بابکی که قربانی شد...
یادداشتی پیرامون خودکشی کشتی‌گیر جوان کرمانشاهی

بابکی که قربانی شد...

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

این روزها می‌خواستم بنویسم، بگویم، اما این‌قدر تلخ و سیاه بود که با خود گفتم من دیگر تلخ ننویسم، رفتن مرتضی پاشایی، مجید بهرامی و سر طلایی آبی‌ها غلامحسین مظلومی کام همه مردم را تلخ کرده بود  به خصوص جامعه هنر و ورزش اما این جامعه پر آشوب ورزش اتفاق سیاه دیگری هم داشت و آن هم مرگ تلخ جوانی به دلیل ندانم کاری خودش و بی‌مسئولیتی مسئولین کشتی بود.

نام این جوان بابک بود و نام خانوادگی‌اش همچون سرنوشتش قربانی است.

بابک اما تا چند سال پیش این نبود سرنوشتش، ما ورزش دوستان در خبرها می‌شنیدیم بابک قرار است کارولین کشتی دنیا باشد، اما در همین روزها که تمام رسانه‌ها در حال پوشش دیگر خبرهای تلخ کشورمان بودند، بابک هم در زندان دیزل آباد به زندگی خود پایان داد!

اشاره کردم که نمی‌خواستم بنویسم اما نمی‌دانم چرا حس کردم دینیست به گردنم. نمی‌دانم چرا حس کردم به خاطر این‌که 4سال پیش بابک با شایستگی در گوانژو طلا را کسب کرد یا بعد از که با سیستم چرخشیه محمد بنا مدال‌های دیگری را درو کرد و دل یک ملت را را شاد کرد، حقش هست حالا که دستش از دنیا کوتاه است من از او بگویم. پرونده قتل عمدش هنوز باز بود و دادگاه‌هایش همچنان ادامه داشت و اگر خودکشی هم نمی‌کرد مجازاتش اعدام بود.

بابک داستان ما پسر خوش اندام کرمانشاهی بود که محمد بنا او را به کشتی معرفی کرد اما خیلی زود اسیر شهرت شد و در ادامه اسیر اتفاقی تلخ یعنی فراموشی شد. بابک از سال 2007 تا 2011 افتخارات زیادی برای کشتی فرنگی ایران کسب کرده بود اما وقتی به دلیل سهل انگاریه مسئولان کشتی و مشاوره‌های بد اطرافیانش به دام دوپینگ افتاد سرنوشتش کاملا عوض شد، همه او را رها کردند، انگار اصلا وجود نداشته!

در دوران محرومیتش بود که آن حادثه تلخ رقم خورد که منجر به فوت یک جوان 25ساله شد. خیلی از هم تیمی‌هایش برایش اشک ریختند که به جای رفتن به المپیک لندن راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شده بود و در انتظار اعدام بود. پس از آن اتفاق به عنوان یک ورزش دوست، اخبار مربوط به بابک را دنبال می‌کردم، خیلی از اهالی کشتی مانند محمد بنا، حمید سوریان و حتی بزرگ مرد کشتی ایران و جهان عبدلله موحد به کرمانشاه رفتند، بابک هم واقعا و با تمام وجود به اشتباهش پی برده بود و نادم بود اما حیف که برای نادم بودن دیر بود و خانواده مقتول با وجود تمام پادرمیانی‌ها برای رضایت، کوچکترین نرمشی نشان ندادند که حق هم داشتند.

دو سال ماندن پشت میله‌ها مطمئنن برای پسری که در رویاهایش طلای المپیک را می‌دید حتما آن‌قدر کابوس‌وار بود که دیگر نخواست این کابوس ادامه داشته باشد.

به حرمت سربلندی که زمانی بابک برای کشورمان به ارمغان آورده بود او را قضاوت نکنیم، همه ما اشتباه می‌کنیم، گاهی سقوط خیلی به ما نزدیک است و گاهی همان لحظه چشمان‌مان بسته است و همان لحظه چشمان بابک داستان ما بسته بود که چقدر بد که بسته بود. بابک را قضاوت نکنیم زیرا اگر به جای دیزل آباد به لندن می‌رفت 100% روی سکو بود اما حیف که سرنوشتش اینگونه شد. بابک را قضاوت نکنیم زیرا ما نمی‌دانیم بر جوانی که رویایش این بود که تمام مردم میهنش سرود ملی کشورشان را با او بخوانند در زندان چه گذشت، بابک را قضاوت نکنیم که می‌گویند زندان خیلی سخت است به خصوص غروبش و این 2سال این جوان خیلی سختی کشید. به جای قضاوت بابک دعا کنیم که همه مردم کشورمان عاقبت به خیر شوند و گذر دشمن‌مان هم به زندان نیفتد...

بابک را قضاوت نکنیم زیرا .... عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است/ اگر به سختی گذرد نیم نفس بسیار است

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
خیلی ممنون از این مطلب/من هم روز فوت این قهرمان ملی میخواستم مطلبی بگذارم اما نشد/برای مظلومیتش و جوانیش خیلی گریه کردم .برای کسی که یک زمانی قهرمان بود شاید مثل خودم ولی کارش به جاهای رسید که به زبان خودش میگفت وقتی می بین به جای اینکه در مسابقات بین المللی باشم بین یه مشت اوباش و قاتل و معتاد باید سپری کنم دیونه میشم.به والله که گریه و زاری برای این جوان مدال آور کشورمون که پرچم ایرانو توی مسابقات بالا میبرد واجبتر از یه خواننده بود.متاسفم برای ملتم که هیچکس در زمان فون پاشای یادی از این جون نکرد در صورتی که مرگشون همزمان با هم بود.http://images.khabaronline.ir/images/position1/2010/11/10-11-22-133052untitled.bmp.jpg
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
خیلی ممنون از لطفتون آقای آتشروان. کاش شما مینوشتید چون قلم شما بسیار تواناست و نوشته های شما خیلی زیباست و اگه شما مینوشتید از مطلب من خیلی زیباتر میشد و بهتر مظلومیت بابک گفته میشد. واقعا خیلی سخته یه قهرمان ملی بین همچین آدمایی باشه.... امیدوارم تو بقیه مسائل زندگیتون به تمام آرزوهاتون برسید. خیلی ممنونم که هم وقت گذاشتید و هم لینکا فوق العاده بود... موفق باشید... (البته مرتضی پاشایی جایگاه خودش رو داشت و بابک قربانی هم جایگاه خودش رو... به نظرم واسه همه ی افتخار افرینای کشور باید مراسم با شکوهی برگزار بشه...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
http://8pic.ir/images/39438563430422250391.jpg
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
http://upload.ghashang.com/images/5io70m1e3ypdug8yopvu.jpg
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
http://www.mirmalas.com/wp-content/uploads/2014/04/1476538_552012058207241_192008892_n.jpg
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
http://www.photoaman.com/images/photos/590/2011022617131614.jpg
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/8/26/793404_937.jpg
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
گله دارم/گله از مسولان بلند پایه تر که در این موارد دخالت نمیکنن وباعث میشن کار به اینجاها برسه /اگر پا در میونی یکی از این مسولان میبود شاید اینطوری سرنوشتتش ذرغم نمیخورد
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
کاملا به موضوع درستی اشاره کردی. بعضی مسئولین بلند پایه فقط بلدن بعد از اینطور اتفاقات تلخ میز گرد بذارن که چرا اینطور شد... اما زمانی که باید جلوی این اتفاقات رو بگیرن اصلا نیستن. ممنونم از اینهمه لطف آقا اشکمهر...
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
باجناب آتشروان تابعضی قسمتاش همنظرم امابایدبدونیم که انسانهاخودمسول زندگیشونننننننننننننننننننن
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
ممنونم از اینکه لطف کردید و نظر گذاشتین. منم مثل شما با قسمتی از صحبتای اقا اشکمهر موافقم ... شما درست میگید ادم خودش مسئول اعمالش اما گاهی تصمیم غلط یه ادمایی در سرنوشت ادمای دیگه تاثیر میذاره...
samira_h
samira_h
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
این اتفاق مال کیه ؟؟ واقعا متاسف شدم :(
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
تقریبا زمانی که مرتضی پاشایی دعوت حق رو لبیک گفت این اتفاق تلخ هم افتاد. موافقم بانو خیلی متاثر کننده هستش این اتفاقات. ممنونم که وقت گذاشتین...
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
ای بابا ////// چیزی نمتونم بگم واقعا
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
ممنونم از حضورت علی جان
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٠٩
٠
٠
http://yon.ir/Ya9w
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٠٩
١
٠
به حرمت سربلندی که زمانی بابک برای کشورمان به ارمغان آورده بود او را قضاوت نکنیم، همه ما اشتباه می‌کنیم، گاهی سقوط خیلی به ما نزدیک است و گاهی همان لحظه چشمان‌مان بسته است و... .. / کامنت من همین جمله زیبا از خودِ متن میتونه باشه.... .
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
بسیار سپاسگزارم جناب شمشیری از لطفی که به نوشته ی من داشتین... انشاءلله خدا عاقبت همه ی ما رو به خیر کنه و بتونیم در لحظات حساس تصمیمات درست بگیریم. خیلی ممنونم که وقت گذاشتین...
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
نمی دونم چی بگم:/ جوانی کرده و هر اشتباهی تاوانی داره....ولی حیف استعدادش:(
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
دقیقا حیفه اینهمه استعداد که به خاطر ندانم کاریه خودش و اشتباه مسئولان سوخت و از بین رفت.... خیلی ممنونم که وقت گذاشتین..
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
من اینو نمیدونستم....متاسف شدم.ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
واقعا تاسف آور هم هست. خیلی ممنونم بانو مهرناز که وقت گذاشتین و خوندین...
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
من چقدر از خوندن این ها ترسیدم...نه اینکه مرگ داشت نه از این ترسیدم که چقدر همه میتوانند قاتل بشن حتی یک قهرمان چقدر یک لحظه چشم میشه بست و بعد دید بین آدمهایی هستی که هیچ سنمی با تو ندارند.. من چقدر ترسیدم از خوندن اینها...
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
واقعا ترس هم داره.... گاهی آدم به چنان ورطه ی هولناکی سقوط میکنه که بسیار وحشتناک تر از تصورات آدم هستش. نکته ی جالبی گفتین چقدر ترسناکه رفتن بین کسایی که هیچ ربطی به آدم ندارن... ممنونم واسه حضورتون
amin20
amin20
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
ای کاش خودکشی نمیکرد ! :(
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
ای کاش این نمیشد سرنوشتش.... میتونست خیلی موفق باشه. ممنونم واسه حضورتون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٠
٠
٠
من نمیدونستم :( خودکشی اصلا کار درستی نیست
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
آخه زمانی این اتفاق افتاد که همه درگیر مسائل دیگه بودن.... ممنونم پریا خانوم واسه حضورتون....
علی شرقی
علی شرقی
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
بسیار زیبا نوشته اید ممنون از شما که به فکر این ورزشکار و قهرمان عزیزمان بودید کاش هرچه بیشتر برایش تلاش می کردند دوستان ورزشی تا کارش به اینجا نمی کشید که اینچنین با نومیدی خودش به زندگی اش پایان دهد شاید اگر کورسویی امید می داشت که شاید اعدام نشود کارش به اینجا نمی کشید ورزش ما تا زمانی دنبال ورزشکاره که بتونه قهرمانی کسب کنه بعدش خداحافظ....خسته بود و شکسته و نومید در سرش فکر مرگ می پیچید روزی پنج شش پاکت سیگار … به ته خط رسیده بود انگار در اتاقی به سردی پاییز دود می شد چه پوچ و رعب انگیز مضطرب بی هدف پریشان حال حلقه ی دودهای رو به زوال کوه غم بود هی فرو می ریخت نعش خود را به دار می آویخت
s_sali
s_sali
٩٣/٠٩/١١
٠
٠
خیلی ممنونم بابت لطفی که شما همیشه به این حقیر دارین. فکر نمیکنم زیبا نوشته باشم اما دوست داشتم یادی بکنم از کسی که دستش از دنیا کوتاه شده. کاش این اتفاقی که شما گفتین می افتاد . کاش اینطور نمیرفت بابک. متن فوق العاده زیبایی انتهای کامنتتون نوشته بودین. خیلی خیلی خوشم امد. ممنونم از حضورتون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٩/١٣
٠
٠
چی بگم!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤