هر کس به اندازه جیبش آدم حساب می‌شود!

هر کس به اندازه جیبش آدم حساب می‌شود!

نویسنده : Golsa

دیروز را همیشه به خاطر خواهم سپرد. روزی که ده تا انگشت دستم را جلوی صورتم گرفتم و گفتم اگر «یک انسان سالم و کامل و عاقل و بالغ» مساوی با این ده انگشت باشد، من به اندازه یک هزارم بند کوچک انگشت کوچک خودم هم حساب نمی‌شوم.

 دیروزی که به دنبال سر مسئول آموزش دانشکده می‌دویدم و مشکلات‌مان را می‌گفتم و مثل سگ بی‌حل می‌شدم و فقط صدایش را از پشت سرش می‌شنیدم که می‌گفت: خانم من سرم شلوغه، کاری از دستم برنمیاد...

 من تندتند راه می‌رفتم و از استاد مهم‌ترین درس‌مان برایش می‌گفتم که سر کلاس‌هایش حاضر نمی‌شود، از وضع خودمان می‌گفتم، از این‌که عصرها به موزه آناتومی نیاز داریم ولی مسئولش نیست، از بدبختی‌هایمان...

 جوابی نمی‌داد...

به یاد هفته قبل افتاده بودم. همان روزی که این آقای شکم گنده سرش را تا کمر آورده بود پایین و به حرف‌های (جیغ‌های) دختر چشم سبز ورودی جدید گوش می‌داد و فقط می‌گفت چشم!

دختر چشم سبز، همانجا، جلوی آزمایشگاه پراتیک صدایش را کشیده بود بالا که فلان چیز دانشگاه‌تان مشکل دارد و این آقای شکم گنده که همه این سه سال برای ما سرش شلوغ بوده، چشم چشمی می‌کرد که بیا و ببین.

دیروز اما کارد به استخوانم رسید، صدایم را کشیدم بالا که مگر فرق من با آن دختر چشم سبز ورودی جدید چیست؟ غیر از این‌که من ترم پنجم و درگیر علوم پایه و او ترم اولی که هنوز در خم پاس کردن بیوشیمی مانده؟!

چشم‌هایش را مثل عقاب تیز کرد و گفت: چی می‌گی دختر؟ اون دختر سهمیه بین الملل داره! تو خودتو با اون مقایسه میکنی؟ دختره داره خدا تومن شهریه می‌ده، من بخاطر همین دو نفر سهمیه‌ای هم که شده وظیفه دارم همه امکانات رو براشون فراهم کنم، برای کل ورودی جدید! فهمیدی؟!

هیچ وقت در زندگی‌ام آن‌قدر تحقیر نشده بودم. بحثی نکردم! حرفش منطقی بود! منطقی است که من، با آن همه بدبختی که برای کنکور کشیدم و با آن همه جان کندن پزشکی قبول شدم، حتی بند انگشت دست آن دختر چشم سبزی نباشم که خدای انسان‌ها محسوب می‌شود! که پدرش بابا مایه‌دار است.

واقعا منطقی به نظر می‌رسید...

خودم را برداشتم و رفتم. به خودم می‌خندیدم و می‌گفتم خاک بر سرت دختر!

خودت را با کی مقایسه می‌کنی؟

گرسنه بودم ولی نصفه آدم‌ها که غذا نمی‌خورند، مثلا فتوسنتز می‌کنند شاید... دست زدم توی جیبم و تمام راه را پیاده آمدم و مدام با خودم تکرار کردم که باید یکسری حقایق را بپذیرم. گفتم تو دیگر دختر عاقلی شده‌ای، بفهم که همین قدر آدم حساب می‌شوی، به اندازه جیب خالی‌ات!

تمام راه را پیاده آمدم و از هوای آن ظهر پاییزی لذت بردم!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_hieydarpoor
m_hieydarpoor
٩٣/٠٩/٢٩
٠
١
بله متاسفانه چنین است دیگر چه می شود کرد؟ متنتون خوب بود
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٢٩
٠
١
متاسفانه...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٩
٠
١
روایتِ شاهکاری بود. بخصوص جملاتی مثل : خودم را برداشتم و رفتم.../ قلم شیوایی دارید، فقط یک کمی اگر دقت را هم چاشنیِ کلمات و جمله بندی ها بکنید حرفی نمی ماند. ساده نگاری خودش یک هنر است. همانطور که پیچاندنِ بیش از حدِ کلمات هم الزاما هنر نیست. موفق باشید، لذت بردم.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
ممنونم...این یکی از پستهای وبلاگم بود که بدون ویرایش اینجا منتشرش کردم...
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
دست مریزاد.
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
واقعاماداریم به کجامیریممممممممممممممم متن زیباییییییی بودددددددد
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
جاهای خوبی نیست...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
اوف ...حالا خدا کنه از رنگ سبز چشماش کینه برنداری.... همه چشم سبزها لزوما بد نیستنا :))))) ولی حق داری ....واقعا به کجا چنین شتابان:/
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
نه از چشم سبزه کینه نداره که! به نظرم از مسئول های دانشگاه کینه بردار و برو یک نارنجک بنداز تو اتاقشون. البته نه! ولش کن... اگه اینجوری باشه همه جا رو باید نارنجک بارون کنیم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
خدا کنه :))
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
این جمله حکیمانه ی : "همه جا رو باید نارنجک بارون کنیم" ماره گیریفت! یه حسی بهم میگه ما در آینده هم سلولی (هم بندی، اتاقِ حبسِ مجازاتِ مشترک) خواهیم شد!
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
نه بابا چیکارم به چشمای سبزش...دردم از چیز دیگه ای بود...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
خداروشکر...ایشالله اوندرداتونم به زودی زود برطرف شه (^_^)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
از قدیم میگن اگه خر داشته باشی اندازه خر هم حساب میشی نداشته باشی ینی خرم حسابت نمیکنیم / :((
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
عجب جمله ای!
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
والا منکه به شخصه اینو تجربه کردم / خیلیم تلخ
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
عجب جمله ای...
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/٠٩/٢٩
٠
٠
هعععی..ولی تخسیر چش سبزه نیستا..من خودم چشمام سبزه روشون غیرت دارم:دی...با تچکر:) ایرانست دیگر چ میشود کرد:)
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
:)))
شادی
شادی
٩٣/٠٩/٣٠
٢
٠
به نظرم حرف این مسئول آموزش منطقی به نظر نمیرسه. کسی که با کنکور و تلاش و به خاطر استعدادهاش وارد دانشگاه میشه توی دانشگاههای دولتی، دولت خودش رو موظف میدونه که هزینه تحصیلش رو پرداخت کنه ولی کسی که بدون کنکور وارد دانشگاه میشه و پولی درس میخونه از استعداد تحصیلی کمتری برخورداره و باید هزینه تحصیلش رو خودش پرداخت کنه... بنابراین به هیچ عنوان منطقی نیست که شما بپذیرید چون این شخص هزینه تحصیلش رو خودش پرداخت میکنه حق بیشتری داره در واقع این فرد باید هزینه استعداد کمترش رو پرداخت کنه.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
اما متاسفانه این حرف رو میزنن...
شادی
شادی
٩٣/١٠/٠١
١
٠
خب شما باید همین جواب رو به اون مسئول بگید. نباید گذاشت این جور افکار و حرفهای بیخود ترویج پیدا کنه. وقتی شما نقش قربانی رو بازی میکنید این جور افراد هم جری تر میشن.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
اون مسئول آموزش هم تقصیری نداره...مشکل از جاهای دیگریست...
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
حرفش منطقی بوده ، چرا ناراحت شدید ؟؟ همه می تونن درس بخونن و رتبه خوب بیارن ولی همه که نمی تونن بابای پول دار داشته باشن ! همه وقت زیادی دارن ، پس درس می خونن و می تونن به راحتی تستای کنکور رو بزنن ، ولی بچه پولدارا که وقت زیادی ندارن،یا باید برن مهمونی یا مهمون بیاد خونشون یا با دوستاشون برن بیرون ، وقت اضافه ندارن که بشینن درس بخونن . پس به هیچ عنوان خودتان را با آنها مقایسه نکنید و توقع نداشته باشید که یک نوع برخورد با ما و بچه پول دارها شود !
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
نه دیگه سعی کردم از این حرفها ناراحت نشم...واقعا منطقی بود خب...
خورشید
خورشید
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
این جا و تو وبلاگ چقدر فرق کرده این نوشته سودی
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
نه بابا فکر نکنم بیشتر از یکی دو کلمه تغییرش داده باشم...
par!sa
par!sa
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
بینلا هم معضلی شدن =_=
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
واقعا!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام: فقط خدا به ما رحم کند. متأسفانه اوضاع هر روز بدتر هم میشه.ممنون
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
متاسفانه...
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
مگه نشنیدین می گن کاری که پول می کنه قول نمیکنه.یا بند پ رو نشنیدین پول وپارتی.
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
چرا...متاسفانه باید پذیرفت...
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
من فكر ميكردم بچه هاي دولتي رو نسبت به بينل بيشتر تحويل ميگيرن :/
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
اصلا اینطور نیست...مخصوصا که یه قانون اومده که میخوان دانشگاه های بین الملل رو جمع کنن و به جاش به دانشگاه های دولتی سهمیه بدن که بینل ها هم قاطی دولتی ها بیان و سرکلاس بشینن:|
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
بعضي از دانشگاها الانم بينل و دولتي قاطين اينطوري خيلي بده عادلانه هم نيست در ضمن ظرفيت جديد به دانشگاه نميدن از ظرفيت دولتي كن ميكنن ميدن بينل :|
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
خیلی متن زیبایی بود. متشکرم . واقعا لذت بردم . چقدر فرق هست. البته ما دانشگاه آزادی هستیم و ترمی دو میلیون شهریه میدیم و حتی جوابمون رو هم نمیدن :|
s_esfandiary
s_esfandiary
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
ممنون از شما:) چی بگم...همینه دیگه...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠