گذارد و از فروشنده می‌خواهد که حساب کند. بی‌آن‌که بداند باقی مانده پول‌هایش چقدر است و چقدر باید باشد تا مجبور نشود مسیر برگشت را پیاده برود. هیچ چیز مهم نیست، جز خرید! خرید چیزهایی که نیازی به آن‌ها نبود اما باید خریده می‌شد!

وسواس خرید کردن، مشکلی که دارد روز به روز بیشتر گریبان گیر آدم‌ها می‌شود و کسی فکر نمی‌کند شاید این مدل جنون آسا خرید کردن بیماری باشد. بیماری که تا وقتی زندگی‌اش را مختل نکند به فکر درمان آن نخواهد افتاد.

 

|| حس خوب یک خرید

می‌گوید یکی از بهترین حالت‌های روحی‌ام را وقتی به دست می‌آورم که مشغول خرید کردنم. آن‌قدر آرامم می‌کند که حد ندارد. زینب مادر 33 ساله‌ای که یک پسر 13 ساله دارد و آرایشگر است. وقتی از خریدهایی که کرده صحبت می‌کند برق خوشحالی در چشمانش موج می‌زند و می‌گوید: برایم عادی شده است که بروم بیرون قدم بزنم اما سر از بازار در بیاورم و خرید کنم. گاهی حتی شده به قصد رفتن به مهمانی بیرون رفته‌ام اما آن‌قدر سرم در یک مغازه گرم شده که چند ساعت دیرتر رسیده‌ام.

او برایم تعریف کی‌کند که گاهی وقت‌ها شده که از چهار مدل روسری خوشش آمده و هر چهار تا را خریده یا یک جا حراجی کفش و کیف بوده و پنج جفت خریده و بیرون آمده است.

می‌پرسم برایت قیمتش مهم نیست؟

- خب چرا؛ قیمت که قطعا مهم هست، چون در هرحال من که خیلی حقوق بالایی ندارم.سعی می‌کنم حواسم تا حد امکان به قیمت هم باشد منتها وقتی از یک چیزی خیلی خیلی خوشم بیاید برایم فرق نمی‌کند، باید آن را داشته باشم.

وقتی می‌پرسم همه این وسایل را استفاده هم می‌کند یا نه؟ بلند بلند می‌خندد و می‌گوید: نه بابا! خیلی‌های‌شان را یک بار هم استفاده نکرده‌ام. بعضی از این خریدها آخر و عاقبتش خاک خوردن است و بعضی‌های دیگرش هم نصیب دوست و آشناهایی که از آن وسیله یا لباس خوش‌شان آمده می‌شود. البته اکثرا پولی!

 

|| من رژ می‌خرم، پس هستم

با شنیدن حرف‌های زینب به این فکر می‌افتم که حتما فروشنده‌ها از این موارد زیاد دیده‌اند و خاطرات جذاب زیادی دارند. تصمیم می‌گیرم سری به بازار بزنم و از چند نفر درباره این افراد سوال کنم.

خانم موسوی مغازه لوازم آرایشی دارد، هنوز حرف از دهانم خارج نشده می‌گوید: از این مدل مشتری‌ها زیاد دارم! شش سال است که این‌جا مغازه دارم، مشتری ثابت دارم که هر دو؛ سه روز یک بار می‌آید و  محال است حداقل شش تا رژ نخرد و بیرون نرود. از وضعیت مالی مشتریانش سوال می‌کنم که می‌گوید: قطعا دارد که اینطور خرج می‌کند دیگر.

 

 

|| چگونه کخ ِخریدمان را بکشیم؟

در اینترنت پر است از آمارهای نسبتا زیاد که حکایت از ابتلای مردم به این مشکل دارد. من به سراغ حرف‌های دکتر محمد والی پور می‌روم که با روزنامه شرق گفت‌وگو داشته و در طی این گفت و گو پاسخ سوالاتم را پیدا کردم.

- وسواس خرید اصلا چجور بیماری است؟

در این نوع اختلال میل به خرید اجناس مختلف و اغلب گران قیمت آنچنان در فرد زیاد می‌شود كه ممكن است مسائل مالي و گسستگي از ساير زمينه‌هاي مهم زندگي حتي روابط عادي خانوادگي را سبب شود. در بعضي موارد وسواس خريد كردن به دزدي بيمار گونه از فروشگاه‌ها منجر مي‌شود. بین یک تا شش درصد جمعیت کلی را افرادی تشکیل می‌دهند که در خرید کردن وسواس شدید دارند. اغلب از سن 18 سالگی آغاز می‌شود و تا وقتی که فرد به مشکل مالی برخورد نکند، زیاد رخ نشان نمی‌دهد و طبیعتا فرد هم تا آن زمان در پی درمان آن بر نمی‌آید.

- نشانه‌های این وسواس چیست؟

این افراد اکثرا با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کنند و اگر قرض بالا نیاورند قطعا شبی بدون قسط، سرشان را روی بالش نخواهند گذاشت. قیمت برای‌شان آخرین مشکل برای خرید کردن است. هیچ نیازی به جنسی که می‌خرند ندارند، حتی برای جلب توجه هم خرید نمی‌کنند و صرفا به خاطر ایجاد همان حس ِ خوب ناشناخته و کُشندهِ درون‌شان دست به خرید کردن می‌زنند.

اکثر این افراد را قشر عظیم بانوان تشکیل می‌دهند که به خرید وسایل تزئینی و لباس علاقه زیادی نشان می‌دهند، فرد مبتلا به وسواس خرید کردن نمی‌تواند در برابر اجبار پول خرج کردن مقاومت کند و در اغلب موارد بسیاری از لوازمی را که به آن‌ها نیاز ندارد می‌خرد.      

- راهکارهای درمانی این مشکل چیست؟

۱ - به هیچ وجه در فردی که این کار را انجام می‌دهد، نباید احساس گناه به وجود آورد و او را مقصر دانست، بلکه باید به آرامی سعی در تغییر دیدگاه او کرد. اجناس خریداری شده فرد را جمع کنید و مقابلش قرار دهید و درباره خریدهایی که کرده از او پاسخ بخواهید.

اگر ماهانه به او پول می‌دهید، پول را روزانه یا هفتگی در اختیارش بگذارید، زیرا دادن پول زیاد باعث می‌شود یک باره کالاهای غیر ضروری‌اش را تهیه کند. وقتی به خرید می‌رود، حتما یک نفر از قبیل خواهر یا مادر و… را همراهش بفرستید تا لااقل آن‌ها بتوانند مدیریت خرید را به دست گیرند. گرچه افرادی که وسواس خرید دارند، اغلب سعی می‌کنند تنها به خرید بروند. 

۲ - باید به فرد آموخت که رفتار اعتیادآمیز خود را با دقت زیرنظر بگیرد. مثلا به او بگویید: جدولی تهیه کند و در آن تاریخ، دفعات انجام این رفتارها، مدت زمان صرف شده در هر بار، مقدار پولی که خرج کرده، احساسی که داشته، افرادی که در این رفتار با او همراهی کرده‌اند و هر چیز دیگری را که فکر می‌کند مرتبط است، ثبت کند. هرچند روز یک بار جدول را مرور کند و در آن به دنبال کشف الگو باشد. مثلا ممکن است بتواند بفهمد در چه ساعت‌هایی از روز بیشتر احتمال دارد او به این رفتار روی بیاورد یا چه احساسات، افراد یا مکان‌هایی بیشتر او را به سمت آن رفتار سوق می‌دهند. سپس به او آموزش دهید که تا آن‌جا که ممکن است در مقابل خرید وسواسی مقاومت و اضطراب به وجود آمده را تحمل کند. این کار به تسلط آن‌ها بر رفتارشان بسیار موثر است.

۳ - برای تغییر الگوهایی که در جدول فرد کشف کرده‌اید، گام‌های سازنده بردارید.  سعی کنید فعالیت جایگزینی برای او پیدا کنید تا وقتی میل پرداختن به رفتار وسواس گونه به سراغش آمد، حواس خودش را متوجه آن فعالیت جایگزین کند. باید سعی کنید فرد از شرایط و مکان‌هایی که رفتار اعتیادآمیزش را تحریک می‌کند، دور بماند.

در نهایت باید این را بدانید که این حالت یا علامت ممکن است ناشی از یک بیماری اعصاب و روان تشخیص داده نشده باشد (از جمله اختلال وسواسی یا اضطرابی یا اختلال دوقطبی یا حتی شدیدتر) و فرد باید از این لحاظ مورد بررسی دقیق روانپزشکی و روان شناسی قرار گیرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
واااااااااااي لاكاشو...ببخشين دست خودم نيس...لاك ميبينم اينجوري ميشم :)))))))))))
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
راست میگیا :)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٠٣
١
٠
من آخرین لاکی که داشتم 7 سال پیش انداختم دور!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
طبیعیه:)) راحت باش
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
جدا طبيعيه؟؟؟؟پس.....واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي لاكااااااااااااشوووووووووو
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
:)))))))هخخخخخخ
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
گزارش و متن جالب و متفاوتی بود... مرسی.
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
مم‌نون :)
par!sa
par!sa
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
تبلیغ لاک مارال ک نبوده یه وخ؟ خخخ
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
خخخخ می بی
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
چ لاک بدی م هس اتفاقا خخ
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٩/٠٢
٠
٠
خداروشکر من ازین دسته نیستم! من از خرید کردن واقعا بدددددددددددددم میاد! ولسلام :)
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
واقعا؟ بدت میاد؟چ جالب:) خواهشات:)
mahboube_a
mahboube_a
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
چه مطلب خوبی بود. تا حالا از این زاویه به خرید کردن نگاه نکرده بودم، اینکه زیادش ممکنه یه بیماری و اختلال باشه !! تشکر.
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
خدا رو شکر، خواهش:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
اون لاک قرمزه پایین سمت چپ رو میخام :|
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
:| آدرس میدم برو بخر:|
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
من نارنجي رديف سومو ميخوام :((((((((((((
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
متن زیباییی بوددددددددددددد
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
:)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
آقا دیگههههه! پس اون آقاهه کوووو؟؟؟؟ :دی
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
واقعا باس برم ازش عذرخواهی کنم با چ امید و آرزویی لپ تاپشو آورد جلو:دی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
من فک کنم در خرید ادکلن اینطوریم خخخخخ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
البته نه هر دوسه روزیا / ولی هنو اولی تموم نشده بعدی رو میخرم که یهو ناقافل تموم نشه :دی
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
بله بله این حس شما تنها یک آینده نگری بسسسیار بسیار ضعیف میباشد و اصلا هم جنون نیس:))
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
آها راستی / ممنون بابت مطلبتون خخ
فاطيما
فاطيما
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
يني من هر دفعه كه ميرم بيرون بايد يه دونه لاك بخرم....البته امار بيرون رفتنام خيلي كمه هاااااا.....مورد داشتيم از بس لاك خريدم حواسم نبوده كه چه رنگايي رو دارم بعد دوتا لاك بيه هم بودن :))))))))))))
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
پیشنهادمیکنم اون راهکارهای درمانی اون آخررو خوب ِ خوب بخونی دوباره:))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٠٣
٠
٠
خدا رو شکر ماکه نداریم.... کخ رو عرض نمیکنم ها.... از اون مهمتر، پول رو عرض میکنم (^_^) کلنی جیب خالی خیابون رفتن عادتمون شده :))))) به قول بچه ها برا تزکیه نفس خیلی خوبه ;) البته من هربار میگم شما باید پول داشته باشی و هر وقت تونستی درست خرجش کنی درواقع قدم برای تزکیه نفست برداشتی ها.... ولی خب هرکسی یه مدلی داره دیگه :)))
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
بعله بیشتر افرادی که مبتلا به این بیماری نیستن ب خاطر همینه که ندارنش! همون پول رو عرض میکنم^_^
admincheh
admincheh
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
من معمولا اگه از چیزی خوشم بیاد و احساس کنم بعدا نمی تونم مثل اونو بخرم می خرمش !اصلنم جنون خرید ندارم:|دیگه من جای شوما بودم چند تا لاک اشانتیون می گرفتم !=)
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
دفه دیگه تورو هم میبرم اشانتون بگیری:| ب منم بدی تازه:|
نگارا
نگارا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
من اگر وتقعا خوشم بیاد می خرم حتی اگه لازم نداشته باشم..واسه کفش مخصوصا خیلی اینجوریم می خرم کفشی که دوس دارم رو چیزای دیگه نه زیاد...
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
بله واسه کفش منم همینجوری م:|
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
من هم گاهی شده چیزهایی رو که دوست دارم وخوشم میاد بدون لازم بودن بخرم :( می دونم کار جالبی نیست ولی ....
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
وقتی این گاهی بشه همیشه ، میشه مرض ! وگرنه اینی که تو میگی رو تقریبا همه دارن :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/٠٤
٠
٠
خدا را شاکرم که «کٌخ» خریدم خیلی فعال نیست :دی ولی خب باید به فکر کشتنش باشم که یک وقتی فعال نشده!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
ولی ماشاالله کخ شایعه پراکنیتون شدیدا فعاله:|
maede
maede
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
خیلی کم پیش بیاد بیخودی خرید کنم مگه گاهی چیز خاصی باشه که تک باشه و خیلی خوشم بیاد! و گرنه خیلی راحت از خیلی چیزا میگذرم و نمیخرمش.واسه هر مقدار پولی که دارم قشنگ برنامه ریزی میکنم و هیچ وقت کم نمیارم چون این وسواس خریدو ندارم :)
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
خیلی خوبه:)
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٩/٠٥
٠
٠
من وقتی اعصابم خورده میرم بازار و خرید میکنم! اما نه در این حد!
حامد
حامد
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤